کاریکلماتور
*پاها، تا رسیدن به مقصد، جاده را به هم پاس میدهند.
*آدم بدبین در روشنایی دنبال تاریکی میگردد.
*آدم خوشقول لحظه دیدار را لبریز از بودنش میکند.
*پرواز از پرنده تیرخورده حرفشنوی ندارد.
*پرنده روی زمین نشسته بود و سایهاش روی درخت.