printlogo


ای میهن خدایی...
سید مصطفی صابری


در روح و جان من
می‌مانی ای وطن
تویی تویی تو هستی، حرم
                         تویی، تو خانه‌ من
روزگاری این کلمات با کمی تغییر و با صدای زیبا و حماسی استاد محمد نوری برای ما آشنا بود؛ اما در روزهای اخیر و با آغاز ماه محرم، در واکنش به تجاوز رژیم صهیونیستی به کشورمان و البته در راستای همدلی بی‌نظیر مردم ایران علیه دشمن، محمود کریمی در اولین شب محرم با الهام از آن اثر فاخر و فراموش نشدنی، مداحی را خواند که در ساعات کوتاهی به شکل گسترده مورد توجه مخاطبان قرار گرفت. این مرکز توجه قرار گرفتن چند دلیل مهم داشت؛ اول این‌که شرایط خاص کشور باعث یک انسجام بی‌نظیر بین نسل‌ها، اقشار، طبقات و گروه‌های مختلف و متنوع جامعه شده است و این‌که یک مداحی در راستای این همگرایی بتواند عناصر مذهبی را با جلوه‌های هویتی میهن عزیزمان یکی کند، اتفاقی تازه، زیبا و در عین‌حال ضروری بود. دوم این‌که   از همان روزهای ابتدایی بعد از توقف جنگ،   عده‌ای دوباره سراغ حرکت روی شکاف‌ها رفتند و در مسیر نادیده گرفتن همگرایی ملی، با بیان حرف‌هایی که از آن بوی همدلی نمی‌آمد، نوعی انحصارگرایی را در نگاه به میهن ترویج کردند. با این اوصاف آن‌چه هنرمندانه و پراز احساس در مداحی محمود کریمی رخ داد، بیانگر این بود که برخلاف دیدگاه‌های تنگ‌نظرانه باید همان‌طور که طی روزهای تجاوز به کشورمان یک‌دل و یک‌زبان بودیم؛ با هر دیدگاه سیاسی و اعتقادی، حول مفاهیم مشترکی چون عشق به میهن و البته عشق خالصانه‌ای که همه به امام حسین (ع) دارند همدلی‌مان را که بزرگ ترین سلاح در روزهای جنگ علیه دشمن بود، حفظ کنیم. در این مطلب پیامدهای استمرار این اتفاق زیبا را مرور می‌کنیم.


  در روح و جانِ من...
برای مرور بهتر کارکردهای این اتفاق خوب باید محتوا را مرور کنیم؛ آن‌چه محمود کریمی خواند با الهام از تصنیف «ایران» استاد محمد نوری این‌چنین بود: «در روح و جان من/ می‌مانی ای وطن/ تویی تویی تو هستی، حرم/ تویی، تو خانه‌ من/ ای ایران ایران/ دور از دامان پاکت، دست دگران؛ بدگهران/ ای مهر رخشان! زیر سایه حیدر باشی در امان؛ ای دل و جان/ ای میهن خدایی! صحن امام رضایی/ ایران ذوالفقار و ایران عاشورایی/ خاکت آغشته شد/ با بوی کربلا/ تویی تویی که حصن تو شد/ بیرق سرخ سقّا/ ای معراج ما/ ای آسمانت خطّ سرخ شهدا! هستی ما/ نذر تو بادا/ دست مردان تو در دست خدا؛ مهد وفا/ تو سربلند و پیروز؛ در کلّ عالمینی/ تا وقتی با تو باشد این غیرت حسینی... نوایی که واکنش‌های مثبت زیادی را جلب کرد؛ حس خوبی داشت، با محتوایی مشابه توسط چند مداح دیگر مثل پویان‌فر از همان شب اول محرم دنبال شد که نشان می‌دهد سرفصل تازه‌ای در دوران هیئت های مذهبی ایجاد شده است. اما حالا برویم سراغ تحلیل دقیق‌تر این ابیات شورانگیز.
 تلفیق و هم‌افزایی امر ملی و مذهبی
شاعر با عباراتی مانند «ای میهن خدایی! صحن امام رضایی» و «ایران ذوالفقار و ایران عاشورایی» وطن را نه‌تنها جغرافیایی ساده، بلکه بستری برای تجلی عاشقانه دین به تصویر می‌کشد. وطن ما یعنی جایی که مردمانش امام‌رضایی هستند و امام رئوف هم به تمام مردم لطف دارد،برای همین  تمام ایران می‌شود صحن امام، در جایی که پاسداری از این خاک با الهام از حماسه عاشورا بود عجیب نیست به این وطن بگوییم ایران عاشورایی. اما نباید از ریشه‌هایی که در این خاک هم داریم یاد نکنیم و برای همین تاکید این ابیات روی ایران است. ایرانی که متعلق به همه ماست. شعر با تأکید بر عناصر مشترک (و نه متقابل) دین و ملیت مثل «بوی کربلا»، «بیرق سرخ سقّا» و «خط سرخ شهدا» وطن را همواره در سایه روحیه حسینی و فداکاری دینی تعریف می‌کند؛ یعنی امنیت ملی و سربلندی وطن بدون اتصال به دیانت و ارزش‌های متعالی نه‌تنها ناکافی، بلکه ناقص خواهد بود.
 وحدت ملی و رشد معنوی
در بیت‌هایی چون  : «زیر سایه‌  حیدر باشی در امان»... امنیت و پایداری ایران مبتنی بر ولایت و معنویت علی(ع) معرفی می‌شود؛ این جاست که وطن از آن‌جایی که عزیز است برای‌مان می‌خواهیم به‌عنوان ایران، با همان تاریخ و فرهنگش زیر سایه امام علی (ع) در امان بماند. شعر با رویکردی تازه، نشان می‌دهد که دین و ملیت باید مکمل و مقوم یکدیگر باشند. وقتی هویت دینی در بستر میهنی و هویت ملی در آیینه معنویت دینی بازخوانی شود، پذیرش اجتماعی دین فزونی می‌یابد و هویت ملی عمق و وفاداری بیشتری پیدا می‌کند. به‌ویژه این‌که امروز که جامعه ایرانی نیازمند تقویت همبستگی اجتماعی و سرمایه اجتماعی است، چنین تلفیق هوشمندانه‌ای از امر ملی و دینی ضرورتی جدی دارد: دین و وطن با هم، نیرویی هم‌افزا برای انسجام و تاب‌آوری جامعه خلق می‌کنند. این همگرایی می‌تواند ارزش‌های مشترک ملی و مذهبی را بدل به گفتمان مسلط جامعه و موتور محرکه رشد معنوی و وحدت ملی کند.

 و اما وطن، جریانی از جان و تاریخ
اما شاید عده‌ای بگویند وطن چه اهمیتی دارد؟ چرا باید این چنین توجه به آن داشته باشیم و... اما در روزگاری که زمزمه‌ بی‌قراری در گوش وطن می‌پیچد،  این پرسش‌ها رنگ دیگری دارد که وطن یعنی چه؟ چرا باید از آن پاسداری کرد؟ چرا وطن فراتر از خانه و خاک و مرز است؟ بسیاری شاید گمان کنند وطن چیزی است که در شناسنامه نوشته‌اند، یا ساختمانی بر زمینی است محصور به مرزها. اما حقیقت آن است که وطن خانه‌ای در جان هرکدام ماست، رودخانه‌ای جاری از دل تاریخ تا تبارِ امروز. وطن را نه پاسپورت تعریف می‌کند، نه اقامت‌نامه. ممکن است شهروند هر دیاری باشی و اما هنوز اهل دلِ خاکی که در آن ریشه داری. وطن یک تجربه‌ انباشته و زیسته است؛ سهم ما از رویاها و رنج‌های مردمانی که تاریخ را ساختند، ژرفای خاطره‌ها، زبان، شعر، قهرمانان و حتی زخم‌ها و شادی‌هایی که به گوش هیچ غریبه‌ای آشنا نیست. وطن، چکیده‌ سرنوشت مشترک است؛ آنچه به ما هویت می‌دهد، جایی است که روز روشن و شب تاریکش در درون ما نشسته. در این روزهای سخت، واژه‌ وطن بیشتر از همیشه معنای خود را فریاد می‌زند و وقتی مداحان و هنرمندانی مانند محمود کریمی یا پویانفر نام وطن را در جلسات مذهبی بلند می‌خوانند، شعله‌ای از امید و غرور در دل‌ها زبانه می‌کشد. این همگرایی، معجزه اتصال ملیت و معنویت است: نشانه‌ آن‌که هویت ملی و مذهبی نه تنها با هم ناسازگار نیستند، بلکه اگر به جان یک ملت گره بخورند، می‌شوند سپر آسیب‌ها و پناهگاه رنج‌ها. خلاصه این‌که وطن آغوشی است گسترده برای همه که شاید تا همین چند روز قبل بعضی از ما فراموش کرده بودیم چقدر دوستش داریم.
چرا این همگرایی ضروری است؟
انسجام و همگرایی چه بین مردم از نسل‌ها، طبقات و دیدگاه‌های مختلف و چه بین عناصر هویت ملی و مذهبی، هرچند این روزها ضرورت بیشتری دارد اما نباید به‌راحتی بعد از دوره گذار این شرایط فراموش شود. در جهانی که هویت‌ها پاره‌پاره شده‌اند، آثاری مثل آن‌چه محمود کریمی ارائه کرد باید تداوم داشته باشند تا به بازتعریف یک هویت یکپارچه و همدل کمک ‌کنند. وقتی باورهای دینی در قاب زیبای وطن‌دوستی بازتاب می‌یابند، امکان پذیرش آن‌ها در ساحت عمومی بیشتر می‌شود. این امر، به‌ویژه در نسل‌های جدید که به زبان احساس و تصویر حساس‌ترند، مؤثرتر است. انسجام و همگرایی این دو مؤلفه می‌تواند در مقابله با تفرقه‌ها، بحران‌ها یا جنگ‌ روایت‌ها یک نقطه اتکا باشد. به‌ویژه این‌که در بسیاری از مواقع چنین حسی در میان بخشی از جامعه وجود داشت که برخی از مداحان و جلسات مذهبی در مقاطع خاصی به‌جای موضوعات کلان و ملی، حول محور جناح‌ها و ... محتوا ارائه می‌کنند که این موضوع می‌توانست زمینه دور شدن بخشی از بدنه جامعه را از مراسم‌ مذهبی فراهم کند.


نکته
  سهم  ما برای وطن
و حالا هر کدام از ما در هر جایگاهی که هستیم باید سهم‌مان را در حفظ این انسجام بشناسیم و به آن عمل کنیم و صدالبته از شکاف‌ها دوری کنیم. البته قرار نیست به بهانه انسجام به زحمت با هر تندروی یک اشتراک پیدا کنیم؛ برای ما آدم‌های معمولی که نه هنرمند هستیم که فیلم و مستند و تابلوی نقاشی بسازیم، نه سیاست گذار فرهنگی که نظریه‌پردازی کنیم، تداوم این مسیر زیبا از خانواده و محله و همکار شروع می‌شود. برای بسیاری از ما آغاز این مسیر همدلانه، نه از خیابان‌ها یا میدان‌های بزرگ، بلکه از گرمای صمیمی یک خانواده شکل می‌گیرد. خانواده، نخستین مدرسه زندگی اجتماعی ماست؛ جایی که احترام به تفاوت‌های فردی، تحمل دیدگاه‌های گوناگون و تمرین همدلی را می‌آموزیم. انسجام اجتماعی از اینجا آغاز می‌شود: وقتی اعضای خانواده با وجود تفاوت‌ها، اشتراکات‌شان را پررنگ می‌کنند و در لحظه‌های سخت، پشتیبان یکدیگر باقی می‌مانند. حال خوب خانواده، موتور پنهانِ حال خوب جامعه است؛ کودکی که در فضای محبت و احترام بزرگ شود، فردِ منعطف و مسئولیت‌پذیری خواهد شد و این ویژگی را در گروه‌های بزرگ‌تر تکرار می‌کند. بنابراین، اگر جامعه‌ای به انسجام و همدلی نیاز دارد، راهش از ساختن خانواده‌ای سالم، گفت و گو محور و مهربان عبور می‌کند؛ جایی که اختلاف‌ها تهدید نیستند، بلکه فرصتی برای غنای جمعی‌اند.

​​​​​​​
خبر مرتبط
مثل یه خونواده‌ایم همه...
تاکید روی وحدت و انسجام ملی در مراسم‌  شب اول محرم به مجالس حاج محمود کریمی و پویان‌فر محدود نشد؛ مهدی رسولی هم دردل شوری که می‌خواند اول چند کلامی صحبت   و به همه یادآوری کرد هرکسی ازهر جریانی که بخواهد وحدت امروز جامعه را خدشه‌دار کند قطعاً درمیدان دشمن است.رسولی اضافه کرد: الان وقت این‌که بخواهیم بگوییم تحلیل کی درست وغلط بوده نیست. همه باید پشت رهبری باشیم؛ بعد هم درشور این ابیات را خواند: مثل یه خونواده‌ایم همه... محور امام حسین فاطمه است... همه باشیم برا امام حسین... امام حسینی که برا همه است.