در روزی که پاریس میزبان حافظان میراث بشریت بود، صدایی از دل زاگرس برخاست و در گوش جهان پیچید؛ صدایی نه از سیاست و قدرت، بلکه از جنس فرهنگ و تمدن، از دل سنگتراشههای انسانهای خردمند نخستین. در چهلوهفتمین اجلاس کمیته میراث جهانی یونسکو، «محوطههای پیش از تاریخ دره خرمآباد» با قدمتی بیش از ۶۰ هزار سال، بهعنوان بیستونهمین اثر ثبتشده جهانی از ایران به تصویب رسید. این نخستینبار است که یک محوطه پارینهسنگی از ایران در فهرست میراث ملموس بشریت قرار میگیرد؛ میراث فرهنگی ملموس، به آثاری اطلاق میشود که حضور فیزیکی دارند و تاریخ، هنر و هویت یک ملت را در قالبهای ملموسی حفظ کردهاند؛ از محوطههای باستانی و بناهای تاریخی گرفته تا ابزارها، کتیبهها و آثار هنری. این میراث نهتنها شاهدی بر خلاقیت انسان، بلکه سندی زنده از زیستن و ساختن انسان خردمند در یک سرزمین است. یونسکو این آثار را به عنوان داراییهای مشترک بشریت ثبت میکند تا از فراموشی و فرسایش نجات دهد و دره خرمآباد، با تمام نشانههای زیست نمادین انسان اولیه، اکنون بخشی از این حافظه جهانی است.
چرا این دره شایسته جهانی شدن بود؟
یونسکو برای ثبت جهانی یک اثر، به دنبال «ارزش جهانی برجسته» میگردد؛ مفهومی که محوطه دره خرمآباد با تمام وجود آن را فریاد میزند. این منطقه، با پنج غار و پناهگاه سنگی شامل یافته، قمری، کنجی، گیلوران و گر ارجنه، شواهدی از بیش از ۶۰هزار سال سکونت انسان را در خود جای داده است. از نئاندرتالها تا انسانهای خردمند، از شکارچیان کوچنشین تا جوامع نیمهساکن، همه در این دره ردپایی از خود بهجا گذاشتهاند. دکتر سونیا شیدرنگ، باستانشناس و نویسنده علمی پرونده ثبت این اثر بوده و پژوهشهای او در غارها،نقش کلیدی در موفقیت این پرونده داشتهاست. یافتههایی چون مهرههای دریایی، دندانهای سوراخشده گوزن و آویزهای هماتیتی، نشاندهنده آغاز تفکر نمادین در انسان هستند؛ نقطهای که انسان از تلاش برای بقا به سوی معنا حرکت کرد.
صدای فرهنگ دربرابر هیاهوی سیاست
در جهانی که گاهی صدای بیتمدنها، بلندتر از صدای فرهنگ شنیده میشود، ایران بار دیگر با زبان تمدن جهان را خطاب قرار میدهد. وزیر میراث فرهنگی، سیدرضا صالحی امیری، این ثبت جهانی را «پاسخی فرهنگی و هوشمندانه به پروژه ایرانهراسی» توصیف کرد و گفت: «ثبت جهانی «دره خرمآباد» نهتنها یک موفقیت نمادین، بلکه پیام صریح بازگشت ایران به متن تاریخ بشری است؛ جایی که صدای تمدن ایرانی با زبان فرهنگ، دانش و حافظه تاریخی به گوش جهانیان رسیده است». وزیر میراثفرهنگی با اشاره به وجود ۲۹ اثر ثبتشده از ایران در فهرست میراث جهانی یونسکو، «محوطههای پیش از تاریخ دره خرمآباد» را از معدود نقاطی برشمرد که چرخه کامل تحول انسان از دوران پارینهسنگی تا عصر آهن را مستند میکند و افزود: «معنای تمدنی نهفته در لایههای خاک و سنگ این منطقه، گواهی زنده بر نقش تعیینکننده ایران در شکلگیری هویت و تاریخ جهانی انسان است». صالحیامیری این موفقیت را پاسخی هوشمندانه و فرهنگی به پروژه ایرانهراسی دانست و تصریح کرد: «ایران را باید در عمق چخماقهای باستانی، نقوش صخرهای و سفالینههای نخستین جستوجو کرد، نه در تیترهای سیاسی زودگذر». ناگفته نماند این ثبت جهانی، نهتنها افتخاری برای ایران، بلکه فرصتی برای بازتعریف هویت ملی در عرصه بینالمللی است. خرمآباد، با قلعه فلکالافلاک در قلب خود، اکنون نماد تعامل انسان با طبیعت، تاریخ و فرهنگ شده است.
از سنگ تا معنا
شاید این سوال در ذهن مخاطب امروزی شکل بگیرد که بررسی غارهایی مربوط به هزاران سال قبل چه دستاوردی برای زندگی امروز دارد. در حقیقت هر یک از غارهای ثبتشده در پرونده مربوط به خرم آباد، داستانی مستقل و در عین حال مکمل روایت انسان دارند که بررسیشان ما را به درک درستی از تاریخچه تفکر بشری هدایت میکند.
غار یافته: متعلق به دوره پارینهسنگی بالایی، با شواهدی از فرهنگ بارادُستیان (۴۰ تا ۲۵ هزار سال پیش). کشف مهرههای دریایی و آویزهای هماتیتی نشاندهنده رفتار نمادین انسانهای اولیه است.
غار قمری: سکونت نئاندرتالها تا دوره کالکولیتیک؛ نشاندهنده گذار جمعیتها در جنوب غرب آسیا.
غار کنجی: لایهنگاری طولانی از دوره پارینهسنگی میانه تا تدفینهای دورههای بعدی؛ روایتگر تحول از کوچنشینی به سکونت دایم.
غار گیلوران و گر ارجنه: مکمل زنجیره فرهنگی و زیستی منطقه، با شواهدی از تعامل انسان با محیط طبیعی و منابع زیستی.
خرمآباد در کنار غارهای افسانهای جهان
با ثبت جهانی دره خرمآباد، ایران به جمع کشورهایی پیوست که محوطههای پارینهسنگیشان در فهرست میراث جهانی قرار گرفتهاند. فرانسه با دره وزر و نقاشیهای غار لاسکو، اسپانیا با غار آلتامیرا، چین با ژوکوودیان و فسیلهای انسان پکن، اندونزی با سانگیران و هند با بیهمبتکا، همگی پیشتر این افتخار را کسب کردهاند. اما آنچه خرمآباد را متمایز میکند، نهتنها قدمت، بلکه پیوستگی فرهنگی و زیستی آن است. این دره، نه فقط محل سکونت، بلکه محل تعامل، تحول و تفکر بوده است. به گفته پروفسور جان اسپث از دانشگاه میشیگان، که در دهه ۱۹۷۰ در غار کنجی حفاری کرده، «خرمآباد یکی از مهمترین نقاط برای فهم نحوه گسترش انسان خردمند در اوراسیاست». حالا این محوطه بخش مهمی از میراث ملموس بشری است که حفظ و نگهداری آن وظیفه تمام مردم دنیا، دولتها و نهادهاست؛ برای همین هر اتفاقی مانند یک عملیات نظامی که به چنین مکانی لطمه وارد کند، اقدامی علیه فرهنگ و تمدن بشری محسوب میشود.
فلسفه ثبت جهانی میراث بشری
ثبت جهانی آثار تاریخی، فراتر از افتخار ملی، تلاشی برای حفظ حافظه جمعی بشریت است. این ثبتها چند کارکرد مهم دارند:
1. هویت انسانی را بازتعریف میکنند و نشان میدهند که انسان از کجا آمده، چگونه زیسته و چگونه معنا آفریده است.
2. همبستگی جهانی را تقویت میکنند؛ میراث مشترک، پلی است میان فرهنگها، زبانها و ملتها و حتی نسلها تا برای همه آیندگان ثبت شود و روند تکامل تمدن بشری را بدانند.
3. گاهی تاریخی را افزایش میدهند، آنهم در جهانی که سرعت و مصرفگرایی بر آن سایه افکنده، این ثبتها یادآور ریشهها و عمق انسان هستند.