صفای قلبها
از صحن آزادی اومدم یکی از خادمهای آقا(ع) رو دیدم. رفتم یه سلامی بدم و التماس دعا. اسمش محمدعلی بود. مثل همه خادمهای آقا(ع) مهربون و باوقار، دست به سینه در برابر زائر مولا. بهش گفتم حاجی، اگه بخوای از امام رضا(ع) برام حرف بزنی، طوری که به درد خیلیها بخوره، چی میگی؟ لبخندی زد و جوابش رو با یه شعر شروع کرد که همهمون بلدیمش و میخونیم؛ جواب خیلی چیزا توش هست: «ای صفای قلب زارم، هرچه دارم از تو دارم...» بعد ادامه داد: «هرکسی با هر مسلک و دین و آیینی که باشه، اگه با دل بیاد پیش امام رضا(ع)، مطمئن باشه که جواب میگیره.» بعد یه نکته ظریفی رو گوشزد کرد و گفت: «تو باید بخوای تا امام رضا(ع) برات بخواد.» خیلی به دلم نشست. محمود ماروسی