printlogo


پیوست اقتصادی روی میز مذاکره

​​​​​​​
در نشست اخیر اتاق بازرگانی ایران، روایت تازه‌ای از پشت‌پرده گفت‌وگوهای تهران و واشنگتن ارائه شد؛ روایتی که بخشی از ابهام‌های هفته‌های گذشته را کنار زد و نشان داد برخلاف تصور رایج، محور مذاکرات صرفاً بر پرونده هسته‌ای متمرکز نیست. حمید قنبری، معاون دیپلماسی وزارت امور خارجه کشور، با تشریح جزئیات گفت‌وگوها اعلام کرد بسته‌ای از پیشنهادهای اقتصادی، از نفت و گاز تا سرمایه‌گذاری‌های معدنی و حتی خرید هواپیما، در متن مذاکرات گنجانده شده است؛ بسته‌ای که قرار است منافع ملموس و سریع برای طرف آمریکایی ایجاد کند.
اقتصاد در متن دیپلماسی؛ نسخه‌ای برای دوام توافق؟
قنبری با اشاره به تجربه توافق قبلی تأکید کرد که یکی از دلایل شکنندگی آن، بهره‌مند نشدن آمریکا از منافع اقتصادی فوری بود. از نگاه او، توافقی پایدار خواهد بود که هر دو طرف در آن سود قابل اندازه‌گیری داشته باشند. به بیان دیگر، تهران این بار کوشیده است «پیوست اقتصادی» را به عنوان تضمینی برای بقا و استمرار توافق تعریف کند. 
این سخنان در شرایطی مطرح می‌شود که طی هفته‌های اخیر، دو روایت ظاهراً متناقض از فضای مذاکرات شکل گرفته بود. از یک سو دونالد ترامپ گفت‌وگوهای انجام‌شده در مسقط را «خیلی خوب» توصیف می‌کرد و از آمادگی ایران برای امتیازدهی بیشتر سخن می‌گفت؛ از سوی دیگر، مقام‌های ایرانی تأکید داشتند نه موضوع خروج ذخایر اورانیوم مطرح شده و نه مذاکرات وارد جزئیات فنی هسته‌ای شده است. همین دوگانگی، این پرسش را به میان آورده بود که اگر دستور کار محدود و کلی بوده، این خوش‌بینی آمریکایی‌ها از کجا ناشی می‌شود؟اکنون به نظر می‌رسد پاسخ در همان بسته اقتصادی نهفته باشد؛ پیشنهادی که بیش از هر چیز، ذهنیت معامله‌گرانه رئیس‌جمهور پیشین آمریکا را هدف گرفته است. برای سیاستمداری که کارنامه‌اش با منطق سود و زیان تعریف می‌شود، جذابیت یک توافق، بیش از هر چیز در اعداد و ارقام اقتصادی سنجیده می‌شود.
 تناقض ترامپ و رمزگشایی از «خیلی خوب»
توصیف مثبت ترامپ از مذاکرات، زمانی معنا پیدا می‌کند که بدانیم محور گفت‌وگوها صرفاً محدود به خطوط فنی هسته‌ای نبوده است. در واقع، آنچه برای او جذاب جلوه کرده، نه تغییرات بنیادین در پرونده هسته‌ای، بلکه فرصت‌های اقتصادی بوده است؛ فرصت‌هایی که می‌تواند برای شرکت‌ها و سرمایه‌گذاران آمریکایی سودآور باشد.با این حال، تجربه نشان می‌دهد جذابیت اقتصادی، شرط لازم است اما کافی نیست. ترامپ در اظهارنظری دیگر تصریح کرده بود اگر چنین پیشنهادهایی پیش از تنش‌های اخیر ارائه می‌شد، احتمالاً با آن موافقت می‌کرد. همین جمله، نشانه‌ای روشن از تغییر شرایط زمانی است. به بیان ساده، نسخه‌ای که شاید چند سال پیش کارساز بود، امروز ممکن است اثرگذاری پیشین را نداشته باشد.فضای ژئوپلیتیک خاورمیانه طی ماه‌های گذشته امنیتی‌تر شده و معادلات منطقه‌ای شکل تازه‌ای به خود گرفته است. در چنین بستری، اولویت‌ها نیز تغییر می‌کند؛ اقتصاد دیگر تنها محرک تصمیم‌سازی نیست و ملاحظات امنیتی وزن بیشتری یافته است.
 وقتی امنیت بر اقتصاد سایه می‌اندازد
اگر مذاکرات سال‌های گذشته بیش از هر چیز بر رفع تحریم و بازگشت سرمایه متمرکز بود، امروز نگرانی‌های امنیتی در صدر دستور کار قرار گرفته است. پس از تشدید تنش‌ها و فضای پرمخاطره منطقه، تصمیم‌گیران آمریکایی احتمالاً به توافقی صرفاً اقتصادی بسنده نخواهند کرد و مطالبات گسترده‌تری را پیگیری می‌کنند.
از این منظر، بسته پیشنهادی تهران را باید گامی هوشمندانه اما ناکافی دانست. هوشمندانه از آن جهت که با شناخت دقیق از روحیه معامله‌محور طرف مقابل طراحی شده و می‌تواند مسیر گفت‌وگو را باز نگه دارد و ناکافی از آن رو که در شرایط فعلی، مسائل امنیتی و راهبردی بر هر عامل دیگری تقدم یافته است.
سرنوشت مذاکرات میان تهران و واشنگتن بیش از آن که به مشوق‌های اقتصادی گره خورده باشد، تابع معادلات کلان امنیتی است. با این همه، نمی‌توان نقش پیوست اقتصادی را نادیده گرفت؛ چه‌بسا همین اهرم بتواند پنجره‌ای هرچند کوچک برای توافق باز نگه دارد. اما اگر قرار است توافقی شکل بگیرد، احتمالاً واشنگتن امتیازاتی فراتر و وسوسه‌انگیزتر مطالبه خواهد کرد؛ امتیازاتی که فراتر از تجارت و سرمایه‌گذاری صرف، به بازتعریف سطحی از تفاهم راهبردی نیاز دارد.