printlogo


طوفانی سیاسی – امنیتی در عراق بعد جنگ رمضان!
محمدعلی حسن‌نیا 


وضعیت فعلی عراق را می توان «بحران در هم تنیده» توصیف کرد؛ جایی که مؤلفه های سیاسی و امنیتی چنان به هم گره خورده که هر رویدادی در یک جبهه، فوراً کل ساختار قدرت را به لرزه درمی آورد. مهم ترین نشانه این بحران، فروپاشی ائتلافی است که تا پیش از این، مهم ترین بلوک پارلمانی حامی ثبات عراق یعنی «چارچوب هماهنگی» به رهبری نیروهای نزدیک به ایران از جمله نوری مالکی و فالح فیاض بود. اما تحولات اخیر نشان از ترک خوردگی غیرقابل ترمیم در این ائتلاف دارد. خروج فالح فیاض، رئیس هیئت الحشد الشعبی و یکی از کلیدی ترین چهره های امنیتی نزدیک به ایران، از ائتلاف سودانی یک زلزله سیاسی واقعی است؛ چراکه فیاض نمی توانسته تصمیمی سطحی یا احساسی گرفته باشد. این خروج نشانه ای از اختلاف راهبردی عمیق بر سر نحوه مدیریت بحران، مقابله با آمریکا و ترکیب کابینه است. در همین راستا، نوری مالکی حرکت پنج شنبه گذشته را «کودتا» علیه جریان نزدیک به ایران در پارلمان توصیف کرده که این لحن اتهام، فراتر از رقابت معمول رفته و به سطح توصیف یک خیانت داخلی رسیده است. وقتی رئیس ائتلاف دولت قانون ادعای کودتا کند، یعنی اعتماد میان هسته مرکزی مقاومت از بین رفته است.
در موازات این آشفتگی سیاسی، یک عامل امنیتی جدی نیز فضا را به طور کامل به هم ریخته است. دستگیری یکی از رهبران کتائب حزب ا... توسط نیروهای آمریکایی را نمی توان یک بازداشت معمولی تلقی کرد. از منظر امنیتی، واشنگتن با این اقدام به گروه های مقاومت پیام می دهد که حتی در خاک عراق و در سایه مشغولیت های داخلی آن ها، توان ضربه زدن به هسته فرماندهی را دارد. از منظر سیاسی نیز این بازداشت به عنوان یک برگ فشار علیه کل جبهه مقاومت عمل کرده است. در شرایطی که چارچوب هماهنگی درگیر اختلافات داخلی است، آمریکا با هدف قرار دادن یک رهبر میدانی عملاً بازدارندگی امنیتی مقاومت را زیر سوال برده و به مخالفان داخلی اش برگ برنده داده است. نتیجه این معادله امنیتی – سیاسی، تضعیف همزمان دو بال اصلی مقاومت یعنی بال سیاسی که با فروپاشی ائتلاف مالکی و فیاض مواجه شده و بال نظامی که کتائب آن هدف قرار گرفته، خواهد بود.در سوی دیگر میدان، مخالفت با نخست وزیری نوری مالکی به شکلی عملیاتی شکل گرفته است. سه قطب کلیدی مخالف مالکی و جریان مقاومت یعنی محمد شیاع السودانی (نخست وزیر فعلی که نفوذش رو به تضعیف است)، محمد الحلبوسی (رئیس سابق پارلمان و چهره ارشد سنی ها) و مسرور بارزانی (نخست وزیر اقلیم کردستان) وارد یک ائتلاف عملیاتی علیه جریان نزدیک به ایران شده اند. مهم ترین کنش این ائتلاف، همدستی آن ها در عدم اعتماد به برخی وزرای کابینه بوده است. اما تحلیل عمیق تر نشان می دهد که این اقدام صرفاً اختلاف بر سر افراد یا سهم خواهی نیست، بلکه ادامه همان جنگ نیابتی تهران – واشنگتن در خاک عراق محسوب می شود. این سه بازیگر عملاً به عنوان لابی واشنگتن در بغداد عمل کرده و فشار بر وزرای نزدیک به مقاومت در کابینه، به معنای پس گرفتن تدریجی دستاوردهای سیاسی مقاومت پس از جنگ اخیر ایران و اسرائیل است. 
در جریان جنگ اخیر، گروه های مقاومت عراق از جمله کتائب حزب ا... و النجباء نقش کلیدی در فشار بر پایگاه های آمریکا و حمایت از جبهه مقاومت ایفا کردند. اکنون واشنگتن با همدستی بازیگران داخلی خود در عراق، در حال تلافی این نقش فعال است و نوعی انتقام گیری از مقاومت در جنگ اخیر و کمک های میدانی آن ها به محور مقاومت را دنبال می کند.
در جمع بندی باید گفت عراق در شرایطی قرار دارد که می توان آن را بازگشت به نقطه صفر پس از سال ۲۰۲۰ و ترور سردار سلیمانی و ابومهدی المهندس توصیف کرد، اما با این تفاوت که این بار اختلافات به درون خود جبهه مقاومت نفوذ کرده است. از میان سناریوهای پیش رو، نخست سناریوی انفجار امنیتی محتمل است که در آن دستگیری رهبر کتائب ممکن است با واکنش نظامی مانند حمله به پایگاه های آمریکا یا اهداف مرتبط با السودانی و بارزانی همراه شود که در این صورت عراق وارد دور تازه ای از درگیری های نیابتی خواهد شد.
در نهایت، عراق وارد هفته های سرنوشت سازی شده است؛ فروپاشی ائتلاف مقاومت، حمله امنیتی آمریکا و ائتلاف مخالفان داخلی حامی واشنگتن، سه ضلعی از مثلث بحرانی هستند که می توانند ثبات عراق را از هر دو جهت سیاسی و امنیتی به خطرناک ترین سطح پس از سقوط صدام برسانند. مخصوصا این که بارزانی با ضربات شدید از ایران و محور در میدان روبه رو شده است و با مهره شدن برای آمریکا و اسرائیل در سیاست عراق درصدد تضعیف و تجزیه جریان شیعی است. حلبوسی هم همواره نشان داده که یک ماهیگیر قهار است تا از آب گل آلود صید سیاسی خود را بگیرد.