
نویسنده: جرج اسپینلی
ترجمه: پروین علیپور
انتشارات: افق
راوی این داستان جان کوگان است. یک پسر کلاس هفتمی قوی هیکل، ورزشکار، پرتحرک و بدجنس. همه حتی پدر و مادرش او را خروس جنگی صدا میکنند. فقط یک نفر او را به این اسم صدا نمیکند.
پن وب پسری هم سن و سال خروس جنگی است که در نزدیکی آنها زندگی میکند. او همیشه میخندد و از دوستداران صلح و طرفداران محیط زیست است. او حتی با تفنگ آب پاش هم بازی نمیکند. بن و خانوادهاش در یک خانه بسیار محقر که قبلاً گاراژ بوده، زندگی میکنند. ماشینشان قراضه و قدیمی است. لباسهای بن را از سمساری میخرند. آن ها حتی تلویزیون هم ندارند اما احساس خوشبختی میکنند.
اسکاتر پدربزرگ خروس جنگی است که میآید تا از این به بعد با خانواده آنها زندگی کند. این موضوع خروس جنگی را خوشحال میکند چون او پدربزرگش را خیلی دوست دارد اما اتفاق بدی برای پدربزرگ میافتد که همه خانواده را نگران میکند.
نویسنده این کتاب از نویسندگان پرافتخار است و این کتاب او از سوی چهار نهاد و موسسه به عنوان کتاب سال برگزیده شده است.