printlogo


تاپخند

‏رفتم به داداشم گفتم «یه قرص بده که حالم‌ رو خوب کنه». گفت: «برو بیرون، هوا بخور». بنیان‌های پزشکی و روان‌شناسی با هم فروریخت. 
 ‌‏مامانم یه جوری می‌گه «بچگی‌های تو اصلاً این‌طوری نبود» انگار من از وسط سریال «بازی تاج و تخت» پرت شدم تو این دوره زمونه! 
 پس چی شد این‌قدر می‌گفتین بزرگ بشی یادت می ره؟     
 همه می گن زندگی کوتاهه، باشه کوتاهه، پس چرا ترافیک‌هاش طولانیه؟