printlogo


وایرال‌بازی عجیب خیابانی ودوستان!
مصطفی قاسمیان


دیروزبریده ویدیویی ازجواد خیابانی دربرنامه اینترنتی«برجام» سایت ورزش سه درشبکه‌های اجتماعی به صورت گسترده منتشرشدکه درآن، او بلافاصله پس ازپایان مسابقه و درآغازبحثی درباره تیم ملی فوتبال، به تدریج سطح تنش را درگفت وگو بالا می‌برد و سپس ناگهان ازجای خود بلند می‌شود و استودیو را ترک می‌کند! درنگاه اول، شاید این صحنه یادآور لحظات ملتهب و غیرمنتظره دربرنامه‌های زنده سال‌های گذشته باشد، اما واکنش‌های ثبت‌شده درفضای مجازی، شائبه دیگری را به ذهن می‌رساند.براساس این ویدیو،بسیاری ازکاربران شبکه‌های اجتماعی که به نوع حرکات و فرم اجرای جواد خیابانی دقت کرده‌اند،کل ماجرا را یک سناریوی طراحی‌شده می‌بینند.گویی آن‌ها این رفتار را یک نمایش بامزه، با هدف وایرال شدن درشبکه‌های اجتماعی می‌بینند.

این جوادکجا و آن جوادکجا؟
جواد خیابانی سال‌ها درقامت مجری وگزارشگری جدی والبته احساساتی و روراست شناخته می‌شد.اورا چهره‌ای می‌دانستیم که با وجود تحمل نقدهای فراوان، همواره دغدغه اصلاح داشت و حرف‌های جدی می‌زدکه گاهی به مذاق مخاطبان ومسئولان خوش می‌آمد وگاهی نه. حالا اما به نظرمی‌رسد تسلط شبکه‌های اجتماعی واقتضائات اقتصاد محور، روی دیگری از این چهره پرسابقه نشان داده و جواد خیابانی را درگذار از قاب تلویزیون به رقبای آنلاین آن، به پدیده‌ای کاملاً متفاوت بدل کرده است.  او وخداداد عزیزی برنامه «برجام» را اجرا می‌کنند که حتی نام‌گذاری‌اش نیزآشکارا برای جلب توجه درشبکه‌های اجتماعی طراحی شده است. آن‌ها از همان قسمت نخست برنامه، انواع واقسام ایده‌ها را برای وایرال شدن پیاده کرده‌اند؛ ازجای‌گذاری سرخیابانی روی بدن خداداد درویدیوی گل تاریخی به استرالیا گرفته تا کل‌کل‌ها و شوخی‌های بی‌وقفه درهرقسمت. این رویکرد وایرال‌محورتا حدی است که حتی بخش کارشناسی داوری را نیز دربرگرفته و با کل‌کل آمیخته شده است. دراین میان، یکی از ارکان اصلی و غیرقابل تفکیک برنامه، دستمایه قراردادن پرسونای گزارشگری خیابانی و شوخی مداوم با همان جملات عجیب وغریبی است که او سال‌ها روی آنتن زنده بیان می‌کرد.
اینستاگرام بلای آنتن
با همه آنچه گفته شد، ماجرای وایرال‌بازی دررسانه‌های تصویری اینترنت وشبکه‌های اجتماعی محدود به جواد خیابانی نیست و این عارضه، فراگیرتر و عمیق‌تر ازاین حرف‌هاست. اگرروند برنامه‌سازی را درنظام رسانه‌های تصویری کشورمان بررسی کنیم، متوجه می‌شویم که این روزها تقریباً تمام برنامه‌ها به این سمت‌وسوکشیده شده‌اند.دراین وضعیت که آرام‌آرام ازنیمه دهه90در تلویزیون و شبکه نمایش خانگی شکل گرفت، تلاش برای وایرال شدن ازیک اتفاقِ جانبی، به هدف نهایی و استراتژی اصلی سازندگان تبدیل شد. دراین شرایط، انگاردیگر جذب بیننده وفاداری که پای گیرنده بنشیند و یک اثر را ازابتدا تا انتها با دقت دنبال کند، اهمیت چندانی ندارد وهمه‌چیز دربازدید میلیونی اینستاگرام خلاصه می‌شود.
​​​​​​​
در توهم بیننده
دراین میان، مسئله مهم اینجاست که وایرال شدن، تصورِداشتن بیننده را ایجاد می‌کند، نه بیننده واقعی. یک ویدیوی چند ثانیه‌ای که بارها درپلتفرم‌های مختلف دیده می‌شود، به برنامه‌سازان، مخاطبان، حامیان مالی وحتی مدیران دولتی/حاکمیتی این توهم را می‌دهد که برنامه موردنظردر قله پرمخاطب‌ترین‌ها قراردارد. این درحالی است که دربسیاری ازمواقع، مخاطب امروز صرفاً مخاطب همان قطعات وایرال‌شده وجنجالی است، نه مخاطب اصل برنامه. درواقع برنامه‌سازبرای اینستاگرام مخاطب جمع می‌کند، نه برای برنامه تلویزیونی یا اینترنتی‌اش. بسیاری ازسازندگان نیز به همین سهم ازدیده شدن که معمولاً با واکنش‌های گذرا وفقط یک اسکرول ازسوی کاربر همراه است، قناعت کرده‌اند و ساختاربرنامه را به کارخانه‌ای برای تولید همین ویدیوهای کوتاه تقلیل داده‌اند.
وایرال شدن مذموم است؟
می‌دانیم نفس طراحی برای وایرال شدن، اشکالی ندارد و اقتضای رسانه مدرن است، اما باید پرسید برای دستیابی به وایرال، به چه روشی دست می‌اندازیم؟ وقتی برنامه‌سازتصمیم می‌گیرد برای دیده شدن، مخاطب خود را با ترفندهای مختلف فریب دهد، بی‌تردید با یک رویکرد غیرحرفه‌ای مواجهیم. همچنین زمانی که با انجام فعلی خاص دریک ویدیوی وایرال، تصوری ازفضا ومحتوای برنامه ایجاد می‌شود که دراصلِ اثر وجود خارجی ندارد. نگاهی به مورد اخیرجواد خیابانی البته نشان می‌دهد که این رفتارِ خاص، تضادی با روحِ کلی برنامه ندارد. اتمسفر این برنامه اساساً برپایه همین کل‌کل‌ها بنا شده و بیننده نیز انتظارمواجهه با چنین فضایی را دارد. مشکلِ این مورد خاص، درمرزهای اصالت موقعیت است. برنامه‌سازان باید بدانندکه اگرچه وایرال شدن ابزارقدرتمندی است، اما نباید به قیمت ازدست رفتنِ اعتماد مخاطب هوشمندی تمام شود که برای تماشای یک رفتار واقعی، محصول را دنبال می‌کند.