printlogo


ادبیات معاصر؛ غایب بزرگ دانشگاه
محمد بهبودی نیا

نشست «معاصرخوانی» شاعران خراسان ، با حضور تعدادی از شاعران ،دانشجویان و علاقه‌مندان شعر و ادبیات در محل تحریریه روزنامه خراسان برگزار شد. در این نشست تخصصی، موضوعاتی همچون جایگاه ادبیات معاصر در نظام آموزشی، نسبت دانشگاه با جریان‌های جدید شعر و داستان، ضرورت آموزش ادبیات کاربردی و نقش دانشگاه در تربیت نسل جدید نویسندگان و منتقدان مورد بحث و بررسی قرار گرفت. بیشترین زمان در این نشست ادبی به آسیب‌شناسی کم‌رنگ بودن ادبیات معاصر و ادبیات داستانی در سرفصل‌های رشته ادبیات فارسی و فاصله میان دانشگاه و جریان‌های زنده ادبی امروز اختصاص یافت؛ موضوعی که با واکنش‌ها و دیدگاه‌های مختلف حاضران همراه شد.مهدی آخرتی، شاعر و کارشناس ادبیات، در این نشست با اشاره به شکاف موجود میان آموزش دانشگاهی و ادبیات امروز گفت: «دانشگاه در حوزه متون کلاسیک، تاریخ ادبیات و میراث ادبی ایران خدمات ارزشمندی انجام داده و کسی نمی‌تواند اهمیت این بخش را انکار کند، اما وقتی به ادبیات معاصر می‌رسیم، با خلأیی روبه‌رو هستیم که نمی‌توان از کنار آن به سادگی عبور کرد.»وی افزود: «بخش قابل توجهی از جریان‌های شعری و داستانی معاصر یا در دانشگاه حضور ندارند یا سهم بسیار اندکی در برنامه‌های آموزشی دارند. در نتیجه دانشجو ممکن است سال‌ها در رشته ادبیات تحصیل کند اما شناخت عمیقی از تحولات ادبی  چند دهه اخیر به دست نیاورد.»

دانشگاه فقط جای شاعران قرون گذشته است؟
یکی از چالش‌های اصلی مطرح شده در این نشست، تعریف نقش دانشگاه در حوزه ادبیات بود. آخرتی با طرح این پرسش که آیا رسالت دانشگاه تنها حفظ و انتقال میراث ادبی گذشته است یا باید به ادبیات امروز نیز بپردازد، گفت: «اگر دانشگاه فقط وظیفه انتقال متون کهن را برعهده داشته باشد، بخش مهمی از مسئولیت خود را نادیده گرفته است. دانشگاه باید بتواند میان گذشته و حال پل بزند و دانشجو را با ادبیات زنده جامعه نیز آشنا کند.»
وی ادامه داد: «ما در دانشگاه درباره بسیاری از نظریه‌های ادبی جدید، جریان‌های معاصر شعر و داستان، نقد نوین و حتی برخی حوزه‌های میان‌رشته‌ای ، سرفصل آموزش کافی نداریم. در حالی که در بسیاری از کشورهای جهان، این مباحث بخش جدایی‌ناپذیر مطالعات ادبی دانشگاه محسوب می‌شوند.»
این کارشناس ادبیات تأکید کرد: «مسئله این نیست که ادبیات کلاسیک اهمیت خود را از دست داده است. اتفاقاً شناخت متون کلاسیک ضروری است، اما این شناخت نباید به قیمت نادیده گرفتن ادبیات معاصر تمام شود.»
ادبیات داستانی؛ حلقه مفقوده رشته زبان و ادبیات فارسی
یکی دیگر از محورهای مورد بحث در نشست، جایگاه ادبیات داستانی در دانشگاه‌ها بود. آخرتی در این باره گفت: «وقتی از ادبیات صحبت می‌کنیم، فقط شعر مدنظر نیست. ادبیات داستانی نیز بخش مهمی از فرهنگ امروز را شکل می‌دهد، اما سهم آن در بسیاری از برنامه‌های آموزشی دانشگاه ها یا هیچ است و یا محدود . دانشجوی ادبیات باید بتواند همان‌قدر که با متون کلاسیک آشنا می‌شود، درباره داستان‌نویسی معاصر، جریان‌های رمان‌نویسی، روایت و نظریه‌های جدید ادبی نیز شناخت پیدا کند. این اتفاق هنوز به شکل مطلوب رخ نداده است.»
آموزش حفظیات به جای آموزش  اندیشه ورزی 
آخرتی در ادامه گفت: «یکی از مشکلات اصلی این است که دانشجو کمتر فرصت پیدا می‌کند پرسش‌های تازه مطرح کند. در بسیاری از موارد او با مجموعه‌ای از دیدگاه‌های تثبیت‌شده مواجه می‌شود و نقش چندانی در تولید ایده یا تحلیل مستقل ندارد. پژوهش ادبی زمانی معنا پیدا می‌کند که امکان خلق نگاه جدید وجود داشته باشد. اگر دانشجو فقط به بازگویی آرای پیشین بپردازد، پژوهش از پویایی و خلاقیت فاصله می‌گیرد.ادبیات اساساً با پرسشگری و کشف معنا زنده است. دانشگاه نیز باید چنین فضایی را تقویت کند؛ فضایی که در آن دانشجو بتواند دیدگاه‌های مختلف را بررسی و نقد کند.»
​​​​​​​
فاصله میان دانشگاه و جامعه ادبی
همچنین در این نشست برخی از حاضران معتقد بودند که بسیاری از جریان‌های فعال در شعر، داستان و حتی ترانه، خارج از فضای دانشگاه شکل گرفته‌اند و این مسئله نشان‌دهنده فاصله میان دانشگاه و ادبیات روز است.آخرتی در این باره گفت: «میان دانشگاه و ادبیات کاربردی یک فضای خالی شکل گرفته است. بسیاری از اتفاقات مهم ادبی بیرون از دانشگاه رخ می‌دهد و دانشگاه گاهی با فاصله به آن‌ها واکنش نشان می‌دهد.»
وی افزود: «دانشگاه باید بتواند با تحولات فرهنگی و ادبی جامعه ارتباط برقرار کند. اگر این ارتباط ضعیف شود، فاصله میان آموزش دانشگاهی و واقعیت‌های ادبی روزبه‌روز بیشتر خواهد شد.»
دانشگاه؛ محل گفت‌وگو یا تکرار؟
مهدی آخرتی در پایان ضمن تاکید بر اهمیت گفت‌وگو در محیط‌های علمی ادبی گفت: «دانشگاه فقط محلی برای انتقال دانش نیست؛ دانشگاه باید بستری برای شکل‌گیری گفت‌وگو، نقد و تبادل اندیشه باشد. ادبیات زمانی رشد می‌کند که دیدگاه‌های مختلف درباره تولیدات ادبی معاصر هم  فرصت طرح شدن داشته باشند. فضای دانشگاهی نیز باید چنین امکانی را برای دانشجویان و پژوهشگران فراهم کند.بحث ما تقابل میان ادبیات کلاسیک و ادبیات معاصر نیست. مسئله این است که میان این دو تعادل  و تعامل برقرار شود. اگر دانشگاه می‌خواهد همچنان مرجع اصلی آموزش ادبیات باقی بماند، ناگزیر است سهم بیشتری برای ادبیات معاصر، ادبیات داستانی، نقد ادبی و جریان‌های نو در نظر بگیرد. در غیر این صورت، فاصله میان دانشگاه و ادبیات زنده جامعه همچنان افزایش خواهد یافت و ایستایی بیشتر جای پویایی را خواهد گرفت.
در پایان این مراسم شاعرانی از جمله محمد حجی زاده ،زینب عبدا... زاده، سهیلا علمی نژاد ،رمضان زاده ،ابوالفضل پور اسماعیل، سعید جلایری،  حسن میلانی  و امین موسوی  به شعرخوانی پرداختند.