printlogo


سوریه؛ از تطبیق نشانه‌های ظهور تا آزمون سنت های الهی
ماشاءا... ذراتی 


در فضای معارف دینی مرتبط با مهدویت و ظهور امام عصر(عج)، همواره دو دسته مبحث مطرح بوده است: نشانه‌های ظهور و سنت‌ها و قواعد حاکم بر تحولات منتهی به ظهور. اگرچه نشانه‌های ظهور نظیر سفیانی، نفس زکیه، صیحه آسمانی، خسف بیداء، نبرد قرقیسیا و... همواره توجه علاقه‌مندان را جلب کرده اما نکته‌ای که گاه در میان علاقه‌مندان مغفول می‌ماند، این است که این نشانه‌ها لزوماً ما را به یک نقش فعال و مسئولانه در شرایط قبل از ظهور رهنمون نمی‌سازند.
بخش قابل توجهی از این نشانه‌ها جنبه «خبری-تفسیری» دارند و رعایت جوانب احتیاط در تطبیق آن‌ها ضروری است، چرا که می‌تواند منجر به انتظار منفعلانه یا حتی شور و هیجان‌های زودگذر و بی‌پشتوانه شود. در مقابل، سنت‌ها و قواعد حاکم بر مسیر ظهور ماهیتی «تکلیف‌ساز» و «آمادگی‌افزا» داشته و انسان مؤمن را به هوشیاری، تهذیب نفس و تقویت حضور اجتماعی خود فرامی‌خوانند.
در میان این سنت‌ها، «سنت تمحیص» یا همان «غربال و پالایش مؤمنین» پیش از ظهور، جایگاهی ویژه دارد. این سنت الهی مبتنی بر این است که پیش از فرا رسیدن ظهوری که جهان را به سوی عدالت، توحید و معنویت راستین هدایت می‌کند، جبهه حق دچار یک سلسله پالایش‌های درونی می‌شود. این پالایش از آن جهت اهمیت دارد که با جدا کردن سره از ناسره، موجب می‌شود تنها عناصر خالص، پایدار و مقاوم در مسیر حق باقی بمانند. این سنت در سال‌های منتهی به ظهور، چنان‌که در روایات و تحلیل‌های عالمان دینی آمده، شدت خواهد گرفت.
در نقطه مقابل، پرداختن به نشانه‌هایی مانند خروج سفیانی، هرچند موضوعی مهم و قابل بحث در متون روایی است، اما در عمل، بسیاری را دچار نوعی انتظار صرفاً «تماشاگرانه» می‌کند. اگرچه شناخت سفیانی به عنوان یکی از مخالفان اصلی جریان حق در آستانه ظهور، می‌تواند تحلیلی تاریخی-اعتقادی از آینده ارائه دهد، اما تطبیق شتابزده و عجولانه آن با رخدادهای فعلی، بدون رعایت معیارهای متقن، ما را به انفعال می‌کشاند. این انفعال از آن رو ناشی می‌شود که افراد از خود می‌پرسند: «حال که سفیانی ظهور نکرده، پس تکلیف ما چیست؟ آیا باید صبر کنیم تا او بیاید و بعد وظایف خود را انجام دهیم؟» بدین‌ترتیب نگاه صرف به نشانه‌ها، بدون درک عمیق سنت‌ها، می‌تواند فضای روانی جامعه را به سمت بی‌عملی سوق دهد.
یکی از دلایل مهمی که سنت‌ها از جمله سنت تمحیص را در مقایسه با نشانه‌های ظهور از اهمیت بیشتری برخوردار می‌کند، این است که سنت‌ها «تکلیف‌ساز» هستند. نشانه‌ها غالباً نوعی «خبر-تفسیر» از آینده‌اند. دانستن آن‌ها در حد خود خوب است، اما الزاماً انسان را برانگیخته نمی‌کند تا کاری انجام دهد. در مقابل، سنت تمحیص به انسان هشدار می‌دهد که او خود نیز در معرض آزمون قرار خواهد گرفت. این هشدار وجدان انسان را بیدار کرده، او را به خودسازی، بصیرت‌افزایی، تعمیق ایمان و عمل صالح وامی‌دارد. این‌گونه است که توجه به سنت تمحیص از ما یک «کنشگر» می‌سازد نه یک «تماشاگر».
رهبران انقلاب اسلامی، همچون امام خمینی(ره) و امام خامنه‌ای(حفظه‌ا...)، حتی پیش از دوران رهبری‌شان نیز به طور محسوسی کمتر از نشانه‌های ظهور و مصادیقی نظیر سفیانی سخن گفته‌اند. آنچه در بیانات و مکتوبات این بزرگان برجسته است، تأکید بر «قواعد» و «سنت‌های» الهی در تحولات تاریخی جوامع، به خصوص در دوران گذار و تلاطم است. آنان همواره به نقش مردم، هوشیاری، استقامت، توکل، بصیرت و تلاش پیگیر در جهت برپایی حکومت عدل الهی اشاره داشته‌اند. این رویکرد نشان می‌دهد که سنت‌ها، به سبب ایجاد حس مسئولیت در افراد و جوامع، از اولویت بیشتری برخوردارند.
تطبیق سنت تمحیص در ماجرای سوریه به ما می‌آموزد که حتی اگر یک کشور یا گروه در دوره‌ای بر مسیری درست گام بردارد (مثلاً مخالف جدی با صهیونیسم باشد)، این بدین معنا نیست که در آزمون‌های بعدی نیز سربلند بیرون خواهد آمد. محک‌های آینده که یکی از آن‌ها همین درگیری‌های پیچیده و چندوجهی در سوریه بود نقایص را آشکار می‌سازد، تا در نهایت تنها مؤمنان صادق، استوار و همراه با گفتمان توحیدی باقی بمانند. این همان سنت تمحیص است که از ما می‌خواهد همواره گوش‌به‌زنگ باشیم و بدانیم که ممکن است هر آن چه امروز به عنوان «جبهه حق» می‌شناسیم، فردا در آزمون‌های جدید، دچار ریزش شود. تنها دستاویز محکم در این مسیر توجه به پرچم «ولایت» و راه و مسیر شهدای شاخص چون شهید سلیمانی و شهید نصرا... است.
درک سنت تمحیص ما را به انجام تکالیف مهمی همچون خودسازی و بصیرت‌افزایی، اتکا نداشتن به ظواهر، آمادگی برای آینده و درک نقش تاریخی خویش هدایت می‌کند. چنین درکی انسان مؤمن را از حالت منفعل تماشاگری، به حالت فعال مشارکت گری در می‌آورد.
دلیل غفلت از سنت‌ها و توجه افراطی به نشانه‌ها
تمایل بیش از حد برخی افراد به نشانه‌های ظهور (نظیر سفیانی) شاید ریشه در امید ذاتی انسان به آینده‌ای روشن و متفاوت داشته باشد. افراد گاه می‌خواهند با چنگ زدن به علایم بیرونی، خود را از دغدغه‌های محیط پیرامون برهانند. این کار مثل این است که منتظر یک معجزه یا اتفاق ویژه باشیم که ما را به مقصد برساند، بدون آن که لازم باشد سختی مسیر و خودسازی را تحمل کنیم. اما روایات و سنت‌های دینی به ما می‌گویند: ظهور اگرچه نویدبخش عدالت جهانی است، اما این عدالت بر شانه‌های انسانی مستقر می‌شود که در آتش تمحیص گداخته و خالص شده‌اند «لا يحمل هذا العلم إلا أهل البصر والصبر».
سخن پایانی
از منظر آینده پژوهی توحیدی، آن چه اهمیت دارد، این است که در مسیری که به ظهور منتهی می‌شود، صرفاً به دنبال انطباق حوادث روز با نشانه‌هایی همچون سفیانی نباشیم. رهبران الهی و عالمان راسخ، بر این باورند که فهم سنت‌های حاکم بر تاریخ و جامعه، از پرداختن صرف به نشانه‌های ظهور مهم‌تر است. سنت تمحیص به ما می‌آموزد پیش از آن که جهان ظرفیت پذیرش حکومت عدل الهی را بیابد، جبهه حق خود نیازمند یک پالایش درونی است. این پالایش، آزمون‌های دشواری است که در آن افراد و گروه‌های مختلف غربال می‌شوند و تنها مؤمنان خالص، مقاوم و استوار باقی می‌مانند.
ماجرای سوریه مثالی روشنگر است که می‌توان آن را در چارچوب سنت تمحیص فهمید. در بحران سوریه، نتایج تلخی از ضعف‌های ساختاری و ایدئولوژیک حاکمیت سوریه آشکار شد و این ماجرا نشان داد که حتی جریانی که ظاهراً در جبهه مقاومت ضدصهیونیستی قرار داشت، در امتحان‌های سنگین‌تر دوام کافی نیاورد. چنین تحولی نه از سر تصادف، بلکه بر مبنای سنت الهی تمحیص صورت گرفت تا خلوص جبهه حق افزایش یافته و عناصر ناسازگار و ناپایدار حذف شوند.
آنچه امروز نیاز مبرم جامعه منتظر است، درک و عمل بر اساس سنت‌های الهی است. این سنت‌ها ما را از حالت انفعال و تماشاگری خارج می‌کنند و به سمت رشد درونی، مسئولیت‌پذیری، جهاد فکری و عملی و آمادگی برای آزمون‌های بزرگ تاریخی سوق می‌دهند. در این نگاه، سفیانی و دیگر نشانه‌ها دیگر نقش محوری ندارند، بلکه صرفاً علامت‌های جانبی در یک مسیر بزرگ‌ترند. مسیر اصلی همان راهی است که مؤمن را به کنشگری هوشمندانه، تهذیب نفس، بصیرت و استقامت هدایت می‌کند تا در نهایت، شایستگی یاری ولی‌عصر (عج) را به دست آورد. مسیری که اتفاقا در بیانیه گام دوم انقلاب اسلامی نیز قابل احصا و تشخیص است.