printlogo


تنگه هرمز با نظم جدید
جعفر یوسفی

​​​​​​​

آنچه امروز در تنگه هرمز در حال وقوع است، نه یک بازگشایی ساده بلکه تثبیت یک نظم جدید امنیتی–ژئوپلیتیکی است.  اکنون مسیر عبور توسط نیروهای مسلح ایران تعیین شده، هر شناور نیازمند تأیید تجاری از سوی نیروی دریایی سپاه است و اخذ عوارض نیز به‌صورت رسمی در حال انجام است. این یعنی حاکمیت عملی ایران بر تنگه، نه در سطح ادعا، بلکه در سطح اجرا در حال وقوع است. همان واقعیتی که حتی دونالد ترامپ در نخستین واکنش خود ناخواسته به آن اذعان کرد و از «تنگه ایران» سخن گفت. این سطح از اعمال حکمرانی، در ادبیات راهبردی، چیزی جز تثبیت پیروزی در یک جنگ تحمیلی نیست.
در سوی دیگر، رفتار ترامپ بیش از آنکه نشانه قدرت باشد، بازتاب یک بحران درونی است. بازار نیویورک در وضعیت نابسامانی قرار دارد و برای تداوم رشد، نیازمند یک شوک روانی جدید است. در چنین شرایطی، تولید گزاره‌های متناقض از جمله تفکیک ساختگی پرونده لبنان از آتش‌بس یا طرح ادعاهای واهی درباره غنی‌سازی،  عملیات روانی برای تزریق امید مصنوعی به بازار و افکار عمومی است. اما همین عطش بی‌پرده برای رسیدن به توافق با ایران، نشانه‌ای روشن از فروپاشی پروژه‌ای است که قرار بود با فشار حداکثری، ستون‌های قدرت ایران را در هم بشکند.
این جا یک خطای تحلیلی هم در روایت آمریکایی وجود دارد: ترامپ می‌خواهد اجزای یک شکست را جداگانه روایت کند تا از دل آن، یک تصویر پیروزی بسازد. می‌گوید آتش‌بس لبنان ربطی به تنگه ندارد؛ اما نمی‌گوید اگر این دو بی‌ارتباط‌اند، چرا همزمان با آتش‌بس لبنان، مسیر تنگه باز می‌شود؟ چرا پیش از آن، ایران صراحتاً شرط گذاشته بود که بدون توقف حملات به لبنان، هیچ عبوری در کار نخواهد بود؟ این همان جایی است که دروغ گویی رئیس جمهور آمریکا واضح می شود. کنار هم گذاشتن این قطعات، تصویری جز تحمیل اراده ایران بر معادله نمی‌سازد.
ترامپ که سال‌ها با ادبیات  یک بیزینس من  خود را معرفی می‌کرد، حالا در عمل نشان داده که نه معامله‌گر، بلکه بازیگری با منطق زور است؛ کسی که توئیت می زند من همه خواسته های خود را به طور ۱۰۰ درصدی از ایران می خواهم، قطعا یک تاجر و معامله گر نیست بلکه یک قلدر باجگیر است. اما همین رویکرد، وقتی به یک بازیگر مقاوم مثل ایران برخورد می‌کند، فرومی‌پاشد. آمریکا که به عملیات‌های سریع و کم‌هزینه مثل ونزوئلا و سوریه عادت کرده بود، این‌بار در یک جنگ فرسایشی چهل‌روزه، نه‌تنها به هدف خود نرسید، بلکه ناچار شد پیش از تحقق اهدافش، به آتش‌بس تن دهد؛ آن هم در شرایطی که حتی بازگشایی تنگه را نیز نتوانست بدون پذیرش شروط ایران محقق کند.
در این میان، نگرانی و ابهام در افکار عمومی قابل درک است. اما باید پذیرفت که در میدان‌های امنیتی، شفافیت لحظه‌به‌لحظه نه ممکن است و نه عقلانی. همان‌طور که در پرونده لبنان، ابهامات اولیه در نهایت به تثبیت یک دستاورد میدانی منجر شد، در این جا نیز معیار ارزیابی، واقعیت‌های روی زمین است، نه توئیت‌های پرهیاهوی رئیس جمهور آمریکا.
تنگه هرمز امروز «فقط برای کشتی‌های تجاری» و «فقط تحت نظارت ایران» باز است و این یعنی اجرای دقیق همان شروطی که از ابتدا روی میز قرار گرفت. اگر قرار باشد شاخص پیروزی را در تغییر موازنه واقعی قدرت جست‌وجو کنیم، آنچه امروز در تنگه هرمز جریان دارد، بیش از هر چیز، روایت یک شکست برای واشنگتن است، شکستی که ترامپ تلاش می‌کند با انکار اجزایش، آن را پنهان کند.
ابهام‌سازی نادرست درباره بازگشایی تنگه
اولین خبر درباره اجازه ایران برای تردد کشتی ها از تنگه هرمز را سید عباس عراقچی در توئیتر خود منتشر کرد. وی نوشت :‌ در پی اعلام آتش‌بس در لبنان، عبور و مرور تمامی کشتی‌های تجاری از طریق تنگه هرمز برای باقی‎مانده دوره آتش‌بس به‌طور کامل آزاد اعلام می‌شود. این تردد باید در مسیر هماهنگ‌شده و از پیش اعلام‌شده توسط سازمان بنادر و دریانوردی جمهوری اسلامی ایران انجام گیرد.
این توئیت وزیر خارجه که بدون توضیحات لازم و‌ کافی منتشر شده بود، ابهامات مختلفی را درباره شرایط عبور و جزئیات و سازوکارهای عبور ایجاد کرد و‌ موجب نقدهای بسیار شد. 
در حالی که شرایط مختلفی برای این موضوع در نظر گرفته شده است و یکی از مهم‎ترین آن‎ها نظارت کامل نیروهای مسلح ایران بر عبور و مرور کشتی‌هاست و این عبور و مرور در صورت ادامه محاصره دریایی ادعایی، ملغی محسوب می‌شود. انتشار این توئیت، بدون هیچ توضیح شفاهی یا حداقل توضیحات کتبی مکفی، یک بدسلیقگی کامل در اطلاع‌رسانی محسوب می‌شود و بدیهی است که خود وزارت خارجه یا نسبت به این نوع اطلاع‌رسانی‌ها تجدیدنظر لازم را انجام دهد و یا این که دبیرخانه شورای عالی امنیت ملی به وظیفه خود عمل‌ کند و ضمن اطلاع‌رسانی درست از حوزه خود، سازوکار منسجم‌تر و بهتری برای اطلاع‌رسانی‌های برخی نهادها از جمله وزارت خارجه نیز ایجاد و آن ها را کنترل کند. 


فراخبر
چند نکته درباره تنگه هرمز و دروغ‌های ترامپ در چند ساعت اخیر
مصطفی غنی زاده

1. همان طور که تا این لحظه قطعی است: تعداد ترددهای عبوری از تنگه در دوره آتش‌بس محدود خواهد بود (کمتر از یک پنجم میزان قبل از جنگ)، از مسیر مشخص شده توسط سپاه خواهد بود، با تایید نیروی دریایی سپاه مبنی بر تجاری بودن خواهد بود، عوارض لازم در این مدت گرفته خواهد شد و تردد کشتی‌های ایران اغلب موارد تردد مجاز خواهد بود. نظم تنگه تغییر کرده و همان طور که ترامپ در توئیت اولش، آن را «تنگه ایران» خوانده بود، این واقعیت توسط آمریکایی‌ها پذیرفته شده. همین اعمال حکمرانی به معنای پیروزی ایران در جنگ تحمیلی سوم خواهد بود.
2. توئیت‌های ترامپ به این علت زده می‌شود که شاخص بازار نیویورک در بالاترین نقطه تاریخی است و نیاز به موتور محرک جدید برای ادامه رشد دارد. دروغ‌های متعدد در کنار تناقض‌های واضح (مانند جدا کردن موضوع لبنان از پرونده آتش‌بس یا پذیرش عدم غنی‌سازی بدون سقف زمانی) به همین علت است و نباید مورد توجه قرار گیرد. شوق بدون وصف او به توافق با ایران، نشان دهنده شکست پروژه‌ای است که قرار بود تمدن ایران را خاموش کند.
3. نگرانی و ابهام مردم به حق است. اما باید توجه داشت که به علت‌های مختلف از جمله موضوعات امنیتی امکان توضیح ساعت به ساعت (آن گونه که ترامپ پشت سرهم دروغ می‌گوید و توئیت می‌زند) وجود ندارد. همان طور که نگرانی و ابهامات متعدد درباره آتش‌بس لبنان در نهایت به لطف خدا به خاموشی دشمن در جنوب منجر شد، این بار هم آنچه اتفاق می‌افتد اصل است و نه آنچه ترامپ توئیت می‌زند.
4.  ایران ابزار تنگه هرمز را رها نخواهد کرد. محاصره دریایی نیز تا بدین لحظه اعمال نظامی نداشته و ایران آن را به هیچ وجه نخواهد پذیرفت.
مصطفی نجفی
‏ساعات اخیر یکی از عجیب‌ترین لحظات تحولات دو ماه اخیر بوده است؛ لحظه‌ای که با توئیت ناقص عباس عراقچی و اعلام بازشدن تنگه هرمز آغاز شد و با پست‌های رگباری و عجیب ترامپ ادامه یافت. 
‏در این باره، چند نکته وجود دارد:
‏۱. پس از توئیت عراقچی بار دیگر ضعف ایران در روایت‌سازی آشکار شد و ترامپ که از هیچ دستاورد می‌سازد و نیاز به دستاورد برای اعلام پیروزی در این جنگ داشت، بلافاصله کنترل روایت را به دست گرفت.
‏۲. بنابراین، ضروری است مقامات و نهادهای متولی مذاکرات، ابهامات ایجادشده را متناسب با ملاحظاتی که وجود دارد با مردم در میان بگذارند و روایت ایران از آنچه در جریان است را به اشتراک بگذارند. مردم حق دارند بدانند چه خبر است!
‏۳. تنگه هرمز اگرچه بر روی کشتی‌های تجاری باز شده، اما کاملا با مجوز ایران و از مسیر تعیین شده توسط نیروی دریایی سپاه باید این تردد انجام شود. بنابراین، حاکمیت امنیتی ایران بر تنگه اعمال شده است.  ضمن این که بازشدن آن هم منوط به تداوم آتش‌بس در سراسر منطقه است و هرگاه ایران اراده کند، می‌تواند آن را ببندد. بنابراین، کارت تنگه همچنان در دست ایران است و قرار نیست اگر شرایط ایران محقق نشد باز بماند! 
‏۴. آنچه ترامپ درباره اورانیوم گفته باید در دور بعدی مذاکرات مورد توافق قرار گیرد. ترامپ قصد دارد با اعلام روایت خود، توپ را به زمین ایران بیندازد. اما ایران شرایط خروج اورانیوم را به آمریکایی ها منتقل کرده است که مطابق با همه آن چیزی که ترامپ گفته، نیست. 
‏قاعدتا مذاکره‌کنندگان باید امتیازات و تضمین‌های لازم برای خروج یا رقیق‌سازی اورانیوم را بگیرند و نسیه معامله نکنند! 
‏۵. نباید در قضاوت‌ها عجول باشیم و آنچه رئیس جمهور آمریکا از سر هیجان و شوق گفته را مبنا قرار دهیم؛ به ویژه کسی که حرف‌های یک ساعت بعدش ممکن است با آنچه اکنون گفته کاملا متفاوت باشد. مبنای قضاوت باید توافق یا عدم توافق یا آنچه می‌دهیم و آنچه می‌گیریم باشد. اگر ما به ازای امتیازات هسته‌ای و باز شدن تنگه، رفع تحریم‌ها، آزادشدن دارایی‌های ایران و... نباشد آن گاه باید مذاکره‌کنندگان بازخواست شوند. اکنون برای زیرسوال بردن زود است!
وحید یامین پور
از ابتدای طرح آتش‌بس قرار بر این بود   که ایران اجازه تردد روزانه تعدادی کشتی را صادر کند. اما ایران تنگه را باز نکرد چون شرطش که آتش‌بس در لبنان بود، محقق نشد. اسرائیل بالاخره با فشار ترامپ ناچار به آتش‌بس در لبنان شد. ایران هم تنگه را باز کرد. البته فقط برای کشتی‌های تجاری و محموله‌هایی که مرتبط با کشورهای متخاصم نباشند از مسیری که ایران معلوم کرده است.
اما ترامپ برگ جدیدی رو کرده: «باقی ماندن محاصره دریایی برای کشتی‌های ایرانی!» این اتفاق بعد از آتش‌بس افتاده و قاعدتا ایران باید مطابق با آن شرایطش را تغییر بدهد.
خبرگزاری فارس از قول منبع آگاه نزدیک به شورای عالی امنیت ملی گفته:
 اگر موضوع محاصره دریایی ادامه یابد، به عنوان نقض آتش بس تلقی شده و مسیر عبوری تنگه هرمز بسته خواهد شد.