آنان را توجیه کنید!
عزیز غضنفری
نیاز به بررسیهای عمیق و پیچیده نیست برای این که بدانیم بین جریان اصلاحات با دولت و رئیس جمهور چه وضعیتی حکمفرماست. چنان که اخیرا این اختلاف نظرها به سطح رسانهها نیز کشیده شده است. از ابتدای آغاز به کار دولت و خاصه پس از جنگ ۱۲ روزه فشار نسبتا سنگینی بر دولت چهاردهم به طور کلی و وزارت امور خارجه به شکل خاص، از سوی عناصر مؤثر جبهه اصلاحات در جریان هست که چرا دولت برای حل مسئله اقتصاد و تحریمها از طریق مذاکره کاری نمیکند؟ اختلافات آن قدر گسترش پیدا کرده که افرادی از طیف اصلاحات اعلام کردند، دولت چهاردهم ربطی به جریان اصلاحات ندارد! و برخی نیز مدعی شدند مرزبندی ها با دولت آشکارتر خواهد شد! ناگفته پیداست حرف های رد و بدل شده در فضای غیر رسانهای میان نیروهای سیاسی جریان اصلاحات و دولت به مراتب رادیکال تر و تلختر به نظر میآید. در جریان دیدار برخی فعالان سیاسی اصلاحطلب و اصولگرا با رئیس جمهور، به صراحت به رئیس جمهور پیشنهاد دادند برود مذاکره کند تا تحریمها برطرف شود! به نقل از برخی رسانهها در میانه صحبتهای آقای دکتر پزشکیان، یکی از افراد اصلاحطلب حرف رئیسجمهور را قطع کرده و گفته بروید تحریمها را بردارید. آقای پزشکیان در پاسخ میگوید «من در سازمان ملل با مکرون رئیسجمهور فرانسه توافقاتی کردم اما آمریکاییها نپذیرفتند. آن ها میگویند موشک نباید داشته باشید. موشک نداشته باشیم که اسرائیل بیاید ایران را شخم بزند و ما فقط نگاه کنیم؟ من زیر بار این ذلت نخواهم رفت». درست یکی دو روز بعد از این دیدار، مجددا برخی رسانهها و عناصر شناخته شده جریان اصلاحات از رئیس جمهور خواستند با ابتکار و خلاقیت راهی برای برون رفت از شرایط فعلی بیابد! در این که وزارت امور خارجه در پیوند با دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی و مجلس راههایی برای رفع تحریمهای ظالمانه پیدا کنند حرفی نیست. این از قضا یک ضرورت برای کشور به حساب میآید. اما عناصر اصلاحات که خود یا مستقیم در بخشهای گوناگون دولت هستند یا با قسمتهای متنوع دولت ارتباط دارند، خوب است از جزئیات تلاشها و ابتکارات این دولت و خاصه بخش سیاست خارجی آن آگاه شوند تا فکر نکنند آمریکا یا تروئیکای اروپا مترصدند دولت آقای پزشکیان با خلاقیت و ابتکار راهی برای حل مسئله مذاکره و تحریم پیشنهاد دهد! مناسب است وزارت امور خارجه در جلسات off the record با چهرههای سیاسی و رسانهای اصلاحات از پیشنهاد و ابتکار مهم و سرنوشتساز خود به طرف غربی در جریان سفر رئیس جمهور به نیویورک که نهادهای عالی نظام نیز با آن پیشنهاد موافقت خود را اعلام کرده بودند و همچین سایر اقدامات خود و واقعیتهایی که وجود دارد پرده بردارند؛ پیشنهادی که طرف غربی برای آن وقعی ننهاد. حتی جزئیات ابتکارات و پیشنهادهای بدیع و جدی خود در جریان مذاکرات با آمریکاییها که با آغاز جنگ توسط آمریکا و رژیم صهیونیستی علیه ایران متوقف شد را با افراد موثر در جریان اصلاحات در میان بگذارند. واقعیت اما آن است که با دولتهایی شرور و بدعهد و مستکبر مواجه هستیم که بدنبال تخلیه همه ظرفیتهای استراتژیک ایران هستند. آمد و شد دولتها در جمهوری اسلامی و مواضع آنان نسبت به موضوع تحریمها و مذاکره و به ویژه مسئله هستهای، هرگز نباید این واقعیت و محاسبه اساسی را در ذهن مسئولان و اهالی سیاست در ایران دستخوش تغییر قرار دهد که اگر سیاستمدار ایرانی به مذاکره و توافق و برجام به مثابه ابزاری برای گشودن گرههای تحریم مینگرد، اما از منظر یک سیاستمدار آمریکایی و غربی مذاکره و توافق و برجام در حکم ابزاری است تا علاوه بر کنترل ایران اتمی، راهی برای مهار ایران در سایر مؤلفههای قدرت ملی(مانند موشکی و منطقهای) بیابند و در نهایت ظرفیتهای استراتژیک ملی تخلیه کنند. این که آمریکاییها و اروپاییها از روز اول به برجام آن گونه که باید پایبند نبودند و در نهایت آن را در غائله اسنپبک با خاک یکسان کردند دقیقا به همین دلیل بود. این نکته حقیقی ترین و تابنده ترین صحنهای هست که سالهاست میان ما و غربیها جریان دارد. جای تعجب است که چرا برخی توانایی درک این حقیقت روشن را ندارند!