تورم بی حساب و کتاب، کوچک شدن سفره و کاهش قدرت خرید، طبیعتا دایره وسیعی از چالش ها و نارسایی ها را با خود به همراه می آورد که یکی از مهم ترین این موارد، کاهش و شاید از میان بردن توان خانواده در برابر هزینه های آموزش و فراهم آوری شرایط با کیفیت آموزشی برای فرزندان است؛ بی شک، نخستین آسیب این شرایط، عقب ماندگی دانش آموزان دهک های پایین از کوران رقابت های آموزشی است که مهم ترین آن کنکور است. به زبان ساده، یعنی در این شرایط و ناعدالتی آموزشی، صندلی های دانشگاه ها و رشته های برتر در اختیار دهک بالایی ها و کسانی قرار گرفته و می گیرد که دستشان در تامین هزینه های با کیفیت آموزشی به دهانشان می رسد.

کاهش 50 درصدی هزینه های آموزش از سبد خانوار
آن طور که بررسی های مرکز پژوهش های مجلس گزارش داده است، میزان مبلغی که دهک اول خانوارها (کم درآمد) از سال ۱۳۹۰ تا سال ۱۴۰۳ صرف آموزش کرده است، به میزان ۵۰ درصد به قیمت واقعی کاهش یافته، اما میزان این کاهش برای دهک دهم (پردرآمد) ۶ درصد بوده است. این گزارش، رقم ریالی هزینه های آموزش را هم استخراج کرده است: هزینههای آموزشی کل خانوارهای کشور بهطور میانگین، به قیمت پایه سال 1403، برابر با 2.6 میلیون تومان در سال1390 بوده و در سال1403 به 2.1میلیون تومان کاهش یافته است. همچنین سهم هزینههای آموزشی از کل هزینه های خانوار از ابتدای دهه 90 تاکنون حدود 60 درصد کاهش یافته است.
دهک بالایی ها هم افت کردند
هزینههای آموزشی خانوار دهک10 نیز از 7.8میلیون تومان در سال1396 به 5میلیون تومان در سال1403 رسیده است. علاوه بر این هزینههای آموزشی دهک10 نسبت به دهک یک از 8برابر در سال1390 به 16برابر در سال1403 رسیده است.
دهک هایی که بیشتر قربانی شدند
طبیعتا طبقات ضعیف در تکانه های اقتصادی و تورم افسارگسیخته، افزون از سایرین دچار تنش و التهاب معیشتی می شوند. این گزاره در این گزارش می گوید: کاهش هزینههای آموزشی در دهکهای پایین شدیدتر بوده است که نتیجه آن دسترسی نابرابر به دانشگاههای دولتی و بالطبع بهرهمندی نابرابر از یارانه آموزش عالی خواهد بود. در سال 1402 حدود 50درصد تمامی رتبههای زیر 10هزار از 2دهک بالای درآمدی هستند؛ درحالیکه سهم 2دهک پایین درآمدی 5درصد است. این نابرابری به معنای آن است که سهم 2 دهک بالا از صندلیهای دانشگاههای برتر 10برابر بیشتر از سهم 2 دهک پایین است.
60 در مقابل 5.6 درصد
چنین آماری را سایت وزارت رفاه و پایگاه اطلاعات رفاه ایرانیان، ارائه کرده و آورده است: حدود ۶۰ درصد صندلیهای دانشگاههای دولتی در اختیار سه دهک بالای درآمدی است. در حالی که سهم سه دهک کم درآمد تنها ۵.۶ درصد است و این وضعیت باعث شده که خیلی از دانشجوها که اتفاقاً با استعدادند از فرصتهای خوب آموزشی محروم شوند.
مشاغل مهم در اختیار از ما بهتران
شاید در نگاه اول، این که دهک های بالا صاحب رشته ها و صندلی های با کیفیت دانشگاه ها شوند، چندان مهم به نظر نرسد اما آنچه در درازمدت نصیب جامعه می شود، تغییر بافت اجتماعی مشاغل مهم و اثرگذارهمچون پزشکان و مهندسان راهبردی به نفع طبقات خاص است. احسان فرزانه کارشناس اقتصاد سیاسی، این طور گفته است: در پزشکی سهم سه دهک اول از رتبههای زیر سه هزار، ۷۶ درصد است و سهم دهک پایین ۱.۲ درصد است، در رشته مهندسی برق شریف سهم سه دهک بالا در قبولی ۸۷ درصد است و سهم سه دهک پایین صفر درصد است، این وضعیت نشان میدهد امکان تحرک اجتماعی در جامعه ما از بین رفته است.
این کارشناس اقتصاد سیاسی از زاویه ای دیگر نیز به تحرک افزون دهک های بالا نگاه کرده است: «در سطح تولید هم مناسبات به شکلی چیده شده که سود کارگاههای متوسط حدود 20 درصد است، درحالیکه سود خرید و فروش دلار، سکه و طلا چقدر است؟ شنیدهام قصد دارند برای سهمیه بنزین هم بازار درست کنند، یعنی کم اشکال مختلف دلالی داشتیم از این به بعد باید شاهد دلالی سهمیه بنزین با سود چند هزار درصدی هم باشیم، این مناسبات همه چیز را از حالت تعادل خارج میکند.»