printlogo


ریشه‌یابی ‌سقوط «فوتبال گلخانه‌ای» عربستان و قطر 
صابر

​​​​​​​
​​​​​​​نتایج مسابقات یک شنبه شب عربستان و اسپانیا و بامداد دوشنبه ایران و بلژیک بیش از آن‌که حاصل جابه جایی توپ روی چمن باشد، بازتابی از برخورد دو پارادایم متضاد در مدیریت کلان بود: «توسعه برون‌زا و نمایشی» در برابر «استقامت ارگانیک». شکست تحقیرآمیز چهار بر صفر عربستان مقابل اسپانیا که در نیمه دوم به بازیکنان اصلی‌‎اش استراحت داد و تساوی بدون گل ایران در برابر بلژیک، فراتر از یک اتفاق فوتبالی، پرده از یک واقعیت ساختاری برداشت: اصالت و هویت، کالاهایی نیستند که در بازارهای جهانی قابل خریداری باشند.عربستان سعودی با جذب فوق‌ستاره‌های پا به سن گذاشته، در تلاش است تا اعتبار و اصالت را دور بزند. اما این رویکرد گلخانه‌ای منجر به پدیده «تهی‌شدگی از درون» شده است. وقتی سطح اول فوتبال یک کشور در قرق دروازه‌بانان خارجی درمی‌آید، خروجی آن حراست از قفس توری تیم ملی توسط بازیکنی از لیگ دسته دوم است، این یک خطای سیستماتیک است؛ جایی که زرق‌وبرق ویترینی، فرصت رشد استعداد بومی را در نطفه خفه می‌کند. قطر هم با مدلی مشابه، در برابر کانادا با 6 گل عجیب فروپاشید تا ثابت شود فوتبال وارداتی، فاقد «روح تیمی» و «تاب‌آوری در بحران» است.در نقطه مقابل، مدل ژاپنی قرار دارد که موفقیت را نه در خرید ستاره، بلکه در صبوری برای اصلاح ساختارها جست‌وجو کرد. ژاپن با تکیه بر آموزش پایه و صدور تدریجی استعداد به اروپا، به توسعه در فوتبال رسید و تونس را با 4 گل شکست داد. ایران هم هرچند با استانداردهای ساختاری ژاپن فاصله دارد، مدیریتش ضعیف‌تر و رفتار بازیکنانش گاهی غیرحرفه‌ای است اما در محاصره کارشکنی‌ها و فقر تدارکات، به «ژن مبارزه» و اصالت انسانی پناه برده است. نمایش خیره‌کننده مقابل بلژیک، نه یک تصادف، بلکه یک «بیانیه هویتی» بود؛ اثبات این‌که اراده درون‌زا می‌تواند حفره‌های مدیریتی را پوشش دهد. در نهایت، دوقطبی دیشب نشان داد که عربستان و قطر در حال خریدن «تصویر فوتبال» هستند، اما ایران و ژاپن هر کدام به شکلی در حال ساختن خود فوتبال. اصالت، تنها مولفه‌ای است که با هیچ بودجه افسانه‌ای در ریاض یا دوحه تولید نخواهد شد.