
فوتبال ما زشتیهای زیادی دارد؛ اما کمی بگردیم اتفاقات دوستداشتنی دارد که هرکدامشان بهقدری زیبا و شیرین هستند که بهراحتی میتوانند تلخی چند اتفاق ناپسند را در کام ما برطرف کنند. یکی از بخشهای زیبای این فوتبال قطعاً حضور تیمهایی جوان مثل ملوان و فجر است. تیمهایی بدون بازیکنان خارجی که دلارها را حرام کنند؛ تیمهایی که بازیکنساز هستند و پرتلاش. در این بین ملوان غیر از اینکه تیمی بومی و جوان است، فرهنگ هوادارانش هم زیباست. هوادارانی که سالها با تیم و بازیکنانش زندگی کردهاند، هرچند وقت یکبار اتفاقی زیبا رقم میزنند که آخرینش تشویق مازیار زارع سرمربی تیم، بعد از شکست سنگین خانگی برابر فجر بود. ملوانی که خوب نتیجه میگرفت، کم گل میخورد و به نسبت بضاعتش در اوج بود، ناگهان 4 گل از فجر در انزلی خورد. شاید هر تیم دیگری بود، هواداران علیه کادرفنی شعار میدادند و صدای «حیا کن، رها کن» از گوشه و کنار ورزشگاه بلند میشد. اما بعد از بازی، انزلیچیهای دوستداشتنی مازیار را که قبل از سرمربی بودن یک هوادار دوآتشه ملوان است، تشویق کردند تا نشان دهند با یک بُرد عاشق این تیم نشدند که با یک باخت از آن دل بکنند. قطعاً این واکنش قشنگ انگیزه کادر فنی و بازیکنان را برای جبران دوچندان میکند و بدون اینکه تیم وارد حاشیه شود، از این باخت بهسمت نتایج بهتر حرکت خواهند کرد. همانطور که مازیار زارع هم به سمت تماشاگران رفت تا با قبول مسئولیت شکست، از آنها عذرخواهی کند. البته فرهنگ بالای هواداری در انزلی چیز عجیبی نیست؛ وقتی بهیاد بیاوریم که این تیم توسط یک معلم دلسوز برای شهر شکل گرفته یعنی بهمنخان صالحنیا و بازیکنان بزرگی چون سیروس قایقران از دل همین سکوها بازوبند کاپیتانی تیم ملی را بر بازو بستند.