
جام جهانی ۲۰۲۶ روایتی است آرام و کمی تلخ از پایان یک نسل. نسلی از فوقستارهها که سالها جهان فوتبال را شکل دادهاند و حالا شاید برای آخرین بار در یک تورنمنت بزرگ قدم به زمین بگذارند. برای بعضی از آنها، این جام پایان عصری باشکوه است؛ آخرین فرصت برای لمس جامی که همه چیز را معنا میکند. برخی شاید با لبخند قهرمانی خداحافظی کنند و برخی دیگر با حسرتی که فقط در سکوت رختکنها شنیده میشود. اما آنچه قطعی است، خلأیی است که پس از رفتن آنها باقی میماند؛ شکافی که هیچ استعداد تازهای نمیتواند فوراً پر کند. در میان این چهرهها، نام لیونل مسی مثل یک افسانه زنده میدرخشد. نابغه آرژانتینی که در آستانه ۳۹ سالگی هنوز هم با توپ مثل یک شاعر رفتار میکند. اگر او در ۲۰۲۶ برای ششمین بار در جام جهانی ظاهر شود، صحنهای خواهیم دید که بیشتر شبیه پایان یک فیلم بزرگ است؛ فیلمی که قهرمانش هرگز عادت ندارد بیسروصدا صحنه را ترک کند. در سوی دیگر، کریستیانو رونالدو ایستاده است؛ مردی که انگار با زمان وارد یک رقابت شخصی شده. در ۴۱ سالگی هنوز گل میزند، خوب تمرین میکند و باور دارد که داستانش تمام نشده. برای او جام جهانی همیشه رؤیایی نیمهتمام بوده است. درون دروازه، مانوئل نویر با قامت بلند و نگاه سردش هنوز همان فرمانده خط دفاع است. مردی که مفهوم «دروازهبان مدرن» را بازنویسی کرد و حالا ممکن است در ۴۰ سالگی پنجمین جام جهانیاش را تجربه کند؛ بازگشتی غیرمنتظره برای کسی که تصور میشد پروندهاش در تیم ملی بسته شده است.در میانه میدان، لوکا مودریچ هنوز مثل یک رهبر ارکستر بازی را هدایت میکند. مردی که کرواسی را تا فینال ۲۰۱۸ برد و حالا در آستانه ۴۰ سالگی، با نزدیک شدن به رکورد ۲۰۰ بازی ملی، شاید آخرین بار زمین را با همان ظرافت همیشگی کنترل کند. از طرفی کوین دیبروین با پاسهایی که مثل برش نور از میان خطوط دفاع عبور میکنند، هنوز امید بلژیک است؛ حتی اگر بدنش گاهی در برابر فشار فصلهای طولانی مقاومت نکند. ویرجیل فندایک هم با همان اقتدار همیشگی در قلب دفاع هلند ایستاده؛ کاپیتانی که شاید آخرین بار پیراهن نارنجی را در جام جهانی بر تن کند.و البته نیمار؛ ستارهای که داستانش همیشه میان نبوغ و بدشانسی در نوسان بوده است. مصدومیتها، تردیدها و بازگشتهای ناگهانی بخشی از روایت او شدهاند. اگر بدنش همراهی کند، ۲۰۲۶ میتواند آخرین تلاش او برای رساندن برزیل به رؤیای ششمین ستاره باشد.