
در یکی از مهمترین انتصابات نظامی سالهای اخیر، فرماندهی معظم کل قوا طی حکمی سردار احمد وحیدی را بهعنوان جانشین ستاد کل نیروهای مسلح منصوب کردند؛ انتصابی که از همان لحظه اعلام، بازتاب گستردهای در میان ناظران نظامی و سیاسی کشور داشت. بسیاری این انتخاب را نشانهای از بازگشت «فرماندهان میدان» به رأس ساختار تصمیمسازی دفاعی میدانند؛ موضوعی که در شرایط کنونی منطقه، بیش از هر زمان دیگری اهمیت یافته است. سردار وحیدی از چهرههای شناختهشده و اثرگذار در تاریخ سپاه پاسداران انقلاب اسلامی است. او در سال ۱۳۵۹ و در ۲۲سالگی به عضویت سپاه درآمد و از همان آغاز در خط مقدم دفاع مقدس حضور داشت. وی از نخستین افرادی بود که در شکلگیری ساختارهای اطلاعاتی و عملیاتی سپاه نقش ایفا کرد و بعدها بهعنوان نخستین فرمانده نیروی قدس، مسئولیت سازماندهی عملیاتهای برونمرزی و ساماندهی نیروهای مقاومت منطقه را بر عهده گرفت. در کارنامه او، مأموریتهای پیچیدهای همچون مقابله با هستههای تروریستی منافقین در عراق و عملیاتهای هدفمند علیه صهیونیستها در خارج از کشور دیده میشود؛ مأموریتهایی که بخش قابلتوجهی از جزئیات آن هنوز محرمانه مانده است. پس از پایان جنگ، وحیدی مسیر خدمت خود را در عرصههای ستادی نیز ادامه داد و در جایگاههایی چون معاون طرح و برنامه وزارت دفاع، جانشین وزیر دفاع، رئیس کمیسیون دفاعی-امنیتی شورای راهبردی روابط خارجی، و وزیر دفاع دولت دهم حضور داشت. در دولت سیزدهم نیز او بهعنوان وزیر کشور ایفای نقش کرد و در مدیریت بحرانهای امنیتی و اجتماعی، نگاه امنیتمحور خود را با رویکرد میدانی تلفیق نمود.
اما اهمیت انتصاب اخیر او را باید در بستر تحولات منطقهای جستوجو کرد. در حالیکه تنها چند هفته از جنگ ۱۲روزه اخیر میان رژیم صهیونیستی و محور مقاومت میگذرد، چینش جدید در ساختار فرماندهی نیروهای مسلح میتواند نشانهای از بازتعریف راهبرد دفاعی ایران باشد؛ راهبردی که به جای تأکید صرف بر تصمیمسازی ستادی، بر تجربه میدانی و شناخت نزدیک از صحنه نبرد تکیه دارد. در سالهای اخیر، تجربه میدانی فرماندهانی چون شهیدان حاج قاسم سلیمانی، حسن طهرانیمقدم، و نیلفروشان نشان داد که موفقیت جبهه مقاومت بیش از هر چیز، مدیون حضور افرادی است که از نزدیک میدان را لمس کردهاند. در مقابل، ساختارهای صرفاً ستادی، هرچند در برنامهریزی کلان نقشآفریناند، اما درک عینی از پویایی نبرد و شرایط واقعی صحنه را کمتر دارند. از این منظر، انتخاب سردار وحیدی ــ که هم سابقه میدانی دارد و هم تجربه مدیریتی در سطوح عالی نظامی و سیاسی ــ میتواند به پیوند میان دو ساحت ستاد و میدان منجر شود؛ پیوندی که در شرایط پرالتهاب منطقه، برای هماهنگی عملیاتهای مشترک و افزایش چابکی تصمیمگیری ضروری است. باید گفت حضور وحیدی در جایگاه جانشین ستاد کل، پیام روشنی دارد: دوران تازهای از تلفیق مدیریت میدانی با فرماندهی کلان آغاز شده است. او از جمله فرماندهانی است که نه پشت میز، بلکه در متن بحران تصمیم میگیرد؛ و همین ویژگی میتواند در دورهای که جبهه مقاومت با تهدیدهای نوین روبهروست، عامل تقویت انسجام دفاعی کشور باشد. انتصاب سردار احمد وحیدی را شاید بتوان بازتاب این واقعیت دانست که در هندسه جدید امنیتی منطقه، میدان حرف آخر را میزند؛ و آنکه میدان را بشناسد، آینده را نیز بهتر هدایت میکند.