
روســـای دســـتـــگاه اطلاعاتی ترکیه و قطر به دمشق سفر کردهاند. این سفر مشترک لحظه احیای بلوکی را به تصویر میکشد که با کودتا در «بهار عربی» به محاق رفت. ابراهیم کالین در فیلم از مسجد اموی بازدید میکند که اردوغان در ۲۰۱۲ گفت در آن نماز خواهد خواند؛ اما اوضاع بر وفق مراد پیش نرفت وبه دیدار با اسد رضایت داد که او نپذیرفت.اما ترکیه از ۷ سال پیش در حال آموزش «فنون حکمرانی» به مخالفان در ادلب بود که پیشروی ارتش سوریه و متحدانش در ۲۰۱۹ پشت دروازههایش متوقف شد و به نوعی هم روسیه تحت الزامات دوستی با آنکارا تمایلی به ادامه کار نداشت. حالا اما ابومحمد جولانی یا همان احمد الشرع فرمانده هیئت تحریر الشام با ماشینی که خود پشت فرمان آن نشسته است، رؤسای دستگاههای امنیتی ترکیه و قطر را در مسیر رسیدن به مسجد اموی دمشق همراهی می کند، نمادی آشکار از تحولات منفی در بحران سوریه که نشان از سیاستهای مداخلهجویانه و ویرانگر این کشورها دارد. از سال ۲۰۱۱ تاکنون، ترکیه و قطر با حمایت از گروههای افراطگرا، در تشدید بحران سوریه نقش اساسی ایفا کردهاند. این دو کشور با تأمین مالی و تسلیحاتی گروههایی نظیر تحریرالشام، موجب گسترش ناامنی و تخریب زیرساختهای این کشور شدند. اکنون، با حضور جولانی در دمشق، به نظر میرسد تلاشها برای مشروعیتبخشی به این گروه شدت گرفته است. همراهی مقامات ترکیه و قطر با جولانی، پیام روشنی به محور مقاومت ارسال میکند: حمایت بیقید و شرط از حاکمان جدید سوریه.رهبر جمهوری اسلامی ایران به تازگی تأکید کردند که «اتاق فرمان تروریستها در سوریه در دست آمریکا و اسرائیل است» و این دو کشور با مدیریت گروههایی همچون تحریرالشام، در پی ایجاد بیثباتی و تجزیه منطقه هستند. ایشان خاطرنشان کردند که این توطئهها با ایستادگی محور مقاومت و گسترش آن در سراسر منطقه ناکام مانده و خواهد ماند و هدف اصلی آنها، تجزیه کشورهای منطقه و جلوگیری از گسترش مقاومت است. این اظهارات نشان میدهد که ایران به خطرات ناشی از همکاری ترکیه، قطر، آمریکا و اسرائیل برای تضعیف محور مقاومت کاملاً واقف و برای مقابله با آنها کاملا آماده است. ترکیه و قطر با این اقدام، تلاش میکنند جایگاه خود را در معادلات سیاسی منطقه تقویت کنند، در حالی که ادامه این روند، به پیچیدهتر شدن بحران و افزایش رنج مردم سوریه منجر خواهد شد.
بحران اقتصادی ترکیه و چالشهای مالی تحریرالشام
در حالی که اسد سرمست از پیروزی موقت و بازگشت به اتحادیه عرب، هیچ گامی در راه اصلاح و کاهش فشار استبداد برنداشت و دمشق غرق بحران اقتصادی بود، دولت ادلب با کمک ترکیه پروژههای اقتصادی اجرا کرد و مسلحین نیز مجهزتر شدند. ترکیه آن چه را در ادلب کاشت، امروز در دمشق درو میکند؛ اما این «فتح» تا کی ادامه مییابد؟ آیا نفوذ نرم اقتصادی ضامن آن خواهد بود؟سیاست ترکیه در سوریه از ابتدا بر پایه حمایت از گروههای تروریستی و تلاش برای سرنگونی دولت سوریه بنا شد. این سیاست که با هدف گسترش نفوذ منطقهای ترکیه و تضعیف محور مقاومت طراحی شده بود، اکنون با انتقال جولانی به دمشق و تلاش برای مشروعیتبخشی به تحریرالشام به نقطه اوج خود رسیده است. ترکیه از طریق ایجاد مناطق حائل در ادلب و تجهیز گروههای مسلح، تلاش کرد حضور خود را در شمال سوریه تثبیت کند. اما این سیاستها با چالشهای متعددی روبه روست. نخست، حمایت از گروههای تروریستی به وجهه بینالمللی ترکیه لطمه وارد کرده و روابط آن را با کشورهای همسایه و حتی متحدان سنتیاش تضعیف کرده است. دوم، این سیاستها به بحران انسانی در سوریه دامن زده و زندگی میلیونها نفر را تحت تأثیر قرار داده است.از سوی دیگر، مناطق تحت کنترل تحریرالشام در شمال غرب سوریه، به دلیل جنگهای مداوم و تخریب گسترده، در وضعیت بحرانی قرار دارند. ترکیه که نقش اصلی را در حمایت از این گروه ایفا میکند، با چالشهای جدی برای تأمین مالی و اقتصادی این مناطق مواجه است.از یک سو، بحران اقتصادی ترکیه و فشارهای داخلی، توانایی آنکارا برای ادامه حمایتهای مالی از این مناطق را کاهش داده است. از سوی دیگر، تحریرالشام، قادر به ایجاد ساختارهای اقتصادی پایدار نیست و وابستگی شدید به حمایتهای خارجی دارد. این وضعیت نه تنها بقای این گروه را به خطر میاندازد، بلکه به بیثباتی بیشتر در منطقه دامن میزند.تحولات اخیر در منطقه نشاندهنده انعطافپذیری و تطبیق محور مقاومت با شرایط جدید است. در حالی که ترکیه و قطر به دنبال گسترش نفوذ خود هستند، محور مقاومت می تواند با تغییر استراتژی از حمایت صرف از دولتها به تقویت جنبشهای مردمی، قدرت خود را حفظ کند و حتی افزایش دهد.
فراخبر با ترکیه چه باید کرد؟علیرضا حجتی
Political@khorasannews.com
ترکیه در منطقه دست برتر را پیدا کرده، اسرائیل تقویت شده و شبکه مقاومت به شدت تضعیف شده است. اما این پایان ماجرا نیست. دنیای سیاست بینالملل پر از لحظاتی است که در آن ورق برگشته و همهچیز تغییر کرده است.
اما چه باید کرد؟ به طور مختصر، سه دسته اقدام مطلوب به نظر میرسد:
۱. جلوگیری از تداوم نقشههای ترکیه و اسرائیل در منطقه
۲. باز کردن جبهه جدید مقابل ترکیه
۳. ایجاد موازنه جدید در منطقه.
۱. جلوگیری از تداوم نقشههای ترکیه و اسرائیل در منطقه
نقشههای ترکیه و اسرائیل به سوریه ختم نمیشود. کارشناسان سه اقدام احتمالی از سوی این دو بازیگر پیشبینی میکنند:
آشوب در عراق
حمله به یمن و تضعیف حوثیها
تکمیل کریدور زنگزور با تصرف سیونیک ارمنستان
یمن حیاطخلوت عربستان محسوب میشود و طبیعتاً عربستان به مداخله قدرتها در این کشور رضایت نخواهد داد. در صورتی که ایران با نقش میانجی، صلح بین انصارا... یمن و عربستان را ممکن کند، عربستان میتواند شریک منافع ایران در یمن باشد و در مقابل نقشه اسرائیل برای حمله به یمن ایستادگی کند. با توجه به لابی قدرتمند عربستان در میان جمهوریخواهان آمریکا، این امر کاملاً ممکن به نظر میرسد.
درباره سیونیک، باید با کمک روسیه که منافع خود را در سوریه از دست داده، کنترل این منطقه تضمین شود. ایران میتواند و باید در لیبی به نفع روسیه، مصر و امارات درگیر شود تا منافع روسیه در آفریقا تأمین شود. همچنین، روسیه به خوبی میداند نباید به ترکیه برای افزایش نفوذ در قفقاز اجازه دهد. این موارد میتوانند روسیه را در جبهه ایران نگه دارند.
درباره عراق، منافع مشترک ایران و عربستان میتواند مانع مداخلههای خارجی در این کشور شود. یکی از برگهای برنده ایران و عربستان، در نظر گرفتن نقش بیشتر برای چین در عراق است تا بازار ترکیه در این کشور تحتالشعاع قرار گیرد.
۲. باز کردن جبهه جدید مقابل ترکیه
ترکیه در جهان منافعی دارد که باید تضعیف شود. دو مورد در دسترس ایران قرار دارد:
کریدور فاو در عراق
و جنگ داخلی لیبی
کریدور فاو با نفوذ عربستان قابل متوقف کردن است. عربستان، به دلایلی که پیشتر و در ادامه ذکر شده است، حاضر به همکاری با ایران است. ایران همچنین باید پای چین را به منطقه باز کند تا از طریق نفوذ آن، جلوی کریدور فاو را بگیرد و امتیازات مناسبتری برای عراق ارائه کند.
در جنگ داخلی لیبی، ایران باید بهطور جدی وارد عمل شود و با دولت وفاق ملی لیبی که همپیمان ترکیه است، مقابله کند تا منافع ترکیه تهدید شود.
۳. ایجاد موازنه جدید در منطقه
ایجاد موازنه جدید با کمک امارات، عربستان و مصر که هیچکدام راضی به تداوم افزایش قدرت ترکیه در منطقه نیستند، ضروری است. البته هرکدام از این کشورها دلایل دیگری نیز برای همراهی با ایران دارند.
امارات و مصر به دلیل درگیری با ترکیه در لیبی مایل به مقابله با این کشور هستند.
عربستان برای حفظ امنیت مقابل انصارا... حاضر به همکاری است.
هر سه کشور برای مقابله با اندیشه اخوانی که ترکیه و قطر از آن پشتیبانی میکنند و اکنون مقر دیگری در سوریه یافته است، انگیزه قوی دارند.
این سه کشور ظرفیت خوبی برای رویارویی با طرحهای ترکیه در منطقه دارند و میتوانند بخشی از موازنه جدید باشند.