سجود، سرآغاز صعود آدمی است!
سید احمد میرزاده
در بامداد آفرینش آن دم که آتش گردنکشی مینمود، خاک، فروتن بود. اینگونه شد که از آتش، شیطان را و از خاک، مسجود افلاک را آفرید. وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِکَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِیسَ أَبَی وَاسْتَکْبَرَ وَکَانَ مِنَ الْکَافِرِینَ.
قطرهای که از ابر فرود میآید به ناچیزی خود در پیشگاه دریا معترف است. سجود میکند و به عظمت میرسد. بزرگیِ آدمی از این گونه است! به درگاه اعلا سجده میبرد و به دریا نزدیک میشود. شادی آدمی در رسیدن به اوست:
سجدهکنان رویم سوی بحر همچو سیل
بر روی بحر، زان پس ما کفزنان رویم
سجده میکنیم و به سوی او میرویم به سوی آفریدگار دریاهای عظیم. آن خیلی دورِ خیلی نزدیک. «و اذا سالک عبادی عنی فانی قریب»: دوستی از من به من نزدیکتر
از رگ گردن به من نزدیکتر.
شگفتا! او در این نزدیکی و ما در این تاریکی، هزار سال نوری از او دوریم. میانراه نزدیکی به او سجود است. گفت: «واسجد و اقترب» یزدان ما / قرب جان شد سجدۀ ابدان ما
ابلیس، نزدیک بود و دور شد. آتش بود و دود شد. تکبر کرد و مطرود شد. تو از مستکبران مباش! جهان و هرچه در اوست به پیشگاه او در سجدهاند: وَلِلَّهِ یَسْجُدُ مَا فِی السَّمَاوَاتِ وَمَا فِی الْأَرْضِ مِنْ دَابَّهٍ وَالْمَلَائِکَهُ وَهُمْ لَایَسْتَکْبرُونَ. سجود، سرآغاز صعود آنان بود که از نردبان آسمان پلهپله تا ملاقات خدا بالا رفتند.
هشتمین پیشوای ما فرمود: «أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ مِنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ وَ هُوَ سَاجِدٌ وَ ذَلِکَ قَوْلُهُ تَبَارَکَ وَ تَعَالَی «وَ اسْجُدْ وَ اقْتَرِبْ»
عیون اخبارالرضا(ع)، ج 1، باب 30، ح 15، ص656