سوم دیماه یکی از سریالهای نمایش خانگی که در سکوت خبری تولید شده بود، بدون هیاهو و تبلیغات گسترده از راه رسید و به این ترتیب اولین سریال پرویز شهبازی کارگردان سینما در پلتفرم شیدا منتشر شد. طولی نکشید که وقایع و ناآرامیهای دیماه همچنین قطعی اینترنت رخ داد، در نتیجه ساخته شهبازی نتوانست مورد توجه قرار بگیرد و خیلی زود به حاشیه رفت. هرچند که «مو به مو» تحت تاثیر شرایطی که ایجاد شد نتوانست مسیر عادی پخش را طی کند، اما ساخته شهبازی از چند جهت یکی از آثار خوشساخت و مهم نمایش خانگی است.

یک سریال اجتماعی متفاوت
در روزگاری که سریالهای جنایی و پلیسی، با خشونت و التهاب بالا، سهم مهمی در نمایش خانگی دارند و یکی پس از دیگری از راه میرسند، «مو به مو» از همان ابتدای راه نشان داد که قرار نیست با روایتی ملتهب، هیجان یا معماهای پیچیده قصه خود را روایت کند. این سریال درباره مردی به نام «منصور» است که بدهکاری، ورشکستگی و ناکامی در روابط زناشویی، مجموعه بدبختیهای او را کامل کردهاند، در نتیجه این شخصیت به تدریج از نظر اخلاقی و انسانی بیشتر و بیشتر سقوط میکند و در دام حرص و طمع گرفتار میشود. هرچند که این شخصیت به عنوان کاراکتری خاکستری، دوستداشتنی نیست، اما هنر پرویز شهبازی این است که شخصیتی ملموس، قابل باور و آشنا خلق کرده که میتوان او را درک کرد، هرچند که اعمال و حرکاتش برای مخاطب قابل قبول نباشد.
پرجزئیات و منسجم
همان طور که اشاره کردیم «مو به مو» از جنس آثاری نیست که با تعلیق، هیجان یا اتفاقات شوکهکننده پیش میرود، اما روایت سریال از همان ابتدا موفق شد با فیلمنامهای پر از جزئیات و منسجم، مخاطب را به دنبال خود بکشاند و سرنوشت «منصور» و اطرافیانش را به کنجکاوی مهم مخاطب تبدیل کند. همه اتفاقات ریز و درشت قصه، مانند یک زنجیره به یکدیگر وصل هستند و سریال برای روایت قصه خود در دام رخدادهای اضافی و بیهوده نمیافتد؛ در نتیجه شاهد مجموعهای با ریتم مناسب هستیم. روایت «مو به مو» مانند نامش با جزئیات، آهسته و پیوسته پیش میرود و این مسیر در نهایت، سیر تحول شخصیت «منصور» را از مردی درمانده به شخصیتی متکبر و پرعقده که در دام فریبکاری و طمع خود گرفتار است، باورپذیر میکند.
کمی به سمت سراشیبی
ناگفته نماند بعضی اتفاقات داستان در قسمتهای اخیر، باعث شده روایت سریال کمی از آن باورپذیری و دقت اولیه فاصله بگیرد. به عنوان مثال پیدا کردن پاسپورت گمشده توسط پدر «رها» که دچار آلزایمر است، ساده و غیرمنطقی اتفاق افتاد، آشتی «منصور» و «صدف» به مقدمهچینی بیشتری نیاز داشت و غفلت «منصور» از دوستش «متین» به عنوان کسی که میتواند در دزدیدن فرزندش نقش داشته باشد و سپردن همه چیز به او، از شخصیتی مانند «منصور» بعید است.
بازی درخشان میرسعید مولویان
یکی از نقاط قوت سریال، چیدمان بازیگران و عملکرد آنهاست. ترکیب بازیگران «مو به مو»، ترکیبی بدون ستارههای پرطرفدار و پرکار، اما غیرتکراری و موفق است. میرسعید مولویان که مخاطبان خاطره تلخ «آبان» را در نمایش خانگی از او به خاطر دارند، در «مو به مو» با نقشآفرینی فوقالعاده اش، تواناییهای خود را اثبات میکند و غافلگیرکننده ظاهر میشود. مولویان شخصیت اصلی سریال است و تقریبا در همه سکانسها حضور دارد، با توجه به تغییر روحیات کاراکتر «منصور» و ابعادی که از شخصیت او رو میشود نیز، نقش سختی را برعهده دارد، اما کاملا از پس این کار سخت برآمده است.
میرسعید مولویان طیف گوناگونی از احساسات شخصیت «منصور» را در حالت چهره و رفتار خود نشان میدهد و همزمان کاراکترهایی ترحمبرانگیز، جاهطلب، موذی، متکبر و منفور را به نمایش میگذارد. هانیه توسلی و الیکا ناصری نیز بازیهای خوبی دارند و حتی بازیگران ناآشنای نقشهای فرعی نیز کاملا قابل باور ظاهر میشوند. البته بنیامین بهادری با بازی ضعیف و ناامیدکننده خود، کاملا جدا از این گروه میایستد.