printlogo


خونگرم مثل آقای نویسنده
حیدر کاسبی

مصطفی مستور نویسنده اهل جنوب را بیشتر از همه با کتاب «روی ماه خداوند را ببوس» می‌شناسند؛کتابی که در سال ۱۳۸۰ برنده جایزه قلم زرین شد.این کتاب در همان نگاه اول با عنوان زیبایش جذابیت ایجاد کرده و مخاطب را به خواندنش ترغیب می‌کند.با این کتاب بود که جامعه ادبی ایران شاهد نویسنده‌ای با اصالت و کم‌نظیر شد تا آن جا که کتاب‌هایش نه‌تنها به چاپ های متعدد رسید و کیفیت آثارش قابل‌توجه بود، بلکه به لحاظ کمی نیز مخاطب با نویسنده‌ای نسبتاً پرکار مواجه شد.«معسومیت» جدیدترین اثر مصطفی مستور است که نشر مرکز در سال ۱۳۹۸ آن را منتشر کرده است.

 فراوانی شخصیت‌ها در داستان
در رمان معسومیت، نویسنده سعی کرده تمام حرف‌های نگفته‌اش را از زبان شخصیت‌های داستانش بگوید و هرکدام از آن‌ها انگار نماینده خود او در کتاب هستند.
مثلاً آن جا که یک زن خیابانی سخنان قابل‌تأمل و حکیمانه‌ای بیان می‌کند و در جای دیگر که یکی از شخصیت‌ها از زندگی پیامبر حرف می‌زند.
این بهترین شکل ممکن نوشتن است که مؤلف اثر،حرف‌های نگفته و ناتمامش را نه از زبان یک شخصیت بلکه هرکدام از آن‌ها را از زبان شخصیت‌های متعدد داستانش بیان کند.
شاید به همین دلیل است که در کتاب‌های نویسندگانی ازاین‌دست با تعداد و گوناگونی کاراکتر روبه‌رو هستیم.
معصومیت یا معسومیت؟
و اما شاید اولین سؤالی که در ذهن مخاطب ایجاد شود این باشد که دلیل نگارش کلمه معصومیت با «سین» چیست؟
ماجرای این عنوان برمی‌گردد به خلاصه داستان که در آن «مازیار» که یکی از شخصیت‌های اصلی داستان است، مدرسه را رها کرده اما رمان‌نویسی را برگزیده است، به همین دلیل املای او در کتاب مشکل دارد و مستور به‌عمد این لغت را اشتباه نوشته است.
او خواسته است با غلط نوشتن معصومیت در عنوان کتاب و اشتباه‌های املایی دیگر در خلال داستان این را به یکی از ویژگی‌ها و سبک داستانش تبدیل کند، اگرچه با انتقادهایی هم از طرف مخاطبان و منتقدان مواجه شده است، اما مستور است دیگر، او به آن میزان از اعتمادبه‌نفس رسیده است که کار خودش را بکند.
ادبیات پرخاشگر و نویسنده عصبانی
​​​​​​​پرخاشگری در نوشتن یکی از مهم‌ترین ویژگی‌های کتاب «معسومیت» است که می‌توان گفت در سرتاسر آثار مصطفی مستور قابل‌مشاهده است و همین ویژگی تبدیل‌شده است به یکی از سبک‌های نگارش او که برای مخاطبان امروز با روحیه‌های بی‌قرار جذاب می‌نماید.
اگر از نویسندگان خارجی بخواهیم مثالی در این مورد بیاوریم بی‌تردید برجسته‌ترین آن‌ها «لپیی فردینان سلین» است که پرخاشگری در نوشتن را به اوج خودش رسانده است.
به نظر می‌رسد مصطفی مستور تا حدودی تحت تأثیر این نویسنده فرانسوی باشد که این میزان از پرخاشگری در داستان‌های او موج می‌زند.
 مینی مال در کنار رمان
مصطفی مستور جزو معدود نویسندگانی است که هم رمان می‌نویسد و هم ‌داستان‎نویسی مینی‎مال است، اگرچه بخش عمده تألیفاتش را داستان‌های کوتاه تشکیل می‌دهد.کتاب‌های «دو چشم‌خانه خیس»، «عشق روی پیاده رو»، «من دانای کل هستم»، «زیر نور کم» و «بهترین شکل ممکن» از جمله داستان‌های کوتاه او و کتاب‌های «من گنجشک نیستم»، «روی ماه خداوند را ببوس»، «استخوان‌های خوک و دست‎های جذامی» و «معسومیت» جزو آثار بلند او هستند.