printlogo


از شاهنامه‌خوانی تا صبوری برای دوبله  در نقش بزرگ سال
اکرم انتصاری | روزنامه نگار


دوبلورها مدت‌ زیادی هم‌بازی نقش‌ها هستند و با دوبله دقیق و جذاب کاری می‌کنند که یک فیلم، سریال یا پویانمایی خارجی برایمان جذاب و قابل درک شود. می‌دانیم که صدای خوب برای دوبلور شدن بسیار موثر است اما مسائل دیگری هم وجود دارد که می‌تواند مسیر دوبلور شدن را تغییر دهد. به سراغ گفت‌و‌گوهای قدیمی دو دوبلور معروف کشورمان زهره شکوفنده و مرحوم منوچهر والی زاده که به تازگی فوت کردند، رفتیم تا بدانیم چه چیزی به آن‌ها در مسیر دوبله کمک کرده است.

شاهنامه را بلندبلند بخوانید تا صدای‌تان باز شود
مرحوم منوچهر والی زاده
در دنیای دوبله اسم منوچهر والی‌زاده را زیاد شنیده‌ایم. صدای او را حتما با پویانمایی‌های لوک خوش‌‌شانس، گارفیلد یا سریال شرلوک هلمز به خاطر می‌آورید.
والی‌زاده بیشتر دوران کودکی و نوجوانی خود را مقابل سینمای محل زندگی‌اش در خیابان لاله‌زار گذرانده و آن‌طور که خود اشاره می‌کند از پادویی به گویندگی تبلیغاتی فیــــلم‌ها در گیشه رسیده است. البته او در مصاحبه‌هایش همیشه می‌گفت که پایانی برای این راه وجود ندارد و همیشه در حال یادگرفتن است. خودش روزهای کاری‌اش را این‌طور تعریف کرده است :«سال‌هاست که ساعت ۴ صبح از خواب بیدار می‌شوم، بدون استثنا یک سیب می‌خورم، نرمش می‌کنم و بعد پشت میکروفون می‌آیم. همه این‌ها هم برای این است که سرحال به سرکارم بیایم. وقتی قرار است نقش اول فیلم را بگویم باید حواسم باشد که گوینده‌های دیگری هم در کنار من هستند. اگر من کارم را بد انجام بدهم و نقشم را بد ایفا کنم، روی کار آن‌ها هم تاثیر بد خواهد داشت. ما صبح که سر کار می‌رویم نمی‌دانیم چه فیلمی را باید دوبله کنیم. ممکن است روزی که به واحد دوبلاژ می‌رویم، فیلم هندی مقابل‌مان بگذارند. به هر حال این کار ماست. یک بار در برنامه‌ای در سفارت کره جنوبی به خاطر دوبله سریال «جواهری در قصر» سفیر کره را کنار کشیدم و به کمک مترجم به او گفتم وقتی شما یک جمله را به زبان خودتان می‌گویید، ما مجبوریم به جایش 4 صفحه حرف بزنیم! او معتقد بود که صدا و بیان را باید تربیت کرد منتها با روش‌های مفید :«در هر حال عقیده ای به این ندارم که طرف برود سیگار بکشد یا قلیان بکشد تا صدایش خوب و خاص بشود. هیچ وقت هم چنین چیزی را توصیه نمی کنم. حرف من این است که زندگی با طبیعتی که خداوند به تو اعطا کرده ، راحت تر است. چرا آدم از خودش بیرون بزند. همان باش که قرار است باشی! همیشه به دوستان و اطرافیانم توصیه می‌کنم، شاهنامه بخوانند. این را می‌گویم چون خودم از شاهنامه خیر زیادی دیده‌ام. شاهنامه فردوسی را بلند بلند می‌خواندم و تمرین می‌کردم. کسی که می‌خواهد وارد کار گویندگی شود، شاهنامه را در یک اتاق یا مکان مناسب دیگر، با صدای بلند بخواند و کلمات را سفت و محکم ادا کند. این گونه فک و صدای شما باز می‌شود.»
​​​​​​​
وقتی وارد دوبله شدم سه ماه بود مدرسه می‌رفتم!
زهره شکوفنده
این دوبلور را با صداپیشگی‌اش در بابالنگ دراز، رامکال، دلیر و ... حتما به خاطر خواهید آورد. مسیر دوبلوری او زمانی شروع شد که دانش‌آموز بود!
شکوفنده با اشاره به این که دوست دارد همه با نقش‌هایش او را به خاطر بیاورند در گفت‌و‌گوهای خود درباره روزهایی می‌گوید که دوبله را شروع کرده است:«هنگامی که وارد دوبله شدم سه ماه بود که مدرسه می‌رفتم. بنابراین به خوبی نمی‌توانستم بخوانم و بنویسم. استادم آقای هوشنگ لطیف‌پور دیالوگ‌ها را در گوش من می‌گفتند. سپس من ادا می‌کردم. من به عشق چلوکباب‌های ظهر به دوبله آمدم. دوست داشتم ساندویچ و چلوکباب بخورم. نمی‌دانستم دوبله چیست. حتی گاهی هنگام ضبط به جای گفتن نقش خودم، دیالوگ گفتن برخی دوبلورها را نگاه می‌کردم و این کار موجب خنده‌ آنان می‌شد.» او با اشاره به 16سالگی  خود می‌گوید :« در آن زمان بازیگرانی بودند که همیشه من به جای آن‌ها حرف می‌زدم اما پس از چند سال بازیگران بزرگ شده بودند، ولی صدایم بچه باقی مانده بود. بنابراین از دوبلورهای دیگر برای صحبت به جای آن بازیگران استفاده می‌کردند و این کار موجب گریه کردن من می‌شد. آقای لطیف‌پور در این زمان به من پیشنهاد کردند که اگر می‌خواهی که کار تو فقط به گویندگی به جای بچه‌ها منحصر نشود باید تلاش کنی که از این به بعد به جای بچه‌ها صحبت نکنی تا صدایت شکل بگیرد. بنابراین شش ماه اصلا کار نکردم و با فیلم‌های «لیلی و مجنون» و «اشک و لبخندها» شروع به گویندگی به جای بازیگران بزرگ سال کردم.»