printlogo


وزارت خارجه باید مراسم تشییع تاریخی رهبر شهید انقلاب را به صحنه‌ای اثرگذار برای نمایش وزن جهانی ایران تبدیل کند
آزمون بزرگ دیپلماسی برای تشییع تاریخی
عماد سلیمانی

​​​​​​​
 مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در مقیاس راهبردی، صحنه‌ای برای بازنمایی هویت سیاسی، سرمایه اجتماعی و اراده تاریخی ملت ایران است. 
نخستین اهمیت این مراسم، نمایش پشتوانه مردمی رهبری در ایران است. دشمنان جمهوری اسلامی همواره کوشیده‌اند نسبت مردم و رهبری را گسسته، تصنعی یا صرفاً حکومتی نشان دهند. تشییع باشکوه می‌تواند این تصویرسازی را در برابر دوربین‌های جهان فروبریزد. حضور گسترده مردم، نه فقط نشانه علاقه به یک شخصیت، بلکه علامت تداوم یک پیوند تاریخی میان جامعه، انقلاب و رهبری سیاسی ـ دینی کشور است. در جهان سیاست، سرمایه اجتماعی وقتی دیده می‌شود که مردم در لحظه‌های سخت به صحنه می‌آیند.
اهمیت دوم، پیام ایستادگی و مقاومت  این مراسم است. ترور رهبر انقلاب، اگر با هدف شکستن روح جمعی ملت ایران انجام شده باشد، تشییع میلیونی می‌تواند آن هدف را معکوس کند. پیام مردم باید روشن باشد: ایران عزادار است، اما تسلیم‌پذیر نیست؛ ضربه خورده، اما 
فرو نپاشیده؛ رهبر خود را از دست داده، اما اراده استقلال‌طلبانه‌اش را از دست نداده است. در این معنا، هر قدم مردم در خیابان‌های تهران و مشهد، بخشی از پاسخ ملی به منطق ترور و سلطه خواهد بود.
اما وجه سوم، وظیفه وزارت خارجه است. دیپلماسی ایران نباید این مراسم را فقط یک برنامه تشریفاتی داخلی ببیند. این تشییع باید به یک رویداد بزرگ بین‌المللی تبدیل شود؛ رویدادی که در آن حضور مقامات خارجی، خود حامل پیام سیاسی باشد. وزارت خارجه باید در روزهای باقی‌مانده، ستاد ویژه دیپلماسی تشییع تشکیل دهد و دعوت‌ها را در چند سطح پیگیری کند: سران کشورهای همسایه و همسو، رؤسای دولت‌های مهم آسیایی و اسلامی، وزرای خارجه قدرت‌های مؤثر، رؤسای پارلمان‌ها، دبیران سازمان‌های منطقه‌ای، رهبران دینی جهان اسلام و شخصیت‌های برجسته ضد استعمار.
وزارت خارجه نباید این چند روز را به تشریفات اداری تقلیل دهد. این‎جا زمان ارسال دعوت‌نامه‌های سرد و منتظر ماندن برای پاسخ نیست؛ زمان تماس‌های مستقیم، رایزنی‌های فشرده و فعال کردن همه ظرفیت‌های دیپلماتیک ایران است. باید به دولت‌ها فهماند که حضور در این مراسم، تنها حضور در یک تشییع نیست؛ اعلام احترام به ملت ایران، مرزبندی با ترور سیاسی و پذیرش این واقعیت است که ایران پس از این حادثه، همچنان ایستاده و صاحب ثبات است. اگر کشوری امکان اعزام رئیس‌جمهور یا نخست‌وزیر ندارد، سطح هیئت اعزامی‌اش باید چنان باشد که شأن مراسم و جایگاه رهبر شهید انقلاب حفظ شود. غیبت یا حضور کم‌رمق کشورها نباید نتیجه کم‌تحرکی دستگاه دیپلماسی باشد. 
در چنین ایام تاریخی، شأن رهبر شهید انقلاب فقط با شکوه داخلی حفظ نمی‌شود؛ با وزن بین‌المللی مراسم نیز معنا پیدا می‌کند. تشییع باید به جهان بگوید که ایران، پس از شهادت رهبرش، نه در وضعیت خلأ، بلکه در موقعیت انسجام ملی ایستاده است. این مراسم می‌تواند به یک تصویر ماندگار تبدیل شود.