رها در حرم
یکی از دوستام که مشهد نیست و به قول ما خیلی امام رضاییه، توی صفحه شخصیش نوشته بود «اگه تاریخ اولین زیارت امام رضا(ع) یادت نیست، پس تو دقیقا توی همین حرم کنار امام رضا(ع) بزرگ شدی». گفتم چی شد اینو گذاشتی؟ گفت من خیلی زیارت اومدم ولی یه زیارت که هیچوقت یادم نمیره خیلی سال پیش بود. بچه بودم، اومدیم با خانواده پابوس آقا. شب قرار شد تا صبح باشیم حرم. چه صبحی بود، هوا روشن و تاریک بود، یه خنکای خاصی داشت که از روی آب حوضهای صحن میخورد به صورتت. هر گوشه یه عده مشغول زیارت و حرف زدن با آقا. یه دفعه چشمم میافته به پنجره فولاد، روحم پرمیکشه دور گنبد و چرخی میزنه و قلبم صفا پیدا میکنه. سبک میشی و دلت شاد میشه که امام رضا(ع) تو رو دیده و دست رو دلت گذاشته. یه حس رهایی پیدا میکنی. یاد اون زیارتم افتادم و این مطلب رو نوشتم. محمود ماروسی