printlogo


پرسپولیس پساکارتال
سید مصطفی صابری  |  روزنامه‌نگار

بعد از حمله رژیم متجاوز صهیونیستی به کشورمان، قابل حدس بود که براساس قوانین فیفا، کم کم بازیکنان و مربیان خارجی دنبال فسخ یک طرفه با باشگاه‌ها باشند؛ به‌طور مثال همکاری کارترون با سپاهان قطع شد و نویدکیا اسطوره با اخلاق و خوش‌فکر سپاهان جایش را گرفت؛ کارتال هم فعلاً سازجدایی زده و بعید نیست کارش با قرمزها گره بخورد؛ پرسپولیس حدود 14 سال قبل چنین تجربه‌ای را با دنیزلی داشت؛ مربی ترک فهرست خرید را داد و روی آن نظارت کرد اما برنگشت؛ اما این‌بار کارتال انگیزه متفاوتی دارد و دلایل قابل‌قبول حتی به‌رغم توقف جنگ. او قبل از تجاوز اسرائیل برنامه‌های جدی برای اردوی آماده‌سازی تیم داشت؛ خریدهایش را زود قطعی کرد و همه‌چیز از یک آماده‌سازی جدی، تمرینات بدن‌سازی پیش‌فصل کامل و اردوی تاکتیکی خوب خبر می‌داد. اما درحالی‌که قرمزها مشغول خریدهای بعدی و تقویت خط هافبک و دفاع بودند تجاوز دشمن همه‌چیز را به‌حالت تعلیق درآورد. بعد از آن‌هم که کارتال عنوان کرده به‌خاطر مشکلات خانوادگی امکان بازگشت ندارد. ورای بحث نگرانی‌های فعلی، باید بدانیم کارتال روی برندش حساسیت خاصی دارد و وقتی بخشی از روند آماده‌سازی تیم متوقف شده شاید او ریسک قهرمان نشدن را نپذیرد. به‌خصوص این‌که بهانه خوبی هم برای فسخ دارد. اما اگر نتیجه ماجرا رفتن این مربی باشد بهترین راهبرد برای پرسپولیس چیست؟ بازگشت به دوران برانکو؟ بازگرداندن یحیی؟ رفتن سراغ گزینه‌های داخلی یا میدان دادن به جوانی مثل مهدوی‌کیا و...؟


یحیی، برانکو یا کیا؟
پرسپولیس تیم بزرگی است؛ حضور روی نیمکت این تیم توام با نگرانی‌های زیادی است؛ حواشی متعدد تیم، جو سکوها، بازیکنان نامداری که حتی اگر عملکرد ضعیفی داشته باشند ادعای‌شان زیاد است و... همه کار مربی را روی نیمکت این تیم سخت می‌کند. با این‌حال در صورت قطعی شدن جدایی کارتال با چند گزینه تکراری مواجهیم که مرورشان می‌کنیم:




برانکو  دور از روزهای اوج
برانکو معمار پرسپولیس نوین بود؛ تیمی که سه قهرمانی پشت سرهم را تجربه کرد؛ با دست خالی و در حضور مدعیان به فینال آسیا رفت، حتی برای یحیی هم تا سال‌ها همین انسجام و روحیه تیمی برانکو گره‌گشا بود. اما برانکو چه در عمان و چه در تیم ملی چین کارنامه خوبی از خودش به جا نگذاشت؛ در این سن و سال هم بعید است اهل تحول تیم و انرژی گذاشتن ویژه باشد.




یحیی گل‌محمدی  پس فولاد چی؟
یحیی هم با پرسپولیس قهرمان شد؛ به فینال آسیا رفت و روزهای خوب زیادی داشت؛ اما بارها استفعاء داد و با رفتارهایش نشان داد طمانینه لازم برای نیمکت قرمزها را ندارد؛ به‌علاوه این‌که او در حال‌حاضر با فولاد قرارداد دارد و بعید است اهوازی‌ها به‌راحتی به جدایی او رضایت دهند. 




اوسمار  پس چرا رفت؟
اوسمار بعد از آن‌که تیم یحیی و مطهری نتوانست خوب نتیجه بگیرد به‌عنوان دستیار یحیی به پرسپولیس آمد و بعد هم که یحیی رفت شد سرمربی تیم شگفت‌انگیزی که با بردهای پیاپی و کامبک‌های عجیبش قهرمان شد. در حالی‌که همه فکر می‌کردند اوسمار ماندنی خواهد بود به بوریرام رفت و آن‌جا هم قهرمان لیگ تایلند شد. او در آن‌جا جایگاه ویژه‌ای دارد و بعید است ریسک کند و برگردد؛ هرچند اگر اهل کار با تیم پرچالشی مثل پرسپولیس بود بعد از قهرمانی هرگز نمی‌رفت.


گزینه‌های داخلی  به‌یاد علی پروین!
بعد از رفتن اوسمار، علی پروین در مشاوره‌های عجیبی که به درویش می‌داد معتقد بود پرسپولیس با مربیانی مثل ساکت الهامی یا مهدی تارتار هم نتیجه خواهد گرفت. دو مربی که هیچ‌جوری به نیمکت قرمزها نمی‌آیند؛ الهامی پرحاشیه است و البته مربی تیم بزرگی نبوده. تارتار هم سبک فوتبال تماشاگرپسندی ندارد و گزینه به شدت متوسطی است. هر دو بدون کاریزما و محبوبیت. مقبول نبودن روی سکوها هم یعنی صبر هوادار کوتاه است و ...



گزینه‌های جسورانه  مهدوی‌کیا و...
نسل جدید مربیان ایرانی مثل مازیار زارع، سعید اخباری، رحمتی، ربیعی، دقیقی و... هرچند تا الان قهرمانی کسب نکردند؛ اما فوتبال با کیفیتی ارائه می‌کنند. امسال با همین نگاه سپاهان و ذوب به نویدکیا و حدادی‌فر اعتماد کردند؛ اواخر فصل قبل هم جباری با استقلال نتایج خیلی خوبی گرفت؛ شاید بد نباشد پرسپولیس هم به بازیکنان قدیمی‌اش که محبوبیت بالایی نزد هواداران دارند اعتماد کند؛ هرچند کریم باقری و سید جلال حسینی احتمال زیاد این جایگاه را نمی‌پذیرند؛ اما مهدوی‌کیا با تجربه حضور در اروپا و نگاه به‌روزی که در فوتبال دارد می‌تواند در این مقطع که کارتال رفتنی است و مربی بزرگ خارجی جذب نخواهد شد گزینه مطلوبی برای نیمکت قرمزها باشد.

چرا پرسپولیس از رفتن کارتال ضرر می‌کند؟
کارتال یک مربی سخت‌گیر و جدی بود؛ کسی ‌که خانواده‌اش در نزدیکی ایران و در ترکیه زندگی می‌کردند؛ روی کارش تمرکز داشت؛ برخلاف گاریدو و... ضمانت‌های زیادی از باشگاه برای اصلاح زیرساخت، جذب امکانات و برگزاری اردو گرفت؛ می‌خواست تیم را براساس ایده‌های فوتبالی‌اش از نو بسازد. او فوتبالی جذاب ارائه می‌کرد که لازمه‌اش داشتن وینگرهای سریع و تکنیکی برای ضدحمله‌های زهردار، ایجاد برتری عددی و خلق موقعیت برای مهاجمان هدف بود. او تیم را بر اساس فلسفه فوتبالی که در آن مسلط بود بسته بود و البته خریدهایش کامل نشده بود؛ تیم او تقارن کاملی نداشت؛ هافبک‌های میانی خوبی نداشت و در خط دفاع هم ذخیره مطمئن جذب نشده بود. اما کارتال از روابطش در فوتبال ترکیه برای جذب بازیکنان باکیفیت استفاده می‌کرد. سردار دورسون نمونه خوبی از انتخاب‌های او بود که می‌توانست در این فصل استمرار داشته باشد. بازیکنان داخلی و خارجی زیادی هم به اعتبار حضور او در پرسپولیس دوست داشتند در این تیم بازی کنند. اما حالا یک مربی با نگاهی متفاوت به فوتبال نمی‌تواند تیم او را خوب ارنج و آماده کند. بماند که تا شناخت لازم را پیدا کند زمان زیادی هدر می‌رود. بنابراین اولویت درویش باید حفظ کارتال باشد که به‌نظر می‌رسد این موضوع با چالش مواجه شده. ضمن این‌که خوب می‌دانیم در چنین شرایطی امکان جذب مربی خوب و با کارنامه خارجی هم نیست. فوتبال ما هم با فقر جدی مربی مواجه است. مربی مثل ساپینتو هم که به لیگ ما آمد هم در کارنامه به اندازه کارتال اعتبار ندارد؛ هم بیرون از ایران قطعاً با پیشنهاد خوبی از نظر مالی یا اعتبار تیم مواجه نیست. بماند که ساپینتو با حواشی متعدد چندان محبوب باشگاه‌ها نیست. با این اوصاف که کارتال مربی بزرگی بود؛ روی بستن تیمش با وسواس نظارت داشت؛ امکان جذب مربی خارجی کارنامه‌دار فراهم نیست و مربیان داخلی هم گزینه‌های محدود و ضعیفی هستند باید اعتراف کنیم که پرسپولیس بیشتر از سپاهان از رفتن مربی‌اش متضرر شد؛ چون اصفهانی‌ها نویدکیا را داشتند که جایگزین کنند.