«محور مقاومت و ارتقای بازدارندگی ملی »
علیرضاعرب
ارکان اصلی بازدارندگی کشور عبارتند از:
- زرادخانه های عظیم موشکی و پهپادی
- رسیدن ایران به مرحله «آستانه هسته ای»
- حمایت از محور مقاومت و تقویت نفوذ منطقه ای
- نیروی دریایی در تنگه هرمز، خلیج فارس و سایر آبراه های بین المللی
بدون بازدارندگی نه امنیتی هست و نه رشد اقتصادی امکان پذیر خواهد بود.
ارتقا و احیای مستمر بازدارندگی ضرورت زمینه ای و ابتدایی برقراری امنیت و رشد اقتصادی پایدار محسوب می شود.
الف) بازدارندگی هسته ای و دریایی :
در چشم انداز استراتژی امنیتی و نظامی ایران، رسیدن به مرحله «آستانه هسته ای» در کنار افزایش «نفوذ منطقه ای» ، حمایت متقابل از «گروه های مقاومت» و ارتقای «توان موشکی و پهپادی» و تقویت روز افزون نیروی دریایی همگی، ستون های اصلی محسوب و ضامن ارتقای بازدارندگی کشور ارزیابی می شوند.
یکی از بزرگ ترین درس های 7 اکتبر و عملیات «وعده صادق 1 و 2» در 14 آوریل و اول اکتبر 2024 برای کشورمان، شناخت کامل تر و دقیق تر از محدودیت ها، مشکلات، چالش ها و حتی خطرات متعدد عملیاتی گروه های مقاومت و اقدامات موشکی و پهپادی ایران در سطح منطقه و به ویژه در چارچوب یک رویارویی مستقیم، طولانی و گسترده با اسرائیل است.
اکنون بیش از پیش مشخص شده که رسیدن ایران به مرحله «آستانه هسته ای»، بازدارندگی بزرگ، قائم به خویش و منحصر به فردی را برای کشورمان ایجاد خواهد کرد و به طور فزاینده ای و بیش از پیش، موازنه استراتژیک را در محیط منطقه ای و بین المللی به نفع ما تغییر خواهد داد.
بزرگ ترین و منحصربه فرد ترین عنصر بازدارندگی برای ایران که نسبت به دو عنصر «نفوذ منطقه ای» و «توان موشکی و پهپادی» ، دارای محدودیت های کمتر و ضمانت قوی تری هست و مهم تر این که کنترل کامل و مستمر آن نیز مقدور است، همانا بازدارندگی نشئت گرفته از رسیدن کشور به مرحله «آستانه هسته ای» و نیز نیروی دریایی کشور است.
ب)محور مقاومت و نفوذ منطقه ای
اما همچنان نباید از تقویت نفوذ منطقه ای و حمایت موثر، هوشمندانه و هدفمند از گروه های مقاومت غفلت شود زیرا چنین انفعال و غفلتی نه تنها بازدارندگی کشور را تضعیف خواهد کرد بلکه «چشم انداز ژئوپلیتیک» در سطح منطقه و حتی فراتر از آن را به ضرر ایران دگرگون خواهد کرد.
انفعال و غفلت از محور مقاومت حتی در عرصه های قفقاز، آسیای مرکزی و شبه قاره هند نیز که همواره محل امتداد و استمرار نفوذ فرهنگی و تمدنی ایران بوده است، تاثیرات و پیامدهای منفی برای کشور خواهد داشت.
عمدتا از ترورها به عنوان ضربات تاکتیکی یاد می شود اما برخی از ترورها نیز پیامدهای استراتژیک و راهبردی دارند و ترور سردار حاج قاسم سلیمانی در ژانویه 2020 از این گونه ترورهای راهبردی محسوب می شود.
طی پنج سال از ترور سردار سلیمانی فقدان موثر ایشان کاملا مشهود است و ترور قرن تاثیرات بلند مدت داشته است.
نتیجه گیری
پنج سال بعد از ترور حاج قاسم و یک سال بعد از عملیات طوفان الاقصی(7 اکتبر 2023) چند درس بسیار مهم و راهبردی عبارتند از:
-حمایت از گروه های مقاومت باید بیش از پیش موثرتر، هدفمند تر و هوشمندانه تر باشد.
- نبود حمایت موثر و همه جانبه از گروه های مقاومت منجر به تضعیف محور مقاومت خواهد شد.
-نداشتن ارتباط موثر با گروه های مقاومت می تواند به نوعی استقلال مخرب و آسیب های جبران ناپذیر برای کل محور مقاومت منجر شود.
-محور مقاومت به مثابه موجودیتی پویا و منسجم و مقتدر باید بیش از پیش مورد ارزیابی ها، نقدها و آسیب شناسی های جدی، مستمر، قاطع و هدفمند قرار گیرد.
- محور اخوانی ( ترکیه -قطر و گروه های نیابتی و همسو با آنان) مشتاق و مترصد نفوذ و بهره برداری سریع و قاطع در عرصه هایی است که خلأ قدرت ایجاد شده و به دنبال جایگزینی محور مقاومت در عرصه های لبنان، سوریه، فلسطین، عراق و قفقاز است.