آقای نماینده مجلس!افشای جزئیات فروش نفت، ولو ناخواسته، میتواند به معنای تضعیف قدرت مانور ایران در بازار خاکستری انرژی باشد
رسانهزدگیِ خطرناک
یوسفی
در روزهایی که فضای سیاسی کشور درگیر پیامدهای فعال شدن «مکانیسم ماشه » یا همان اسنپبک است، یک جمله از سوی یکی از اعضای کمیسیون انرژی مجلس کافی بود تا موجی از واکنشها را در فضای عمومی ایجاد کند. رضا سپهوند، نماینده مجلس گفته است هند با اطلاع از شرایط جدید تحریمی برای خرید نفت از ایران اعلام آمادگی کرده و حتی برآوردی حدود 10 میلیون بشکه در سال نیز مطرح شده است. همزمان، آمار رسمی وزارت بازرگانی و صنعت هند نشان میدهد که دهلینو در ماههای اخیر چند محموله نفت و فرآوردههای نفتی از ایران وارد کرده است. ظاهر امر، شاید یک خبر خوش اقتصادی باشد؛ اما در لایههای زیرین، این نوع اظهارنظرها حامل آسیبهایی جدی برای منافع ملی و دیپلماسی انرژی ایراناند.
دیپلماسی نفتی، میدان سکوت
و تدبیر است، نه تریبون و هیجان
بازار جهانی نفت، عرصهای است که هر واژه و هر عدد میتواند معادلات قیمتی، بیمهای و تحریمی را جابهجا کند. در چنین شرایطی، افشای جزئیات صادرات نفتی در دوره تحریم نهتنها کمکی به تثبیت جایگاه ایران نمیکند، بلکه ممکن است کانالهای غیررسمی فروش را در معرض رصد و تحریم مجدد قرار دهد.
نکته قابلتأمل آن است که کشورهایی مانند چین یا روسیه در بالاترین سطح تعاملات انرژی نیز هیچگاه جزئیات معاملات حساس خود را رسانهای نمیکنند، زیرا میدانند در میدان تحریم، اصل «ابهام هدفمند» بخشی از راهبرد بقاست. هرگونه افشاگری، ولو ناخواسته، میتواند به معنای تضعیف قدرت مانور ایران در بازار خاکستری انرژی باشد.
خطای تکراری؛ از پولهای کره
تا نفت هند
رفتار اخیر، یادآور همان تجربه تلخ پرونده «پولهای بلوکهشده کرهجنوبی» است. آنجا نیز رقابت رسانهای برای اعلام آزادسازی منابع باعث شد هر مقام و رسانهای خود را «اولین راوی» ماجرا معرفی کند. بدون آن که بداند انتشار زودهنگام این خبرها میتواند طرف مقابل را به توقف یا تجدیدنظر در روند آزادسازی ترغیب کند.
در واقع، پدیدهای در حال شکلگیری است که میتوان آن را سیاستِ اعلام قبل از وقوع نامید. یعنی مسئولان برای دیدهشدن، به جای تأثیرگذاری واقعی بر روندها، ترجیح میدهند روایتگر اولیه باشند. این رویه، نهتنها سیاستورزی حرفهای نیست، بلکه یک آسیب ساختاری و یا به تعبیری تندتر یک بیماری در بین مدیران ایرانی محسوب میشود.
سیاست داخلی؛ جایی که تحریم
به ابزار رقابت تبدیل میشود
وقتی موضوعاتی مانند اسنپبک یا تحریم نفتی، از ساحت راهبردی و امنیتی خارج و به میدان جدالهای جناحی کشیده میشود، هر جناح میکوشد با روایتسازی خاص خود، کارآمدیاش را به رخ بکشد. برخی رسانهها برای آن که نشان دهند تحریمها بیاثرند، بهسرعت به چنین خبرهایی ضریب میدهند؛ بیآن که به تبعات امنیتی و دیپلماتیک آن بیندیشند. در مقابل، جناحی دیگر ممکن است از همین اظهارنظرها برای اثبات ناکارآمدی دولت استفاده کند. در نهایت، آنچه از میان میرود، منافع ملی است، زیرا تحریم و دور زدن آن، پروژهای ملی است نه جناحی. افشای جزئیات این مسیرها، بازی در زمین دشمن است، حتی اگر نیت اولیه خیرخواهانه باشد.
ضرورت بازتعریف قواعد اطلاعرسانی
ایران در شرایط ویژهای قرار دارد که هر خبر اقتصادی، یک پیام سیاسی نیز در خود دارد. از این رو، لازم است قواعد اطلاعرسانی در حوزههای انرژی، تجارت خارجی و سیاست تحریمی بازتعریف شود. همانگونه که در حوزه نظامی، اطلاع از جزئیات عملیاتها بهصورت کنترلشده و با ملاحظات امنیتی منتشر میشود، در حوزه نفت نیز باید یک نظام رسانهای صیانتی شکل گیرد. سخنگویان تخصصی، آموزشدیده و هماهنگ با نهادهای امنیتی و دیپلماتیک، باید مسئول انتقال اطلاعات به افکار عمومی باشند. در غیر این صورت، تریبونهای غیرمسئولانه میتوانند زحمات ماهها دیپلماسی پشتپرده را با یک جمله ساده بر باد دهند.