printlogo


سپه سالار
سید محمد مهدی هاشمی

ویل دورانت، تاریخ نگار شهیر قرن بیستم و پدیدآورنده اثر سترگ تاریخ تمدن، در کتاب «درس هایی از تاریخ» با اشاره به نقش فرماندهان نظامی در پاسداری از میراث کلاسیک یک تمدن می نویسد: «ما به فرماندهانی که در بستر [بیماری] می میرند، می خندیم و فراموش می کنیم که به هر صورت زنده آنان از مرده شان ارزشمندتر است.» این کلام می تواند حتی برای ملتی چون ما که شهادت را افتخاری عظیم می پنداریم، قابل تامل باشد. ویل دورانت در جای دیگری از همین کتاب می گوید: «در تفسیر نظامی، تاریخ جنگ در حکم داور نهایی است و طبیعی و ضروری بودن آن را جز ساده لوحان همه پذیرفته اند.» و بزنگاه جنگ دقیقا همان جایی است که حتی ملتی چون ما را هم به اندیشه وا می دارد که آیا برای شهادت و سعادت اخروی فرماندهانی همچون باقری خوشحال باشیم یا برای از دست دادن کسانی همچون او که در کوران حوادث می توانند پیش قراولان سربازان وطن باشند؛ ناراحت شویم؟ پاسخ کلی به این سوال، هدف این نوشته نیست کما این که شاید آن قدر نیاز به تامل هم داشته باشد که دست و پای این پاسخ از چارچوب یک گزارش ژورنالیستی بیرون بزند. اما این همان سوالی است که پس از گذشت بیش از 40 روز از شهادت سردار سپهبد شهید محمد حسین افشردی یا آن طور که اغلب او را می شناسند؛ سردار شهید محمد باقری به آن پاسخ خواهیم داد.

از فرمانده نظامی تا استراتژیست آینده نگر
در پاسخ به این سوال شاید نیازی نباشد که بدانیم محمد باقری برادر کوچک تر یکی از نوابغ 8 سال دفاع مقدس، جانشین نیروی زمینی سپاه و موسس واحد اطلاعات و عملیات سپاه شهید «حسن باقری» بوده است که در هنگامه انقلاب، دانشجوی کارشناسی رشته مهندسی مکانیک دانشگاه پلی تکنیک تهران یا امیرکبیر امروز بوده و پس از انقلاب فرهنگی دانشگاه را رها کرده و وارد سپاه شده و با وجود این که شانه به شانه برادر شهیدش در جنگ حضور داشته اما 10 یا 15 متر فاصله میان او و برادرش حدود 43 سال جدایی انداخته است. اما باید بدانید که محمد باقری دارای مدرک دکترای جغرافیای سیاسی از دانشگاه تربیت مدرس و از اعضای هیئت علمی دانشگاه عالی دفاع ملی بود. او همچنین به همراه محمدباقر قالیباف، سید یحیی رحیم‌صفوی و شهید غلامعلی رشید، از مؤسسان انجمن ژئوپلیتیک ایران به‌شمار می‌رود. همچنین خوب است بدانید که شهید باقری از معدود فرماندهان نظامی ایرانی است که پیش از رسیدن به فرماندهی کل سپاه، فرماندهی کل ارتش یا ریاست ستاد کل نیروهای مسلح، به درجه سرلشکری ارتقا یافته است. همین ها کافی است تا مشخص کند که وقتی از شهید باقری سخن می گوییم با یکی از نوابغ نظامی تاریخ ایران روبه رو هستیم.
 اما بهتر است که به این اطلاعات، نگارش انبوهی از کتاب ها و مقالات با موضوعات نظامی و ژئوپلیتیک را هم اضافه کنید. بخش جذاب دیگر شهید باقری اما دیدگاه های خاص و استراتژیک او بود. او فرمانده ای بود که حتی با اشاره به بنادر اقیانوسی کشورمان در شمال اقیانوس هند و مطابق با قوانین بین المللی حق ادعای حاکمیت بر بخش هایی از قطب جنوب را برای کشورمان محفوظ می دانست.
10 سال در بالاترین سطح فرماندهی
محمد باقری یک فرمانده عادی نبود؛ او حدود 10سال عالی ترین فرمانده نظامی کشور و پس از فرماندهی معظم کل قوا دومین مقام عالی در هرم فرماندهی نیروهای مسلح بود. بسیار ساده انگارانه است اگر او را صرفا یک فرمانده ارشد نظامی ببینیم. باقری نه صرفا یک فرمانده بلکه بدل به یک استراتژیست آینده نگر شده بود، کسی که مرزهای سیاسی را سدی برای حاکمیت کشورمان نمی پنداشت و سرداری ایرانی بود که دوباره و شاید پس از قرن ها رویای احیای یک امپراتوری ایرانی را در آن سوی اقیانوس ها در سر می پروراند.
فرماندهی مجهز به سلاح نرم
اکنون سوال این جاست؛ مگر از یک فرمانده ارشد نظامی انتظاری غیر از این موارد هم می رود؟ پاسخ به این سوال دروازه ورود ما به پاسخ سوال ابتدایی این نوشته خواهد بود و پاسخ به این سوال کلمه «آری» است؛ وقتی درباره شهید باقری سخن می گوییم باید انتظار بیشتری از یک فرمانده ارشد نظامی داشته باشیم. بگذارید به همین 4 ماه پیش برگردیم؛ زمانی که سردار باقری با حضور در کنار تخت جمشید؛ شاهکاری از دل تاریخ غنی ایران، با پیام نوروزی اش زمینه سازی همدلی و انسجامی را ایجاد می کرد که در نهایت ناجی وطن در لحظات سخت جنگ تحمیلی 12روزه شد.
 یا به هنگام سخنرانی در دانشگاه آزاد که پرده از نیاز نیروهای انتظامی به شاخه هایی از علوم انسانی چون جامعه شناسی برمی داشت و معتقد بود که «افسر پلیس ما باید نسل جدید را به خوبی بشناسد و رگ خواب او را بداند»؛ در حال تدبیر برای جنگی بود که قصدش براندازی و به آشوب کشاندن کشورمان از داخل بود. اما یادمان نمی رود که همان زمان هم عده ای که بعد از به ثمر نشستن این حماسه ملی در توقف حملات دشمن مواضعی تفرقه آمیز و ضد امنیت ملی مطرح کردند؛ به مواضع همدلانه و ملی سردار هم حمله کردند و دقیقا زمانی که او در حال مسلح کردن کشور به مهم ترین سلاح مورد نیاز ما در روزهای سخت جنگ تحمیلی 12 روزه یعنی انسجام و همدلی بود؛ در مقابلش ایستادند و حتی مواضع او را زیرسوال بردند. به هر حال دریغ از آن که تفکری این چنین که وطن را آغل می بیند قادر به درک تاکتیک های نابغه ای چون محمد باقری باشد. پس باید ناراحت باشیم...
توجه به این نکته که رهبر معظم انقلاب در اولین ساعات شروع جنگ به سرعت جانشینان فرماندهان شهید را تعیین کردند، خود بیانگر حضور فرماندهان سلحشور و توانمند در بدنه نیروهای مسلح کشور است، اما همان طور که گفته شد، محمد باقری صرفا یک فرمانده توانمند نبود، او سرباز ولایتمداری بود که حتی پیش از نیاز ما به فکر مسلح کردن کشور به سلاح همدلی و انسجام ملی بود. این دلیلی است که حتی ملتی چون ما با تمام ارادتش به شهید و شهادت باید از شهادت نابغه ای چون شهید باقری ناراحت باشد. همان طور که شهید سیدحسن نصرا... می گفت ما با شهیدانمان خداحافظی نمی کنیم بلکه می گوییم به امید دیدار اما از خاطرمان نرود که زنده ماندن چنین نوابغی برای حفظ ایران عزیز بسیار ارزشمندتر است و از دست دادنشان ضایعه ای بزرگ و ناراحت کننده؛ چون همان طور که شیخ اجل سروده:
 صبر بسیار بباید پدر پیر فلک را
 تا دگر مادر گیتی چو تو فرزند بزاید...