printlogo


ائتلاف سازی در بهشت؟
مجاور

​​​​​​​

 در طول چهار سال گذشته، تهران به صحنه تمثیلی از همنشینی مدیریت شهری و مناسبات سیاسی بدل شده است؛ پدیده‌ای که در دوره شهرداری علیرضا زاکانی ابعاد تازه‌ای یافت. زاکانی، سیاستمداری که پیش و پس از ورود به ساختمان «بهشت»، دو بار نامزدی خود را در انتخابات ریاست‌جمهوری ۱۴۰۰ و ۱۴۰3 اعلام کرد، از نخستین روزهای تصدی سمت شهرداری نشان داد که نگاهش تنها معطوف به مسائل و پروژه های متعارف کلان‌شهر نیست، بلکه نیم نگاهی هم به فرصت های عرصه سیاست داشته و حضور در شهرداری را سکویی برای استمرار حضور در عرصه سیاست ملی می‌داند. او با راه‌اندازی کمپین «تهرانِ دوست‌داشتنی من» و برگزاری مراسم افتتاح‌های پی‌در‌پی-از ایستگاه‌های مترو تا بوستان‌های محله‌ای-کوشید تصویر روشن، فعال و رسانه‌محوری از خود ارائه کند؛ رویکردی که موافقان آن را گامی در جهت جلب مشارکت مردمی و ارتقای شفافیت در عملکرد شهری می‌دانند و منتقدان، آن را مصداق برجسته سیاست‌زدگی در ساختار مدیریت شهری قلمداد می‌کنند.
همزمان، گزارش‌ها حاکی است زاکانی توانسته با بخش‌هایی از جریان اصولگرا نزدیک به دولت سیزدهم و طیف سعید جلیلی ائتلاف کند؛ ائتلافی که هدف نخستین آن حفظ ترکیب سیاسی مدنظر در انتخابات آتی شورای شهر و فراهم‌سازی مقدمات بازگشت او به جایگاه شهرداری پس از خرداد ۱۴۰۵ است. این تحرکات سیاسی، اگرچه در برخی موارد تسریع‌کننده تخصیص منابع مالی و لجستیکی برای پروژه‌های شهری بوده، اما از سویی استقلال تصمیم‌گیری‌های شورا را با دشواری مواجه ساخته و زمینه‌ساز تنش‌های فراگیر جناحی در صحن علنی شورا شده است.
اعضای منتقد شورای شهر، که عمدتاً از جناح‌های اصلاح‌طلب و مستقل برخاسته‌اند، بارها تأکید کرده‌اند تهران برای مواجهه با معضل‌های ترافیک، آلودگی هوا، فرسودگی ناوگان حمل‌ونقل عمومی و کمبود فضای سبز به تأملی عمیق و تدابیری تخصصی نیاز دارد. به گفته آنان، تغییرات مکرر در مدیریت خطوط مترو و سازمان‌های تابعه، افزون بر آن که پیامد آشفتگی در ارائه خدمات را به همراه داشته، هزینه‌های اجرایی را نیز افزایش داده است.
در سوی مقابل اما، حامیان زاکانی در شورا و بدنه اصولگرا بر اهمیت ثبات مدیریتی تأکید می‌کنند. اینان معتقدند استمرار یک سیاست‌گذار واحد در رأس شهرداری، پیش‌شرط لازم برای تحقق پروژه‌های زیرساختی و نگهداری از تحول‌های آغازشده است و کاهش فراوان دخالت‌های سیاسی و رسانه‌ای، ممکن است از شفافیت و مشارکت عمومی در فرایند اجرای طرح‌ها بکاهد. از نگاه آنان، بهره‌گیری از ظرفیت رسانه و کمپین‌های شهری، نه‌تنها ابزاری مشروع برای پاسخگویی به مطالبات جمعی است، بلکه بستری برای تقویت پیوند میان مدیریت و شهروندان ایجاد می‌کند.
اکنون با گذشت تقریباً سه سال از دوره چهارساله شهرداری، و در حالی که یک سال از موعد پایان دوره باقی است، تهران در نقطه عطفی قرار دارد. معیار ارزیابی عملکرد این دوره، سنجش توازن میان تبلیغات رسانه‌ای و کیفیت واقعی خدمات شهری خواهد بود: چنانچه پروژه‌های کلیدی-از خطوط مترو گرفته تا سامان‎دهی حمل‌ونقل عمومی و توسعه فضای سبز-در کنار دیده‌شدن‌های تبلیغاتی با کیفیت و اثرپذیری ملموس در زندگی روزمره شهروندان همراه بوده باشد، می‌توان از تثبیت مدل «سیاست‌ورزی همراه با خدمت‌رسانی» سخن گفت؛ اما در صورت مشاهده فاصله معنادار میان وعده‌ها و بسترهای اجرایی، احتمالاً مسیری نوین برای جداکردن سیاست از مدیریت شهری ضروری خواهد بود. در این معادله، قضاوت نهایی را نه تحلیل‌های جناحی، که تجربیات روزانه میلیون‌ها تهرانی شکل خواهد داد.