ارسال نخستین پیشنهاد مکتوب از سوی آمریکا به ایران، تحولی معنادار در روند مذاکرات هستهای محسوب میشود

بالاخره پس از هفتهها گمانهزنی و رایزنیهای پنهان،ظاهرا نخستین پیشنهاد مکتوب ایالات متحده به تهران از مسیر عمان ارسال شده است. عباس عراقچی با اعلام خبر سفر کوتاه اما مهم وزیر خارجه عمان به تهران، تأکید کرد: «برادر عزیزم وزیر محترم امور خارجه عمان، سفری کوتاه به تهران داشت تا عناصر پیشنهاد آمریکا را ارائه دهد که در چارچوب اصول، منافع ملی و حقوق ملت ایران بهطور شایستهای به آن پاسخ داده خواهد شد.»این اولینبار از آغاز دور جدید گفتوگوها در فروردینماه است که طرف آمریکایی، طرحی رسمی و مکتوب به ایران ارائه میدهد؛ اتفاقی که میتواند نقطه عطفی در مسیر پیچیده مذاکرات غیرمستقیم قلمداد شود. بر اساس برخی گزارشها، این پیشنهاد در پاسخ به مطالبه صریح تهران در دور پنجم مذاکرات ارائه شده است؛ مطالبهای که از واشنگتن خواسته بود مواضعش را بهطور رسمی و شفاف اعلام کند.
بررسی ابعاد پیشنهاد مکتوب آمریکا به ایران
ارسال نخستین پیشنهاد مکتوب از سوی آمریکا به ایران، تحولی معنادار در روند مذاکرات هستهای محسوب میشود؛ اقدامی که نه صرفاً در پاسخ به روند جاری، بلکه بهنوعی واکنشی به مطالبه پیشین تهران مبنی بر دریافت مواضع رسمی واشنگتن در قالب سندی مکتوب است.ارائه این متن، آنهم در آستانه دور جدید گفتوگوها و نه در بستر مذاکرات رسمی، حامل پیام خاصی است: واشنگتن تلاش دارد تهران را پیش از ورود به مرحله جدید، در معرض تصمیمگیری قرار دهد. این زمانبندی خاص، از نگاه برخی تحلیلگران، نشانهای از فشار سیاسی هدفمند و برنامهریزیشده است.از سوی دیگر، محتوای احتمالی این سند که گفته میشود شامل عناصر تازهای نسبت به مواضع گذشته آمریکاست، میتواند نوع پاسخ تهران را به عاملی تعیینکننده در سرنوشت مذاکرات بدل کند؛ پاسخهایی که ممکن است به تداوم روند گفتوگو یا توقف کامل آن منجر شود.همزمانی ارسال این پیشنهاد با انتشار گزارش تازه آژانس بینالمللی انرژی اتمی نیز قابلتأمل است. ناظران بر این باورند که این همافزایی زمانی، بخشی از یک سناریوی فشار چندلایه غرب علیه ایران است؛ سناریویی که با ظاهر دیپلماتیک اما باطن امنیتی و رسانهای، در پی کسب امتیازاتی سریع و مؤثر طراحی شده است.در مجموع، پیشنهاد مکتوب آمریکا بیش از آن که صرفاً یک گام فنی در روند مذاکرات باشد، حامل پیامهای سیاسی پیچیدهای است که سنجیده و هدفمند طراحی شده و واکنش ایران به آن، میتواند مسیر آینده گفتوگوها را رقم بزند.
گمانه زنی ها از محتوای نامه یانکی ها
با وجود آنکه جزئیات رسمی پیام آمریکا بهطور علنی منتشر نشده، اما رسانههای غربی طی روزهای گذشته تلاش کردهاند ابعاد کلی آن را از زبان منابع آگاه توصیف کنند. در همین چارچوب، روزنامه نیویورکتایمز با استناد به گفته مقاماتی که در جریان مذاکرات قرار دارند، نوشته است که سند پیشنهادی واشنگتن بهجای آنکه متن یک توافق کامل باشد، در قالب مجموعهای از نکات کلیدی تنظیم شده است.در این سند، از ایران خواسته شده است که بهطور کامل فرآیند غنیسازی اورانیوم را متوقف کند. در مقابل، آمریکا پیشنهاد داده است که یک کنسرسیوم منطقهای برای تولید انرژی هستهای تشکیل شود؛ ساختاری که علاوه بر ایران، کشورهای عربی از جمله عربستان سعودی و خود ایالات متحده نیز در آن حضور داشته باشند.وبسایت آکسیوس نیز در گزارشی جداگانه، با تشریح بیشتر محتوای پیشنهاد، اعلام کرده است که واشنگتن دو ایده مشخص را در این بسته گنجانده است. بهنقل از این رسانه، در نامهای که توسط استیو ویتکاف، نماینده ارشد آمریکا، برای ایران ارسال شده، پیشنهاد نخست بر ایجاد کنسرسیومی منطقهای تحت نظارت آژانس بینالمللی انرژی اتمی و ایالات متحده برای غنیسازی اورانیوم با اهداف صلحآمیز تأکید دارد.دومین پیشنهاد، بهنوعی ترکیبی از پذیرش و محدودسازی است: آمریکا حاضر است حق غنیسازی ایران را به رسمیت بشناسد، مشروط بر آنکه تهران بهطور کامل از غنیسازی عملی دست بکشد.در هر صورت، مقامات آمریکایی تاکید دارند که این بسته پیشنهادی، پاسخی روشن و قابل قبول به خواستههای پیشین ایران، بهویژه در زمینه دریافت مواضع مکتوب، ارائه میدهد. سخنگوی کاخ سفید نیز در واکنش به سفر وزیر خارجه عمان به تهران برای انتقال مفاد این پیشنهاد، اظهار داشت: «استیو ویتکاف پیشنهادی مفصل و قابل قبول درباره توافق هستهای برای ایران ارسال کرده است.»
کنسرسیوم؛ گرهگشا یا تله سیاسی؟
در میان دو گزینه پیشنهادی آمریکا، آنطور که آکسیوس گزارش داده، گزینه دوم یعنی توقف کامل غنیسازی، به نظر نمیرسد که در چارچوب سیاستهای اصولی تهران قابل پذیرش باشد. ایران بارها اعلام کرده است که غنیسازی خط قرمز غیرقابل مذاکره است.اما درباره گزینه نخست، یعنی تشکیل کنسرسیوم منطقهای،پیشنهادی که گرچه در ظاهر، رنگ همکاری و تعامل دارد، اما در بطن خود سؤالاتی جدی را درباره امنیت فناوری هستهای و استقلال فنی ایران برمیانگیزد.منتقدان این طرح معتقدند چنین ابتکاری میتواند بهمثابه تلهای برای تحدید دایمی ظرفیت غنیسازی ایران عمل کند. بر اساس روایت این گروه، تشکیل یک کنسرسیوم منطقهای میتواند: سطح غنیسازی ایران را به میزان محدود ۳.۶۷ درصد کاهش دهد؛استفاده از سانتریفیوژهای پیشرفته را متوقف کند؛ایران را در معرض نظارتهای فزاینده و فراتر از تعهدات پادمانی NPT قرار دهد و نهایتاً با ایجاد وابستگی فناورانه، پیشرفتهای علمی کشور را کند یا متوقف کند.همچنین برخی تحلیلگران امنیتی هشدار میدهند که سطح دسترسی بالای بازرسان به تأسیسات ایران در قالب این طرح، ممکن است موجب افشای اطلاعات حساس هستهای و آسیبپذیریهای امنیتی شود.
در همین راستا حسین آبنیکی،رئیس سابق مرکز توسعه سازمان انرژی اتمی پیشتر گفته بود: «این پیشنهادی که امروز مطرح میشود، در واقع همان ترجمه تکنیکی پیشنهاد آمریکاییهاست مبنی بر «غنیسازی صفر درصد» پذیرش این طرح، به معنای نابودی صنعت و فناوری غنیسازی هستهای ماست؛ مگر اینکه آنچه را که در اختیار داریم حفظ کنیم و کشورهای منطقه صرفا سرمایهگذاری کنند تا یک کارخانه جدید در جزایر ساخته شود. با این حال، بعید است که کشورهای منطقه چنین مشارکتی را بپذیرند؛ چون نه نیازی به این نوع غنیسازی دارند، نه تمایلی به همکاری در خاک کشور دیگر.» آبنیکی با اشاره به این که اصلا تابهحال تجربهای از تشکیل چنین کنسرسیومی در دنیا وجود نداشته است، اضافه کرد: «بزرگترین کارخانه غنیسازی دنیا در فرانسه قرار دارد. ما حدود ۵۰ سال پیش، در دوران حکومت طاغوت، سهامی از آن کارخانه خریدیم، اما غربیها و فرانسویها نهتنها هیچ محصولی به ما ندادند، بلکه حتی اجازه دسترسی به فناوری، تجهیزات یا دانش فنی آن را هم ندادند.»
با این حال، طیف دیگری از ناظران به ایده کنسرسیوم بهعنوان فرصتی برای گشودن قفل بنبست موجود نگاه میکنند. از منظر این گروه، همکاری منطقهای میتواند از یکسو سطح تنشها را کاهش دهد و از سوی دیگر، زمینهساز گسترش همکاریهای ایران با کشورهای همسایه خلیجفارس شود؛ خصوصاً اگر این همکاری با تضمینهای واقعی فنی و حقوقی همراه باشد.مقامهای رسمی ایران نیز بهنوعی بین این دو رویکرد در حرکتاند. سخنگوی وزارت خارجه پیشتر اعلام کرده بود: «از هر روندی که مبتنی بر مشارکت کشورهای منطقه برای غنیسازی و تولید سوخت مورد نیاز برای طرحهای هستهای صلحآمیز باشد، حمایت میکنیم، اما این ابتکار قاعدتاً به هیچ عنوان نمیتواند جایگزین بحث غنیسازی در داخل ایران باشد.»این موضعگیری صریح نشان میدهد که هرگونه پذیرش طرح کنسرسیوم، تنها در صورتی ممکن خواهد بود که اصل حاکمیت فنی و استقلال ایران در فرایند غنیسازی بهطور کامل حفظ شود؛ شرطی که ممکن است با ماهیت پیشنهاد آمریکا در تضاد باشد.
فراخبر یک پیشنهاد مشکوک !
صابر گل عنبری
وزیر خارجه ایران طی توئیتی از سفر غیر منتظره وزیر خارجه عمان به ایران برای ارائه پیشنهاد آمریکا در مورد توافق احتمالی خبر داد. بر اساس شواهد و قراینی میتوان گفت این طرح پیشنهادی زیاد هم محتمل نیست که برآورد کننده خواستههای کلیدی ایران باشد.از جمله این قراین ارائه نشدن چنین طرحی در دور ششم مذاکرات است، این که چرا آمریکا صبر نکرده است این دور مذاکراتی برگزار شود تا در آن خود ویتکاف این طرح خود را ارائه دهد؟ این جا این پرسش نیز مطرح میشود که آیا آمریکا از طولانی شدن مذاکرات و نرسیدن به توافقی مطلوب خود خسته شده است؟ بنابراین با ارسال این طرح در واقع تداوم مذاکرات و برگزاری دور ششم آن را منوط به پاسخ روشن و مثبت به این پیشنهاد توافق کرده است. به فرض صحت این احتمال، میتوان ارسال پیشنهاد به این شکل را معطوف به تشدید فشار همراه طرح مهلتی زمانی برای توافق پنداشت.نکته دیگر این که چنین طرحی در فضای تشدید تنش درباره برنامه هستهای ایران چه از طرف فرانسه، آلمان و انگلیس چه آژانس بینالمللی انرژی اتمی ارائه میشود و بعید است ترامپ بدون انتظار نتایج چنین فضای تندی که علیه ایران در حال شکلگیری است، بخواهد پیشنهادی بدهد که خواستههای کلیدی ایران در آن برای رسیدن به توافقی دو طرفه لحاظ شده باشد.در کل باید دید دور ششم مداکرات در آینده نزدیک برگزار میشود یا خیر. به همان اندازه که تعویق با برگزار نشدن آن امری منفی در روند مذاکرات است، اما انعقاد آن هم میتواند نشانه مثبتی تلقی شود.
فراخبرملاحظات راهبردی کنسرسیوم
علی محمدی-رصد فضای رسانه و اخبار منتشر شده درباره مذاکرات هسته ای و سفر وزیر خارجه عمان به تهران، حکایتی احتمالی از ارائه پیشنهاد تشکیل کنسرسیوم بینالمللی غنیسازی اورانیوم از سوی آمریکا دارد. البته این پیشنهاد مربوط به دوره فعلی نیست و در چارچوب مذاکرات ۵+۱، بارها مطرح شده است. بر فرض تحقق این احتمال، چنین سازوکاری تنها زمانی می تواند منافع ایران را تامین کند که ملاحظات زیر را شامل باشد:
۱. حق قانونی و حاکمیتی:
طبق معاهده NPT، ایران حق دارد چرخه کامل سوخت هستهای را در "خاک" خود و برای مقاصد صلحآمیز توسعه دهد. کنسرسیوم اگر خارج از خاک و حاکمیت ایران باشد، این حق مشروع را تضعیف کرده و کنترل بخشی از فعالیتهای حساس هستهای را به ساختارهای خارجی واگذار میکند.
۲_ استقلال و امنیت ملی:
غنیسازی صرفاً یک فرآیند فنی نیست، بلکه نماد اقتدار ملی و استقلال راهبردی می باشد. واگذاری این فرآیند به یک کنسرسیوم چندملیتی، به معنای وابستگی بلندمدت به اراده کشورهای دیگر، و در نتیجه تضعیف توان دفاعی-راهبردی کشور تفسیر میشود. همچنین، در شرایط بحرانی، جنگ یا تحریم، ایران ممکن است از سوخت مورد نیاز خود محروم شود، همانطور که در گذشته ( راکتور اراک) تجربه کرده است. لذا شرایط توسعه غنی سازی در زمان بحران برای ایران باید فراهم باشد.
۳_ بیاعتمادی مبتنی بر تجربه:
خروج آمریکا از برجام در سال ۲۰۱۸ و رفتارهای دوگانه کشورهای غربی در دهههای گذشته، ایران را به این جمعبندی رسانده که تضمینی برای استمرار همکاریها در چارچوب چنین سازوکارهایی وجود ندارد. لذا باید تضمین و ضمانت های معتبر اخذ شود.
۴_ حفظ پیشرفت علمی و فناوری بومی:
عدول از غنیسازی مستقل به معنای عدول از بسیاری از تاسیسات هسته ای از سانتریفیوژ تا راکتور و ... و امور تحقیقاتی در دانشگاه هاست. وقتی کنسرسیوم باشد، طرفی غرب احتمالا ادعا میکند، نیاز به سایر تاسیسات هسته ای نیست و باید آن ها را امحا کنید و حق تحقیقات غیر از این سازوکار را ندارید! و این یعنی بن بست در توسعه علمی_ صنعتی. لذا باید مواظب بود که حق تحقیق و توسعه برای ایران محفوظ باشد.
۵_ جاسوسی و ترور:
غنی سازی در قالب کنسرسیوم می تواند دانشمندان ما را برای دشمن آشکارسازی کند و راه را برای ترور آن ها فراهم کند. از این منظر ملاحظات امنیتی نیز باید رعایت شود.