printlogo


کدام کهکشان آبی؟
شایان


ابتدای فصل بود که استقلال در پنجره نقل‌وانتقالات دیرتر از رقبا وارد بازار شد، اما همان خریدها آن‌قدر پرزرق‌وبرق به نظر می‌رسید که بسیاری از رسانه‌ها استقلال را «کهکشانی» نامیدند. حتی برخی پا را فراتر گذاشتند و مدعی شدند آبی‌ها در سطح دوم آسیا به‌راحتی به فینال می‌رسند و فقط شاید النصر عربستان بتواند برایشان دردسرساز شود. اما  استقلال در گروهی که چندان هم دشوار نبود، نه تنها هفت‌تایی شد بلکه حتی تکلیف صعودش به بازی آخر کشیده شد. در مرحله حذفی هم برابر الحسین اردن (تیمی با ارزشی نزدیک به یک‌سوم اسکواد آبی‌ها) در دو بازی پر از اشتباه، دبل شد و خیلی زود از آسیا کنار رفت. جالب این که استقلال این فصل سه بار مقابل الحسین بازی کرد (یکی دوستانه پیش‌فصل) و حاصلش سه شکست و شش گل خورده بود! مجموعه این نتایج، در کنار نوسان‌های عجیب لیگ و بردهای نفس‌گیر مقابل تیم‌های دسته‌پایینی در جام حذفی، نشان می‌دهد ناکامی استقلال محصول یک عامل نیست؛ از مدیریت تا کادرفنی و حتی بازیکنان، همه سهمی در این سقوط دارند.
​​​​​​​
امان از خریدهای اشتباه
استقلال در این فصل بازیکنان زیادی را جذب کرد و همزمان مهره‌های مهمی را از دست داد؛ اما شاید مهم‌ترین جداشده، حسین حسینی بود؛ کاپیتانی که با شکلی نامناسب از تیم جدا شد و حالا در سپاهان عملکرد قابل قبولی دارد. آبی‌ها برای جانشینی او به سراغ فرعباسی و آدان رفتند؛ دو گزینه‌ای که نه‌تنها خلا حسینی را پر نکردند، بلکه در مواردی حتی ضعیف‌تر ظاهر شدند. آدان با سن بالا، یک بازی خوب است و چند بازی پراشتباه و فرعباسی آن‌قدر افت کرده که این سؤال به وجود می‌آید چگونه فصل قبل در ملوان عملکرد قابل قبولی داشت؟! در فاز هجومی اما استقلال هر چه بازیکن بود خرید؛ تیمی پر از نام، اما بی‌هویت. استقلال امروز را فقط با «آسانی» می‌شناسیم و دیگر هیچ. خریدهایی که شاید اسم‌ورسم داشتند، اما در زمین فوتبال چیزی اضافه نکردند و بیشتر به نظر می‌رسد دلال‌ها استقلال را خوب چرخانده‌اند.
بروید تا تیم نفسی راحت بکشد!
در این آشفته‌بازار، نقش ریکاردو ساپینتو و روزبه چشمی پررنگ‌تر از بقیه است. ساپینتو که تخصص عجیبی در فرار رو به جلو دارد و از ابتدای فصل بعد از هر بازی غر می‌زد و به زمین و زمان می‌تاخت، پس از این شکست هم معتقد بود حق استقلال برد بوده! در این مسابقه، سرمربی پرتغالی در اشتباه کردن سنگ تمام گذاشت؛ در خط هافبک خبری از امیرمحمد رزاقی‌نیا نبود، مهران احمدی نیمکت‌نشین ماند و در عوض موسی جنپو (بازیکنی که در ۷ بازی قبلی حتی یک دقیقه هم بازی نکرده بود) فیکس شد؛ بازیکنی شل و ول که بیشتر دقایق زمین را ولو بود. نازون به‌جای سحرخیزان در نوک و اسلامی به‌جای کوشکی آماده به میدان رفت. این تصمیم‌ها یک سؤال جدی ایجاد می‌کند؛ چرا ساپینتو در بازی مرگ و زندگی، ترکیب تیمش را زیر و رو کرد و دست به آزمون و خطا زد؟ روزبه چشمی هم که در زمین کار خاصی انجام نمی‌دهد، بی‌دلیل فیکس است و جای هافبک جوان و جنگنده‌ای مثل رزاقی‌نیا را گرفته؛ تصمیمی که بیشتر به ضرر استقلال تمام شد. با این شرایط، شاید بهتر باشد هم آقای کاپیتان و هم مرد پرتغالی هرچه زودتر بروند تا تیم و بازیکنان حداقل نفسی بکشند.
کاش انتخابات شورای شهر زودتر برگزار شود!
از نگاه بسیاری از پیشکسوتان و هواداران، مقصر اصلی ناکامی استقلال مدیریت باشگاه است. هزینه‌های زیادی انجام شده، اما خروجی چه بوده است؟ پست دادن به رفقا، تصمیم‌های محفلی و بوی تند زدوبند، استقلال را به یک دورهمی تبدیل کرده است. شنیده‌ها حاکی از آن است که مدیران با ساپینتو قراردادی یک‌طرفه بسته‌اند و به همین دلیل توان بازخواست او را ندارند. مقصر اصلی ناکامی استقلال مدیریت این باشگاه است که تصمیمات اشتباه گرفته و مشغول انتخابات شورای شهر است و حالا دودش به چشم هواداران می‌رود.
تبعات ملی یک حذف حقیرانه
شکست استقلال مقابل الحسین اردن، فقط یک ناکامی باشگاهی نبود و تبعاتش دامن فوتبال ایران را هم گرفت. پیش از این بازی، ایران با ۶۷.۴۱۲ امتیاز در رتبه سوم آسیا و بالاتر از قطر قرار داشت، اما این باخت باعث شد حتی برد تراکتور مقابل الغرافه هم برای حفظ جایگاه کافی نباشد. با این نتیجه، فوتبال ایران فعلا به رده چهارم سقوط کرده و سهمیه ۲+۱ ما در لیگ نخبگان به ۱+۱ کاهش یافته است. حالا همه‌چیز به نتیجه بازی دیشب  سپاهان گره خورده است.