
داستانهایی را که «رضوی» یا «امام رضایی» میخوانیم، از یک دیدگاه بر دو دستهاند: نخست آنهایی که بازنویسی یا بازآفرینی روایتهایی از زندگی حضرتاند و در بستر رخدادهای تاریخی زمانۀ امام هشتم(ع) به پیش میروند؛ دو دیگر آنها که با الهام از یک آموزه یا یک خصلت مشهور حضرت نوشته شدهاند. صرف نظر از این که ماجرای ضامن آهو چقدر سندیت تاریخی یا روایی دارد امام رضا(ع)، در فرهنگ مردم ما به «ضامن آهو» مشهورند و این شهرت، الهامبخش بسیاری از شاعران و نقاشان و دیگر هنرمندان بوده است. مصطفی خرامان، رماننویس معاصر کوشیده داستانی بنویسد که مفهوم ضمانتِ جوانمردانه را به دنیای امروز بیاورد و البته آن را به زیارت حضرت رضا(ع) نیز گره بزند. کاری دشوار و هنرمندانه. در داستانِ «من ضامن»، پسری مشهدی، یک دختر تهرانی را ضمانت میکند. دختری که همراه خانوادهاش به مشهد رفته است. این ضمانت در مسیر حادثههای کتاب، در نهایت سببساز پیوند ایمانی آن دختر با امام هشتم میشود. کتاب «من ضامن» هشت فصل دارد. این کتاب در قطع رقعی و حجم 170 صفحه از سوی انتشارات آستان قدس رضوی(بهنشر) برای نوجوانان منتشر شده است. بر جلد کتاب تصویر دختری است که فانوس به دست دارد. فانوسی که میتواند چراغ راه زندگی او قلمداد شود. تصویر پسر و آهو نیز تداعیگر مجموعۀ بههم پیوستۀ نمادهای درونی این کتاب است.