سریال «از یاد رفته» جدیدترین ساخته برزو نیکنژاد، پس از پخش سه قسمت نخست، با واکنشهایی عمدتاً منفی مواجه شده است. دلیل اصلی این استقبال سرد را باید در داستان قابل حدس و بدون غافلگیریاش جستوجو کرد. قصه درباره نوهای فقیر است که سالها از خانواده پدری متمول خود جدا مانده و اکنون پدربزرگش تلاش میکند تا گذشته را جبران کند. این روایت نهتنها تازگی ندارد، بلکه بارها در قالبهای مختلف در سریالها و فیلمهای ایرانی و خارجی تکرار شده است.

فراز و نشیب نیکنژاد
برزو نیکنژاد نامی است که مخاطبان تلویزیون و شبکه خانگی با آن خاطرات خوشی دارند. او با سریالهایی همچون «دودکش» و «دردسرهای عظیم» و همچنین فیلم سینمایی «زاپاس» نشان داد حتی بدون حضور عده کثیری از ستارگان پرفروش هم میتواند آثاری بسازد که با فضایی گرم و شخصیتهایی دوستداشتنی، مخاطب را جذب کنند. از فیلم «دوزیست» به بعد اما، نیکنژاد مسیر متفاوتی را در پیش گرفت؛ مسیری با ستارگان پرشمار و پرفروش، بهعلاوه قصههای پیچیده و چندلایه. «دوزیست» به دلیل جزئینگری در کارگردانی، متن منسجم و بازیهای قابلقبول بازیگرانش، توانست رضایت نسبی مخاطب را جلب کند و به اثری متوسط اما محترم در سینمای ایران تبدیل شود. نیکنژاد کمی بعد در نمایش خانگی سریال «آفتابپرست» را با پژمان جمشیدی که در اوج بود و باران کوثری تولید کرد و سپس در سریال «مرداب»، با بهرهگیری از فیلمنامهای پیچیده، روایت چندلایه و اطلاعات قطرهچکانی (بالاخص در نیمه نخست این اثر) توانست مخاطب شبکه نمایش خانگی را غافلگیر کند. بازیهای درخشان بازیگرانی چون شهرام حقیقتدوست، امیر جعفری و پانتهآ پناهیها این موفقیت را تکمیل کردند و سطح انتظارات را حسابی بالا بردند.
بحران روایت
اما «از یاد رفته» در سه قسمت اول خود هیچیک از آن نقاط قوت را منعکس نمیکند. داستان یکنواخت و نبود پیچیدگی در روابط شخصیتها باعث شده مخاطب از همان ابتدا بفهمد با چه افرادی و چه نوع روابطی طرف است. این عدم تعلیق و پیشبینیپذیری روایت، مهمترین ضربهای است که به قامت سریال وارد شده است. به خط اصلی و بدنه کلیشهای سریال «از یاد رفته»، کلیشههای متعدد دیگری هم، به مثابه شاخ و برگهای فرعی، اضافه شدهاند: مثلث عشقی، دامادهایی که در انتظار مرگ پدرزن برای تصاحب ثروتش لحظهشماری میکنند و خانوادهای ثروتمند بدون صمیمیت، با روابطی سرد و پر از سوءتفاهم. این عناصر، نهتنها به قصه عمق نمیدهند، بلکه از همان قسمت اول روابط و سرنوشت شخصیتها را لو میدهند.
فقدان ستاره کارآمد
فرهاد اصلانی یکی از بهترین بازیگران سینمای ایران، در مقام یکی از بازیگران اصلی سریال حضور دارد، اما بازی او نشان میدهد که با وجود اثبات شدهبودن تبحرش، اصلانی از دوران اوج خود فاصله گرفته و از زمان فیلم «مغزهای کوچک زنگزده»، کمتر شاهد نقشآفرینی درخشانی از او بودهایم. در «از یاد رفته» نیز خبری از آن قدرت و جذبه همیشگی اصلانی نیست. سینا مهراد به عنوان بازیگر اصلی مجموعه عملکرد قابل قبولی دارد، اما سایر بازیگران سریال نیز تا اینجای کار نتوانستهاند تاثیرگذاری خاصی از خود نشان دهند. هیچیک بار درام را به دوش نمیکشند و مخاطب با آنها ارتباط عمیقی برقرار نمیکند. نبود یک بازیگر «ستاره» که بتواند جذابیت اثر را حفظ کند، ضعف کلی متن را تشدید کرده است.
امیدوار به یک پیچ دراماتیک؟
با همه این انتقادات، شناختی که از نیکنژاد داریم، اجازه نمیدهد کاملاً ناامید باشیم. او بارها نشان داده که میتواند با یک پیچ دراماتیک و شوکهکننده، ورق را برگرداند. شاید «از یاد رفته» نیز در نیمه دوم خود تغییر مسیر دهد و مخاطب را شگفتزده کند. اما اگر سریال همین روند یکنواخت و بیرمق را ادامه دهد، باید پذیرفت که این اثر یکی از ضعیفترین نمونهها در کارنامه کارگردانی است که زمانی از مخاطبشناسترین سریالسازان ایران به شمار میرفت.