printlogo


چرا استراتژی آلومینیوم بهتر از فولاد است؟

​​​​​​​
 یحیی گل‌‌محمدی برخلاف چند سال حضور موفق در لیگ برتر که از صبا شروع شد و با تیم‌‌هایی مثل نفت، تراکتور، پدیده و بالاخره پرسپولیس تداوم یافت، امسال اصلاً نتایج خوبی را با فولاد نگرفته است. او سال قبل فولاد را از منطقه سقوط نجات داد و در یک نیم فصل به حوالی صدر برد، اما امسال تیمش در 9 بازی فقط 4 گل زده و نتایج ضعیفی هم گرفته است. یکی از دستیاران شاخص یحیی طی چند سال مجتبی حسینی بود که امسال خیلی خوب با تیم جوان آلومینیوم نتیجه گرفته است. اما چرا مسیر شاگرد و استاد متفاوت شد؟
 جوان‌‌گرایی بی‌‌نظیر تیم حسینی
مجتبی حسینی تیمی دارد که اگر کل اسکوادش را چند بار بررسی کنید بازیکنان شناخته شده در آن کمتر از انگشتان یک دست است؛ تیم او کاملاً جوان، پرانرژی و باانگیزه است. بازیکنانی جوان که پر از شور بازی می‌‌کنند و هرچند در برخی بازی‌‌ها مثل تقابل‌‌شان با استقلال همین بی‌‌تجربه بودن می‌‌تواند برای‌‌شان گران تمام شود اما فوتبال‌‌شان روان است و قطعاً تجربه‌‌ای که امروز کسب می‌‌کنند، باعث می‌‌شود در سال‌‌های آینده بیشتر از آن‌‌ها بشنویم. یکی از بازیکنان شاخص اراکی‌‌ها محمد خلیفه است، دروازه‌‌بان سوم پرسپولیس که راحت از این تیم جدا شد، در آلومینیوم به او اعتماد شد و حالا در 21 سالگی تجربه زیادی دارد و اگر پرسپولیس روزی بخواهد دوباره او را به‌‌خدمت بگیرد، باید ده‌‌ها برابر هزینه کند. همین مثال ارزش بازیکن‌‌سازی در تیم‌‌هایی مثل آلومینیوم را مشخص می‌‌کند.
 و اما پیرمردهای فوتبال
اما در مقابل آلومینیوم که با جوان‌‌ترین و یکی از ارزان‌‌ترین اسکوادهای لیگ فعلاً از تیم‌‌هایی مثل پرسپولیس هم بهتر نتیجه گرفته، فولاد در 5 بازی آخر 4 تساوی و یک شکست دارد و فعلاً در رده سیزدهم است؛ در حالی‌‌که حداقل 6 بازیکن تیم سابقه دعوت به تیم‌‌ملی در زمان‌‌های گذشته یا حال را دارند. اما این تیم طراوت ندارد، بازیکنانش مثل لک، وحید امیری، انصاری، علی نعمتی، اسدبیگی، سعید صادقی و بلانکو هر کدام به شکلی جزو بازیکنانی هستند که در تیم‌‌های بزرگ دیگر به ویژه پرسپولیس جایی نداشتند. عجیب هم نیست تیمی که بازیکنانش نه جوان هستند، نه بومی و تا حد زیادی اشباع شده محسوب می‌‌شوند، این‌‌طور با چالش در فرم بازی و نتیجه مواجه شود.
 با این اوصاف می‌‌توان این دو تیم را دوسویه طیفی دانست که یک طرفش جوان‌‌گرایی است و سمت دیگر تاکید بر نام‌‌های بزرگ اما غیرآماده.