اگر کمی در مدارس رفت و آمد کنی یا فرزند دانش آموز داشته باشی یا با معلمان دم خور باشی، از مدت ها قبل و نه امروز که وزیر آموزش و پرورش به آن اعتراف کرده، متوجه این واقعیت شده ای. آری؛ مدارس ما به ویژه دولتی ها به دلایل مختلف از جمله فقدان بودجه های کافی در جهت توسعه و به دنبال آن ضعف گسترده در زیرساخت های آموزشی و کالبدی، به مکان هایی تاحدودی «بی پناه» تبدیل شده اند که بخشی از ویژگی های این بی پناهی، همان است که روز گذشته علیرضا کاظمی وزیر آموزش و پرورش به آن تصریح و اعتراف کرده است: «امروز وقتی به مدارس خودمان مراجعه میکنیم، بار تربیتی و آموزشی مؤثر را در فضاها نمیبینیم. محیط مدرسه اغلب کسلکننده، خستهکننده، کمنشاط، غیرجذاب و فاقد نشانههای تربیتی است. باید به این پرسش پاسخ دهیم که چگونه میتوان محیط مدرسه را تربیتی، جذاب، بانشاط و رشددهنده کرد.»

یک اعتراف مهم و تاریخی
اگرچه ممکن است، وزیر آموزش و پرورش به دلیل صراحت در بیان این مطالب، از سوی عده ای مورد انتقاد قرار گیرد، اما بی شک، این یک گام بلند و یک اتفاق بی نظیر در تاریخچه وزارتخانه به یادگار خواهد ماند چراکه همین اعتراف و همین باور، مدرسه و آموزش وپرورش ما را سرانجام در مسیر بازنگری قرار خواهد داد و در مقابل چنانچه همین مسئول و همکاران او، وضعیت اسفبار موجود را گل و بلبل توصیف کنند، طبیعتا آینده ای نگران کننده تر از اکنون را باید به انتظار بنشینیم.
6 نکته در یک اعتراف
اگر اظهارات وزیر را در بوته تحلیل قرار دهیم، با این موارد درخصوص مدرسه و آموزش و پرورش امروز مواجه می شویم:
1-هنوز نتوانستهایم تصویر روشنی از «مدرسه آینده» ترسیم کنیم.
2-ما بیشتر ساختمان ساختهایم تا محیط تربیتی.
3-امروز وقتی به مدارس خودمان مراجعه میکنیم، بار تربیتی و آموزشی مؤثر را در فضاها نمیبینیم.
4- محیط مدرسه اغلب کسلکننده، خستهکننده، کمنشاط، غیرجذاب و فاقد نشانههای تربیتی است.
5-نیمکتها و صندلیهای فعلی مدارس، با ویژگیهای دانشآموز امروز همخوانی ندارد؛ سخت، ناراحتکننده و آزاردهنده است.
6-امروز تناسبی میان برنامه درسی، محتوای آموزشی و تحولات اجتماعی و فناورانه دیده نمیشود.
قانون می گوید، 20 درصد، تخصیص
9 درصددر واکاوی علل وضعیت موجود آموزش و پرورش، همواره با یک چالش اساسی یعنی کمبود بودجه و اعتبارات لازم مواجهیم. چالشی که بدون استثنا، تمامی سکانداران این وزارتخانه در دوره تصدی مسئولیت، از آن انتقاد کرده اند. هزینه کرد 98 درصد بودجه وزارتخانه برای حقوق و هزینه های جاری، همواره از انتقادهای جدی وزرای متعدد آموزش وپرورش در ادوار مختلف بوده است. رقمی که کاظمی، وزیر آموزش و پرورش کنونی، آن را 96 درصد خوانده و گفته است، «تنها ۴ درصد بودجه برای کیفیت بخشی آموزش میماند که آن هم صرف پول آب و برق مدارس میشود.»
این در شرایطی است که طبق مصوبه شورای عالی آموزش و پرورش که ریاست آن بر عهده رئیس جمهور است، سهم بودجه نظام تربیت رسمی عمومی را حداقل به میزان ۲۰ درصد از کل بودجه عمومی دولتی تعیین کرده در حالی که بررسی بودجههای سنواتی از ابتدای دهه ۱۳۹۰ تا سال تحصیلی قبل نشان میدهد که به صورت میانگین سهم آموزش و پرورش از بودجه عمومی دولت حدود ۹ درصد بوده است.
این یعنی فقط روزمرگی
بر اساس آماری که مرکز پژوهش های مجلس در 1403 از وضعیت بودجه وزارت آموزش و پرورش منتشر کرد، در کنار سهم اندک این وزارتخانه از بودجه عمومی دولت، سهم مخارج غیرپرسنلی از اعتبارات جاری مدارس بسیار ناچیز است که نشان میدهد آموزش و پرورش عملا از انجام امور کیفیت بخشی به دلیل کمبود منابع مالی ناتوان است و با بودجه اندک غیرپرسنلی تنها توان اجرای اقدامات روزمره را دارد.
وقتی بازخواست نمی شود
در تمامی سال های اخیر که کارشناسان متعدد نسبت به وضعیت کم کیفیتی و بحران های «مدرسه» سخن گفته اند، اما تا امروز اقدام موثر و کارآمدی در وضعیت آموزشی و تربیتی مدرسه رخ نداده است. البته بی انصافی است که از اهتمام و توجه ویژه پزشکیان و وزیر مربوطه اش به مدرسه و آموزش وپرورش، یاد نکنیم اما عملکرد مسئولان این نهاد، در سال های گذشته هیچ گاه مورد نقد و بررسی قرار نگرفته است. دکتر صمد برزویان، استاد دانشگاه علامه طباطبایی و پژوهشگر حوزه آموزش و پرورش معتقد است: «کیفیت بخشی در آموزش و پرورش دغدغه نیست و هیچ جا هم آموزش و پرورش را به خاطر عدم تحقق اهدافش بازخواست نمیکند.»