printlogo


فرمول تحقق انتظام دل‌ها 
 اردشیر زابلی زاده


در دیدار مهم استانداران سراسر کشور با رهبر معظم انقلاب اسلامی، نکته‌ای اساسی و راهبردی در کانون بیانات رهبری قرار گرفت؛ ایشان، با صراحت تاکید فرمودند:یکی از موضوعات مهم، موضوع مردم است که باید به میان مردم رفت و در اجتماعات آن ها حاضر شد و سخنان آن ها را حتی اگر تند باشد باحوصله شنید و به آن ها توضیح لازم داده شود.این جمله، در کنار سایر توصیه‌های مدیریتی ایشان، حامل یک پیام عمیق و تمدنی برای آینده حکمرانی در جمهوری اسلامی است. نگاه ایشان به مدیریت نه صرفاً از دریچه کارآمدی اداری، بلکه از پنجره پیوند عاطفی و انسانی با مردم صورت می‌گیرد. به میان مردم رفتن، مقدمه انتظام دل‌ها، سخنی که فراتر از یک توصیه اجرایی است، در نگاه اول ممکن است این توصیه، صرفاً بخشی از دستورالعمل‌های رفتاری مسئولان تلقی شود؛ اما در واقع، این سخن کلیدی را می‌توان بخشی از یک منظومه فکری عمیق در باب نسبت مردم و حاکمیت در حکمرانی اسلامی دانست؛ منظومه‌ای که بر محور محبت، شنیدن، صبر و مشارکت واقعی مردم استوار است. مردم ایران به لحاظ تاریخی دردسترس بودن مسئولان را دوست دارند. اصل دیدار به مثابه نوعی صلح ارحام است. مردم ارحام حاکمیت هستند. در روایات آمده است که صله ارحام عمر را زیاد می‌کند. اگر مردم ارحام حاکمیت باشند که هستند، ارتباط با مردم عمر حاکمیت را زیاد خواهد کرد. ارتباط رخ تو رخ، زنگار دلخوری و کدورت را می‌زداید و جای آن را حب و تعلق و وابستگی و انس می‌گیرد، چرا شهید رجایی، شهید رجایی شد؟ چون تبدیل به قدوه و نماد و سمبل و انسان بی تکلف شد. به نوعی ابوتراب شد. مسئولی که از زندگی روزمره مردم فاصله بگیرد، به‌تدریج از حقیقت جامعه جدا می‌شود و سخنانش دیگر اثرگذاری ندارد. «رفتن به میان مردم» یعنی ورود به دایره واقعیات، نه ماندن در قاب گزارش‌ها و آمارهای اداری. جامعه‌ای که مسئولانش «با» مردم فاصله بگیرند، دیریازود گرفتار شکاف اعتماد، احساس بیگانگی و فرسایش سرمایه اجتماعی می‌شود. اما در این میان، نقش رسانه‌های داخلی، فقط در انتشار خبر خلاصه نمی‌شود، بلکه رسانه باید ضامن بقا و فهم درست این پیام در افکار عمومی باشد. اگر رسانه‌های کشور در این تبیین پیش‌دستی نکنند، رسانه‌های معاندان با شیوه‌های حرفه‌ای تخریب، قلب معنا خواهند کرد و صحنه ادراک عمومی را به سود خود مصادره می‌کنند.رهبر انقلاب تأکید کردند که سخنان مردم باید باحوصله شنیده شود. این تأکید حکیمانه، ما را به مفهومی مهم در فلسفه اخلاق اسلامی می‌رساند. ضمن این که شنیدن حرف‌های تند؛ راهی به دل‌های صادق است.خیلی اوقات، گلایه‌های تند مردم، از دل‌هایی برمی‌خیزد که امید دارند شنیده شوند. آن که فریاد می‌زند، هنوز ناامید نشده است. شنیدن صدای آنان، حتی در قالب خشم، یعنی احترام به عمق انسانیتشان.این «شنیدن»، فقط به‌منظور پاسخ‌دادن یا توجیه نیست؛ بلکه بخشی از فرایند انتظام دل‌هاست. وقتی مردم ببینند مسئولی باحوصله به سخنشان گوش می‌دهد، حتی اگر پاسخی نداشته باشد، بذر محبت و اعتماد در دل‌های آن ها کاشته می‌شود.رسانه‌ها باید به مردم بفهمانند که این توصیه نه نشانه‌ ضعف مسئولان، بلکه نهایت بلوغ حکمرانی مردمی است. این شنیدن، یک فضیلت است، نه امتیاز، مردم باید احساس کنند که گوش نظام، باز است، حتی برای فریادها و باز هم وظیفه رسانه داخلی این است که در این جا ورود کند، این «شنیدن تندترین سخنان مردم» را به زبان تصویر و روایت ترجمه کند. اگر این کار را به تعویق بیندازد، روایت را دشمنان خواهند نوشت: با کینه، تحریف و قلب حقیقت. در ادامه، رهبر انقلاب ‌فرمودند: «به آن ها توضیح لازم داده شود». توضیح دادن؛ مواجهه صادقانه با پیچیدگی‌هاست این یعنی مسئول، نه‌تنها باید شنونده خوبی باشد، بلکه اهل گفت‌وگو و اقناع نیز باشد. توضیح دادن یعنی شفافیت، صداقت و باور به بلوغ مردم. مسئولی که نمی‌خواهد یا نمی‌تواند با مردم گفت‌وگو کند، یا مردم را نادان می‌پندارد یا خود را پاسخ‌ناپذیر می‌بیند. توضیح، یکی از مصادیق محبت در حکمرانی است. توضیح صبورانه، یعنی احترام به شعور مردم و این احترام، شرط اصلی شکل‌گیری نظم نرم در جامعه است.امروز «توضیح ندادن» یعنی واگذاری میدان به «تفسیر خصمانه».