نرخ بیکاری پاییز ۱۴۰۴ منتشر شد و دادهها از شکستهشدن رکورد هفتساله افت نرخ بیکاری در فصل پاییز خبر میدهد؛ رکوردی که همزمان با کاهش مشارکت اقتصادی، بیانگر این است: افراد بیشتری بیکار و در عین حال، بخشی از جمعیت نیز اساساً از جستوجوی کار منصرف شدهاند.
بر اساس نتایج طرح آمارگیری نیروی کار که توسط مرکز آمار ایران منتشر شده، نرخ بیکاری جمعیت ۱۵ ساله و بیشتر در پاییز امسال به ۷.۸ درصد رسیده؛ رقمی که نسبت به پاییز سال گذشته ۰.۶ واحد درصد افزایش نشان میدهد. این افزایش در ظاهر کوچک، در مقیاس ملی به معنای دهها هزار بیکار جدید است.
خروج آرام مردم از بازار کار
اما نگرانی فقط به رشد بیکاری محدود نمیشود. نرخ مشارکت اقتصادی نیز کاهش یافته و به ۴۰.۷ درصد رسیده؛ یعنی بخشی از جمعیت در سن کار دیگر حتی دنبال شغل هم نمیگردند. جمعیت غیرفعال اقتصادی طی یک سال حدود ۸۰۰ هزار نفر بیشتر شده؛ روندی که معمولاً نشانه ناامیدی از یافتن کار است.
همزمان، تعداد شاغلان کشور نیز حدود ۱۲۷ هزار نفر کمتر از سال گذشته شده؛ ترکیبی که نشان میدهد بازار کار نه تنها شغل جدید ایجاد نکرده، بلکه بخشی از فرصتهای موجود را نیز از دست داده است.
جوانان؛ قربانیان اصلی رکود اشتغال
بیشترین فشار بیکاری روی دو گروه متمرکز شده است: جوانان و فارغالتحصیلان.
نرخ بیکاری جوانان ۱۵ تا ۲۴ ساله به ۲۱.۵ درصد رسیده؛ یعنی از هر پنج جوان، یک نفر بیکار است.
در گروه سنی ۱۸ تا ۳۵ سال نیز بیکاری به ۱۵.۹ درصد رسیده.
نرخ بیکاری فارغالتحصیلان دانشگاهی نیز ۱۰.۷ درصد ثبت شده و حدود ۴۰ درصد کل بیکاران کشور تحصیلات دانشگاهی دارند.
این آمار نشان میدهد تحصیلات دانشگاهی دیگر تضمینی برای ورود به بازار کار نیست و فاصله میان مهارتهای آموزشی و نیاز واقعی اقتصاد همچنان پابرجاست.
بازار کار؛ خدمات بزرگتر، تولید کوچکتر
ساختار اشتغال کشور نیز تغییر محسوسی داشته است. اکنون:
۵۳ درصد شاغلان در بخش خدمات فعالیت میکنند،
سهم صنعت به ۳۳ درصد رسیده،
و کشاورزی تنها ۱۳.۶ درصد اشتغال را در اختیار دارد.
به بیان دیگر، اشتغال همچنان به سمت مشاغل خدماتی که اغلب ناپایدارتر و کمدرآمدترند حرکت میکند و سهم بخشهای تولیدی کاهش مییابد.
کار کم برای برخی، کار زیاد برای برخی دیگر
تناقض عجیب بازار کار این جاست: در حالی که گروهی اصلاً کار پیدا نمیکنند، گروهی دیگر بیش از حد کار میکنند.
حدود ۸ درصد شاغلان دچار اشتغال ناقصاند؛ یعنی کار دارند اما ساعت کاری آنها کمتر از حد استاندارد است و به دنبال کار بیشتر میگردند. در مقابل، نزدیک به ۳۸ درصد شاغلان بیش از ۴۹ ساعت در هفته کار میکنند؛ نشانهای از فشار کاری بالا و توزیع نامتوازن فرصتهای شغلی.

پیام پاییز ۱۴۰۴ چیست؟
جمعبندی آمارها پیام روشنی دارد: مسئله بازار کار فقط کمبود شغل نیست؛ خروج بخشی از جمعیت از بازار کار، افزایش بیکاری جوانان و تحصیلکردهها، رشد اشتغال ناقص و تمرکز کار در بخش خدمات نشان میدهد بازار کار کشور نیازمند سیاستهای فعال اشتغال، اصلاح آموزش مهارتی و توزیع عادلانهتر فرصتهای کاری است.
در غیر این صورت، رکوردهای بیکاری ممکن است در سالهای آینده دوباره شکسته شوند؛ این بار با دامنهای گستردهتر.