printlogo


غروب توهم صهیون

​​​​​​​

در حالی که هنوز جزئیات نهایی توافق احتمالی میان ایران و آمریکا به صورت رسمی منتشر نشده، واکنش رسانه‌های غربی و به‌ویژه اسرائیلی به متن‌های در حال مذاکره، خود به یکی از مهم‌ترین نشانه‌های ارزیابی این توافق تبدیل شده است. رسانه‌هایی که طی ماه‌های گذشته از تشدید فشارها علیه ایران، تداوم عملیات نظامی و محدودسازی ظرفیت‌های راهبردی تهران حمایت می‌کردند، اکنون با ادبیاتی کم‌سابقه از «عقب‌نشینی آمریکا» و «شکست اهداف اولیه جنگ» سخن می‌گویند.
این تغییر لحن از آن رو اهمیت دارد که بخش مهمی از فضای رسانه‌ای غرب در ابتدای جنگ بر این فرض استوار بود که فشار نظامی و اقتصادی می‌تواند ایران را به پذیرش مجموعه‌ای از مطالبات حداکثری وادار کند؛ مطالباتی که از برنامه هسته‌ای فراتر می‌رفت و حوزه‌هایی همچون توان موشکی، نفوذ منطقه‌ای و ترتیبات امنیتی خلیج‎فارس را نیز دربرمی‌گرفت.
اکنون اما ارزیابی برخی رسانه‌های خارجی تصویری متفاوت ارائه می‌دهد. رسانه
 GMA News در گزارشی درباره روند مذاکرات مدعی شده است که دونالد ترامپ بخش قابل توجهی از اهداف اعلامی خود را محقق نکرده و حتی برخی مطالبات قدیمی واشنگتن درباره برنامه موشکی ایران عملاً از دستور کار کنار گذاشته شده است. این رسانه همچنین به بحث پرداخت غرامت‌های ناشی از جنگ اشاره کرده و آن را یکی از عقب‌نشینی‌های مهم آمریکا در روند مذاکرات توصیف کرده است.
در اسرائیل نیز فضای انتقادی کم‌سابقه‌ای شکل گرفته است. پایگاه خبری وای‌نت توافق در آستانه انعقاد را «فاجعه» توصیف کرده و نوشته است که تقریباً هیچ‌یک از اصول و اهدافی که در آغاز جنگ مطرح می‌شد، در متن توافق دیده نمی‌شود. از نگاه این رسانه، فاصله معناداری میان اهداف اعلامی آغاز جنگ و نتایج احتمالی پایان آن ایجاد شده است.
روزنامه معاریو نیز از زاویه‌ای دیگر به موضوع پرداخته و نوشته است مذاکرات اسلام‌آباد نه تنها موجب افزایش مشروعیت سیاسی ایران شده، بلکه تصمیم آمریکا برای کاهش فشارها، لغو بخشی از تحریم‌ها و پذیرش نقش ایران در مدیریت تنگه هرمز، معادلات راهبردی کشورهای منطقه را پیچیده‌تر کرده است.
اما فراتر از مواضع رسانه‌ای، مسئله اصلی در حال وقوع چیز دیگری است.
در تمامی جنگ‌ها و بحران‌های بزرگ، یک تفاوت مهم میان اهداف اولیه و اهداف نهایی شکل می‌گیرد. بازیگران در آغاز درگیری معمولاً با حداکثر مطالبات وارد میدان می‌شوند، اما با طولانی شدن بحران، هزینه‌های اقتصادی، سیاسی و امنیتی آنان را به سمت اهداف واقع‌بینانه‌تر سوق می‌دهد. آنچه اکنون در واکنش رسانه‌های اسرائیلی مشاهده می‌شود، بیش از آنکه انتقاد از یک متن توافق باشد، اعتراض به همین کاهش سطح مطالبات است.
به بیان دیگر، نزاع اصلی دیگر بر سر این نیست که ایران چه امتیازاتی داده یا نگرفته است؛ بلکه بر سر این است که چرا اهدافی که در ابتدای جنگ به عنوان خطوط قرمز مطرح می‌شد، امروز از متن مذاکرات حذف شده‌اند.
همین مسئله پارادوکس اصلی وضعیت کنونی را شکل می‌دهد. جنگی که قرار بود ظرفیت‌های راهبردی ایران را محدود کند، اکنون به توافقی نزدیک شده که منتقدان آن در اسرائیل از باقی ماندن همان ظرفیت‌ها ابراز نگرانی می‌کنند. جنگی که با هدف افزایش فشار آغاز شد، اکنون به گفت‌وگوهایی منتهی شده که محور اصلی آن کاهش تنش و جلوگیری از گسترش بحران است.
البته این به معنای پایان اختلافات نیست. تجربه روابط ایران و آمریکا نشان داده که توافق‌ها بیش از آنکه در روز امضا تعیین تکلیف شوند، در مرحله اجرا مورد آزمون قرار می‌گیرند. بی‌اعتمادی عمیق میان دوطرف، فشارهای داخلی در آمریکا، مخالفت‌های اسرائیل و پیچیدگی‌های امنیتی منطقه همچنان می‌توانند مسیر اجرای هر توافقی را با چالش روبه‌رو کنند.با این حال واکنش رسانه‌های غربی و اسرائیلی یک واقعیت را آشکار می‌کند؛ این که بخشی از نخبگان سیاسی و رسانه‌ای در اردوگاه مقابل، از فاصله گرفتن نتیجه مذاکرات با اهداف اولیه جنگ نگران هستند.