printlogo


خلع سلاح مقاومت؛ ریسک فروپاشی موازنه منطقه‌ای

غزه درسال‌های اخیر میدان اصلی طرح خلع سلاح بوده است. واشنگتن و تل‌آویو در پی آن‌اند که حماس را ازمعادلات سیاسی وجغرافیایی حذف کنند و به اصطلاح «غزه بدون مقاومت» بسازند.اما تجربه جنگ‌های اخیر نشان داد که هرباراسرائیل تلاش به حذف مقاومت کرده، نه‌تنها موفق نبوده بلکه دامنه نفوذ حماس وجهاد اسلامی در عرصه اجتماعی وسیاسی تقویت شده است. حفظ توان تسلیحاتی درغزه به معنای ادامه امکان بازدارندگی وجلوگیری ازتحمیل راه‌حل‌های تحمیلی است.
کرانه باختری: مقاومت درحال خیزش
کرانه باختری درکانون مرحله جدیدی ازمقاومت قرارگرفته است. گروه‌های محلی و هسته‌های مردمی به‌رغم سرکوب شدید، توانسته‌اند ابتکارعمل را دربسیاری از مناطق به دست بگیرند. آمریکا واسرائیل با همکاری تشکیلات خودگردان، می‌کوشند هرگونه سازمان‌یابی مسلحانه در این منطقه را سرکوب و خلع سلاح کنند. اما واقعیت میدانی چیز دیگری است: گسترش عملیات‌های مسلحانه نشان می‌دهد که خلع سلاح در کرانه باختری بیشتر یک شعار سیاسی است تا امکان عملی.
لبنان: طرح ارتش و معادله بازدارندگی
لبنان اکنون خط مقدم فشار است. طرح ارتش برای خلع سلاح حزب‌ا... کشور را وارد فضای بحرانی کرده است. اختلاف برخی مقامات لبنانی با حزب‌ا... و امل درظاهر دست واشنگتن را باز گذاشته، اما انسجام جبهه مقاومت وحمایت نبیه بری اجازه نداده این فشارها به شکاف واقعی تبدیل شود. تصویب طرح ارتش بدون تضمین‌های امنیتی، لبنان را به سمت تنش می‌برد، درحالی که تعلیق آن می‌تواند مسیر تفاهم داخلی را باز کند. حزب‌ا... نیز می‌داند که حفظ سلاح، معادل حفظ امنیت ملی و بازدارندگی منطقه‌ای است.
سه جبهه، یک حقیقت مشترک
از غزه تا کرانه باختری و لبنان، یک حقیقت مشترک وجود دارد:مقاومت بدون سلاح، معنای خود را از دست می‌دهد. پروژه خلع سلاح، تلاشی هماهنگ برای باز کردن دست اسرائیل و تحمیل شرایط اشغالگرانه است. درمقابل، پایداری مقاومت و اتحاد نیروهای مردمی، نشان داده که این طرح‌ها محکوم به شکست‌اند. آینده امنیت منطقه به توان جبهه مقاومت برای حفظ توان دفاعی و ایستادگی برابر فشارهای خارجی گره خورده است.