printlogo


شکوه ایران دوستی فردوسی بر صحنه تئاتر  
محمد بهبودی نیا


 هنرهای نمایشی، به‌عنوان یکی از ابزارهای فرهنگی مؤثر، هنوز جایگاه خود را در میان خواص و عامه مردم حفظ کرده و ظرفیت بالایی برای انتقال مفاهیم دارد. با این‌حال، این هنر با تعارضی جدی مواجه است: از یک‌سو نمایش یکی از بهترین ابزارها برای انتقال معناست و از سوی دیگر در بسیاری از موارد از کمبود محتوای مناسب رنج می‌برد. این خلأ اغلب ناشی از ناآشنایی برخی نویسندگان و اهالی تئاتر با گنجینه‌های کهن فرهنگی، ادبی فارسی است؛ منابعی چون شاهنامه، آثار سعدی، تاریخ بیهقی، هفت‌پیکر نظامی و دیگر متون کلاسیک که قابلیت بازآفرینی در قالب‌های نوین را دارند.گروهی نمایشی در مشهد چند سالی است که با توجه به این اصل مهم و تکیه‌بر متون کهن ادبی به سمت ساخت آثاری با رنگ و لعاب ادبیات فارسی گام برداشته است و به‌طور متمرکز با تکیه‌بر شاهنامه فردوسی آثاری را تولید کرده است. این گروه به‌تازگی نمایش «هیولا کش» را پس از تجربه موفق نمایش «شبرنگ» روی صحنه برده است نمایشی که نویسندگی اش را مهدی سیم ریز بر عهده دارد. برای اطلاع بیشتر از این نمایش و چالش‌های مربوط به ساخت این‌گونه آثار با این نویسنده گفت‌وگو کردیم.

لطفاً مختصری درباره نمایش هیولا کش توضیح دهید
  داستان انتخاب‌شده از بخش‌های کمتر شناخته‌شده شاهنامه است که توسط دقیقی سروده شده  و فردوسی آن را با حفظ ساختار اصلی وارد شاهنامه خودکرده. این روایت، با فراز و نشیب‌های دراماتیک و قابلیت‌های نمایشی بالا، هم برای مخاطب خاص و هم برای نوجوانان و بزرگ‌سالان جذاب است.دو کلیدواژه محوری این اثر ایران‌دوستی و مهاجرت با شرایط امروز جامعه ایران هم‌خوانی دارند و نشان می‌دهند که شاهنامه، باوجود قدمت هزارساله، همچنان می‌تواند پیام‌های معاصر را منتقل کند. این داستان، با فراز و نشیب‌های دراماتیک و ظرفیت‌های نمایشی بالا، قابلیت تبدیل به اثری هنری برای مخاطبان خاص و عمومی، به‌ویژه نوجوانان و بزرگ‌سالان را دارد. گروه ما با همکاری محمد جهان پا، بازیگر و کارگردان باتجربه خراسانی این روایت را به نمایشی به نام «هیولا کش» تبدیل کرد.در این اجرا، از ابیات اصلی شاهنامه در فواصل نمایشی استفاده‌شده تا پیوند مخاطب با متن کهن حفظ شود. با صدای خواننده، این ابیات به‌گونه‌ای ارائه‌شده‌اند که در ذهن نوجوانان حک شود و باورپذیر باشد. 
​​​​​​​
چرا در هیولا کش به سراغ داستان «گشتاسپ» رفتید؟
وقتی از نمایش‌های تولیدشده بر اساس شاهنامه فردوسی سخنی به میان می‌آید بسیاری از ما تصور می‌کنیم قرار است دوباره داستان تکراری رستم و سهراب و اسفندیار را به تماشا بنشینیم و این‌یک آسیب است چون این‌ها تنها بخشی از شاهنامه هستند. درواقع، از زمانی که رستم به دست برادرش کشته می‌شود تعداد زیادی از داستان‌ها و داستانک ها تازه شروع می‌شوند این بخش تاریخی شاهنامه، سرشار از قصه‌های متنوع و کمتر شناخته‌شده است که متأسفانه تاکنون به‌درستی مورد توجه قرار نگرفته‌اند. ما با همین نگاه به سراغ روایت داستان گشتاسپ رفتیم.
اگر قرار باشد مخاطب نوجوان پس از تماشای نمایش «هیولا کش» تنها یک پیام در ذهنش باقی بماند،  دوست دارید آن پیام چه باشد؟
از دید من، مهم‌ترین پیامی که می‌تواند به مخاطب منتقل شود، این است که در این سال‌ها ایران در متفاوت‌ترین سال‌های تاریخ خود قرار دارد. در دوران جدید، تجربه‌هایی مثل جنگ دوازده‌روزه برای ایرانیان رقم خورده که حتی در خواب‌وخیال نیز باورپذیر نبودند؛ اتفاقاتی فراتر از تصور و تخیل. تصور کنید روزی از خواب بیدار شوید و ببینید ایران درگیر جنگ شده و واقعاً مورد هجمه دشمن قرارگرفته است. این همان پی‌رنگ اصلی بسیاری از داستان‌های شاهنامه است؛ ایران‌دوستی پیامی است که می‌توان آن را پیام خود فردوسی نیز دانست و اتفاقاً پیام اصلی نمایش «هیولا کش» نیز همین است.


خبر مرتبط
اجرای نمایش «هیولاکش» در مشهد
نمایش «هیولاکش» به نویسندگی مهدی سیم‌ریز و کارگردانی محمد جهان‌پا، از اواخر مهرماه در خانه نمایش امید مشهد روی صحنه رفته و تا اوایل آذر ادامه خواهد داشت. این اثر اقتباسی وفادارانه از یکی از بخش‌های کمتر شناخته‌شده شاهنامه فردوسی است که روایت پادشاهی گشتاسپ را با حفظ ساختار اصلی و بهره‌گیری از ابیات دقیقی و فردوسی بازآفرینی کرده است و پیام ایران دوستی را به مخاطب منتقل می‌کند.