printlogo


خاموشی، دری به سوی فرزانگی است!
‌ سید احمد میرزاده

​​​​​​​
هر بامداد صداها سر می‌رسند. سراسیمه برمی‌خیزی و از صدا به صدا می‌گریزی. روزگار ازدحام صداست. همه جا فریاد آدم‌ها و غرّشِ ابزارها و آزار بوق‌ها و زنگ‌هایی است که به صدا درمی‌آیند. هرجا منزل می‌کنی، صداها آوار می‌شوند. در گریز از این همه فریاد یک بامداد همچون نسیمی از هیاهوی شهر به سوی کوه بگریز. به سوی آن شکوهِ رُعب‌انگیز! و ببین که خاموشیِ بسیار چه هیبتی به کوهسار بخشیده است؛ راستی که «بکثره الصمت تکون الهیبه» اگر پای در دامن آری چو کوه/ سرت زآسمان بگذرد در شکوه. 
فیروزه و زمرد، عقیق و لعل و طلا... آه چه گنج‌ها که در دل این کوهسارانِ خاموش، نهان است. و چنان‌که «سکوت، سرشار از ناگفته‌هاست» کوهستان، امانتگاهِ جادویی رازهای جاودانۀ خداست. میعاد پیامبران و فرشتگان. آدمی نیز به کوه مانند است و آن‌گاه که سکوت می‌کند فرشتگانِ حکمت بر او فرود می‌آیند. «إذا رَأيتُمُ المؤمنَ صَمُوتا فادْنُوا مِنهُ فإنّهُ يُلَقّى الحِكمَه.» خاموش باش! چه حاجت که بدانند تو می‌دانی! گاه، فرق عالِم و ظالِم در یک سخن است! ظالم، آن قومی که چشمان دوختند/ زان سخن‌ها عالَمی را سوختند.در سپنجِ روزگار بارها در پوستینِ این و آن شدی! سخن گفتی و پشیمان شدی! می‌توانستی خاموش باشی اما گفتی و دلی را سوختی. گفتی و آتش افروختی!  این زبان، هم سنگ و هم آهن‌وش است/ وآن‌چه بجهد از زبان چون آتش است. خاموش بنشین و طبلۀ عطار باش نه طبلِ غازی که در سکوت، رایحه هنر و نشان خردمندی است: «الصَّمتُ آيَتُ النُّبلِ و ثَمَرَه العَقلِ» در آن کتاب که چشمه‌‌چشمه خبرهای هشتمین پیشوای ما در آن جاری است چنین آمده است: «خاموشی، دری به سوی فرزانگی است. محبت می‌آورد و به نیکی رهنماست.» (عیون اخبارالرضا(ع)، جلد1، باب26، ح14، ص533)