printlogo


رمزگشایی از سردترین صعود به جام جهانی
سید مصطفی صابری روزنامه نگار

 در دل تعطیلات نوروزی شاهد صعود تیم ملی کشورمان به جام جهانی 2026 بودیم؛ اولین جام جهانی تاریخ با حضور 48 تیم. صعودی که واکنش چندانی در جامعه نداشت و حتی خیلی از علاقه‌مندان به ورزش، قهرمانی تیم ملی فوتبال ساحلی در مسابقات آسیایی را مهم‌تر و جذاب‌تر تلقی کردند. اما چه ‌شده فوتبال ما که زمانی می‌توانست یک گردهمایی بزرگ مثل 8 آذر 76 و بعد از بازی با استرالیا را رقم بزند این‌طور از دایره توجه بسیاری از  مردم خارج شده و بیشتر مردم و حتی جامعه فوتبالی نسبت به این صعود نوعی بی‌اعتنایی داشتند؟ آن‌هم در شرایطی که به‌خاطر چالش‌های مختلف جامعه به‌خصوص در حوزه اقتصاد یک بهانه ورزشی فرصت خوبی برای تزریق نشاط به جامعه بود. در این مطلب از ابعاد مختلف به این موضوع می‌پردازیم.

 ظرفیت‌های بزرگ فوتبال برای نشاط و انسجام جامعه
قبل از این‌که وارد مصداق موضوع برخورد سرد با ماجرای صعود تیم ملی به جام جهانی شویم اول باید این موضوع را بررسی کنیم که اصلاً فوتبال چنین ظرفیتی را دارد که یک وجد عمومی در جامعه ایجاد کند؟ ماجرا از این قرار است که فوتبال فراتر از مرزهای فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی توانایی جمع کردن مردم از نسل‌ها، طبقات و قومیت‌های مختلف را دور هم و برای یک موضوع واحد دارد. این ورزش به‌واسطه آن‌که به‌خاطر امکانات کم، نوعی فراگیری دارد بستری برای تعامل اجتماعی و تقویت انسجام جامعه به شمار می‌رود. لیگ‌های محلی و برنامه‌های اجتماعی مرتبط با فوتبال به مردم فرصت می‌دهند تا از طریق فعالیت‌های گروهی، حس تعلق به جامعه را تجربه کنند. این تعامل‌ها به ایجاد احترام و شناخت متقابل کمک می‌کند و زمینه‌ساز روابط مثبت میان اقشار مختلف جامعه می‌شود. یکی دیگر از آثار اصلی فوتبال بر جامعه، خلق فضایی مشترک برای شادی و جشن است. برگزاری مسابقات محلی و حتی رویدادهای بین‌المللی همچون جام جهانی، جوامع مختلف را برای مدت کوتاه با یک هدف مشترک متحد ‌کرده و برای زمانی هر چند کوتاه از فضای دغدغه‌های روزمره دور می‌کند.
 تقویت ارتباط نسل‌ها و کاهش شکاف‌های اجتماعی
در هنگام تماشای مسابقات، مردم فارغ از تفاوت‌هایشان کنار هم قرار می‌گیرند و نشاط فراگیر پدید می‌آید. این امر نه تنها به ایجاد هویت جمعی قوی‌تر کمک می‌کند، بلکه به محلی مناسب برای ابراز هیجان‌های مثبت بدل می‌شود. ورزشی که حتی برای افراد کم درآمد شبیه یک آسانسور برای رسیدن به قله‌های شهرت و ثروت است. اما در نقش هواداری یا فوتبال آماتوری، برای جوانان به‌ویژه در مناطق آسیب‌پذیر، فرصت‌هایی برای سرگرمی سالم و کسب مهارت‌های زندگی مانند انضباط، رهبری و کار گروهی فراهم می‌آورد. مشارکت جوانان در این فعالیت‌ها می‌تواند آنان را از رفتارهای ضداجتماعی دور و به سمت فعالیت‌های مثبت هدایت کند. این نوع برنامه‌ها همچنین ابزار مفیدی برای تقویت ارتباط نسل‌ها و کاهش شکاف‌های اجتماعی فراهم می‌کند. با این اوصاف عجیب نیست که فوتبال چنین فراگیری و اثری داشته باشد و بی‌تفاوتی نسبت به صعود تیم ملی به جام‌جهانی به همین دلایل قابل تامل است.
 متهم ردیف اول: جام جهانی 48 تیمی
اولین دوره‌ای که تیم ملی فوتبال کشورمان به جام جهانی صعود کرد یعنی 1978، جام با 16 تیم برگزار می‌شد. بعد از آن ما تجربه صعود به جام‌جهانی را حتی از زمانی که 24 تیمی شد، نداشتیم تا این‌که صعود دراماتیک به‌جام جهانی 1998 فرانسه اتفاق افتاد، جامی که 32 تیمی بود و ما هم جزو سهمیه پلی‌آف بین قاره آسیا و اقیانوسیه. از آن زمان جام با 32 تیم برگزار شده و حالا ما به اولین جام‌جهانی 48 تیمی تاریخ صعود کردیم. خب با این اوصاف دیگر نرفتن به جام جهانی سخت‌تر از رفتن است. آن‌هم در شرایطی باید منتظر حضور تیم‌های بسیار ضعیف در جام باشیم. حتی در جام‌های 32 تیمی هم گاهی فاصله تیم‌ها زیاد بود و بازی‌ها جنبه رقابتی و جذابی پیدا نمی‌کرد. هدف از جام 48 تیمی هم که مشخص است، درآمد بیشتر فیفا از تبلیغات و حق پخش تلویزیونی.
 تیمی که چندان محبوب نیست
بسیاری از بازیکنان تیم ملی طی چند وقت اخیر با مطرح کردن خودشان به‌عنوان نسل طلایی، کنایه به نسل‌های قبلی به‌خصوص بازیکنان محبوب تیم 98 و استوری گذاشتن برای هم تیمی‌ها حس بدی را بین هواداران ایجاد کردند. یکی دو نفری هم که چنان درگیر حواشی فسخ با تیم قبلی و اشتباهات فنی مکرر در تیم فعلی بودند که به‌عنوان بازیکن ملی جایگاه چندانی بین بیشتر هواداران ندارند. عجیب‌تر این‌که هرچه حواشی تیم بیشتر و عملکرد پرنوسان‌تر می‌شود اصرار بیشتر بازیکنان روی این‌که بهترین تیم تاریخ هستند بیشتر شده و حساسیت هواداران هم افزایش پیدا می‌کند.
 ترکیبی که جذاب نیست
از فدراسیون بگیرید تا کادر فنی، چندان با چهره‌های مقبولی بین هواداران طرف نیستیم. در این بین کادر تیم، کمک‌ها، حتی اصرار روی استفاده از یکی دو بازیکن پراشتباه که عملکرد خوبی هم ندارند چالش هواداران با تیم را افزایش داده و برخی رفتارهای مربی و... هم به‌جای آن‌که در مسیر اصلاح باشد باعث افزایش شکاف هواداران و تیم می‌شود.
 وضعیت اقتصادی مردم
تیم‌ملی در شرایطی به جام جهانی صعود کرد که مردم به یک شادی فراگیر نیاز داشتند؛ تجربه‌های قبلی نشان داده که در چنین شرایطی مردم همین نیاز به شادی و همدلی را بیشتر درک می‌کنند و اتفاقاً صعود را جدی می‌گیرند؛ اما عجیب بود که این‌دفعه شرایط اقتصادی، شاید روز برگزاری بازی که در بیشتر شهرها هوا سرد  بود و... چندان دل و دماغی برای یک کارناوال خیابانی نگذاشت.
 صعودی که دراماتیک نبود
ما حتی در روز صعود هم خوب بازی نکردیم؛ به‌جز خط حمله که با اتکا به توانایی ذاتی و فردی درخشید؛ بیشتر بازیکنان عملکرد خوبی نداشتند؛ همین بازی پرانتقاد و مسیر راحت صعود باعث شد نوع صعود دراماتیک و حماسی نباشد و آن‌چنان به‌چشم نیاید. در آن بین گل‌های بدی که خوردیم و صدای شعارها را بلند کرد و از طرفی واکنش یکی از بازیکنان تیم‌ملی در همان جریان بازی حس خوبی را به بیننده تلویزیونی در شهرهای مختلف منتقل نکرد تا در مجموع با سردترین صعود تاریخ تیم ملی به جام‌جهانی مواجه باشیم.