printlogo


رمزگشایی لهجه خراسانی از متون کهن
محمد بهبودی نیا

 شاید برای شما هم پیش آمده باشد در زمان خواندن شعری از شاعران کهن خراسانی به چند واژه رسیده باشید که در لهجه مادری‎تان هنوز زنده است. کلماتی که شما از معنا و کاربرد آن آگاهی دارید ولی بسیاری از استادان دانشگاه، درباره خراسانی بودن این کلمه و معنی اش چیزی نمی دانند. 
کلماتی که در لهجه های مختلف به کار می روند، در واقع ریشه های زبان فارسی امروزند. شناخت ریشه واژه‌ها علاوه بر این که در خوانش بسیاری از متون کهن راهگشاست به ارتباط دقیق‌تر، انتقال بهتر مفاهیم در گفت و گوها و جلوگیری از برداشت‌های نادرست از کلام کمک می‌کند. اگر این میراث به‌درستی ثبت و آموزش داده نشود، پیوند ما با متون کهن گسسته می‎شود و این منابع  برای نسل‌های بعد ناشناخته خواهد ماند. علیرضا بدیع، شاعر و پژوهشگرخراسانی چند سالی است که در صفحه شخصی خود به چرایی اهمیت لهجه و ریشه کلمات در ادبیات می پردازد، در ادامه با بدیع در این باره گفت و گو کرده ایم.  
​​​​​​​
جناب بدیع ابتدا برویم سراغ این سوال که چرا شناخت لهجه های مناطق مختلف ایران و به ویژه خراسان مهم است ؟
ببینید،همان قدر که فهم ریشه واژگان به تصحیح نسخ و متون کهن  کمک کند،گویش و لهجه‌های مناطق مختلف کشور در تصحیح متون موثر است. گاهی اختلاف نسخه‌ها و ضبط‌های نابجا یا واژه‌ای که مصحح آن را اشتباه تصور کرده، ممکن است با شناخت یک گویش منطقه‌ای توضیح داده شود. به‌ ویژه در آثاری که در یک حوزه جغرافیایی مشخص پدید آمده‌اند، شناخت زبان و گویش‌های همان منطقه می‌تواند برای فهم واژگان اثر بسیار ارزشمند باشد. نمونه موفقش تصحیح استاد یاحقی برتاریخ بیهقی و شاهنامه است؛استاد محمدجعفر یاحقی، خراسانی است و با انواع لهجه های رایج در خراسان آشنایی دارد؛ او در مواجهه با تاریخ بیهقی و شاهنامه به نکات بکری در زمینه کاربرد لهجه در این متون دست یافته و به درستی به تصحیح متون پرداخته است.
یک نمونه روشن دیگر از اهمیت فهم درست واژه‌ها، ماجرایی است که برای استاد شجریان پیش آمده بود. فردی با توهین به استاد شجریان گفته بود که شجریان معنای «گلاب» را نمی‌داند در فلان شعر حافظ و گلاب‌پاشی را با «گله آب‌پاشی» به معنای کمی آب ریختن روی چیزی اشتباه گرفته.  این درحالی است که این فرد به دلیل نا آگاه بودن از ریشه این کلمه تصور کرده بود که استاد شجریان، دچار اشتباه شده است. 
وقتی ریشه کلمات را بشناسیم، هر متنی را که این روزها به نام مولانا و صادق هدایت و سهراب سپهری و ... منتشر می‌شود، به راحتی نمی‌پذیریم. بسیاری از ما این روزها با کلمات محدودی در ارتباطیم و اگر ریشه کلمات را بدانیم، دایره واژگانی‌مان گسترده‌تر می‌شود. 

شما از چه زمانی به اهمیت شناخت ریشه کلمه و لهجه خراسانی در متون کهن پی بردید؟
در دوران نوجوانی وقتی شعرهایی از قدما را می‌خواندم، از دیدن هرکلمه‎ در آن متن که درلهجه ما خراسانی‌ها هنوز کاربرد دارد، شگفت‌زده می‌شدم؛ این در حالی بود که آن زمان بسیاری از ما  از ترس مورد تمسخر قرار گرفتن به دلیل داشتن لهجه، آن را پنهان می کردیم. هرچه جلوتر آمدم و مطالعاتم بیشتر شد، دیدم بله، این کلماتی که ما در گویش‌های خراسانی و گویش‌های بومی دیگر داریم، در شعر قدیم چقدر زیاد است و شناخت این لهجه ها چقدر می‌تواند فهم آن کلمات را آسان کند و از طرفی در احیای برخی متون موثر باشد. ارزش لهجه ها مثل آتش زیر خاکستر است در سردترین روز زمستان.
پیشنهاد شما برای جلوگیری از خاموشی و فراموشی لهجه ها چیست؟
به نظرم اول از همه فرهنگستان باید یک کارگروه را مأمور کند که  از هر گویش و زبان، چند نفر متخصص- از شهرها و استان‌های مختلف - دعوت به همکاری شوند، بعد در قالب یک کارگروه ۲۰۰ نفره ، این کلمات را در لهجه ها ردیابی کنند و زیرمجموعه‌ها و متعلقاتش را به صورت شجره‌نامه آن واژه بنویسند.این کار می‌تواند یک اقدام جدی برای ثبت و حفظ گویش‌های ایرانی باشد.
در گام بعدی فرهنگستان زبان و ادب فارسی و بسیاری از نهادهای دیگر، به جای این که مبالغی را برای ساختن و پرداختن به برخی کلمات اختصاص دهند که هیچ جذابیتی برای مخاطب ندارد، باید تصمیمی قاطع بگیرند و بودجه‌ای درخور توجه به  شناخت دقیق تر لهجه ها و ریشه های آن اختصاص بدهند.