
مهدی فضائلی، عضو دفتر حفظ و نشر آثار رهبر شهید انقلاب، در گفتوگوی ویژه خبری به تحلیل اوضاع سیاسی روز کشور با تکیه بر رهنمودهای قائد شهید و پیامهای رهبر معظم انقلاب پرداخت؛ بخش هایی از صحبت های او را در ادامه می خوانید.
* حضرت امام خمینی(ره)، رهبر شهید انقلاب و رهبر معظم انقلاب همواره بر ضرورت حفظ انسجام اجتماعی و پرهیز از اختلافافکنی تأکید داشتهاند. یکی از پرتکرارترین و جدیترین توصیههای ایشان، بهویژه پس از جنگ، حفظ انسجام ملی بود. در یک مقطع این اتحاد را مقدس خواندند و تصریح کردند که توصیه قطعی من، حفظ انسجام و وحدت جامعه است. یکی از دلایل تکرار این توصیهها از سوی هر سه رهبر انقلاب، تلاش مستمر دشمن برای آسیب زدن به وحدت جامعه بوده است.
* رهبر معظم انقلاب از ابتدا مخالفتی با اصل مذاکره نداشتند؛ این در حالی است که در این ایام برخی افراد مطلقاً با مذاکره مخالفت میکنند. دو نگاه افراطی در قبال مذاکره وجود دارد؛ گروهی که همه مسائل را در مذاکره جستوجو میکنند و گروهی که مطلقاً مخالف مذاکره هستند، در حالی که مذاکره یک ابزار است و نوع استفاده از آن اهمیت دارد.
*گاهی مذاکره برای رسیدن به یک تفاهم و بدهبستان سیاسی انجام میشود، گاهی برای اتمام حجت و اقناع افکار عمومی داخلی و بینالمللی است تا این تلقی شکل نگیرد که جمهوری اسلامی بنای لجبازی دارد و همه معادلات را نادیده میگیرد. در مواردی نیز مذاکره برای کسب تجربه صورت میگیرد. در برخی مقاطع نیز ممکن است بخشهایی از کشور به زمان و فرصت نیاز داشته باشند و مذاکره میتواند این فرصت را فراهم کند. این موضوع اختصاصی به جمهوری اسلامی ندارد و در روابط بینالملل نیز کشورها با اهداف مختلف از ابزار مذاکره بهره میبرند.
*حرام دانستن مذاکره، قطعاً خلاف مشی رهبری و به نظر من خلاف عقل است. ما در دورههای مختلف و در دولتهای گوناگون، مذاکراتی در سطوح متفاوت داشتهایم و رهبر شهید انقلاب نیز جز در مقطعی که فرمودند "نه جنگ میشود و نه مذاکره میکنیم"، در ادوار مختلف با اصل مذاکره مخالفتی نداشتند.
* بعضی تلقیشان این است که آنچه اتفاق افتاده به رهبر معظم انقلاب تحمیل شده است، اما قطعاً اینگونه نیست و از فحوای همین پیام نیز میتوان این موضوع را بهخوبی برداشت کرد. اطلاعات دیگری هم وجود دارد که نشان میدهد چنین تحمیلی صورت نگرفته است. تصریح ایشان در این پیام این است که با توجه به تعهدی که رئیسجمهور و اعضای محترم دولت دادهاند، من اجازه میدهم؛ تعبیر «اجازه میدهم» به این معناست که ایشان اختیار داشتند اجازه ندهند. بنابراین، بحث تحمیل اساساً منتفی است.
*در گذشته نیز، چه در زمان رهبرشهید انقلاب و چه اکنون، همواره افرادی علاقهمند بودهاند اینگونه القا کنند که تصمیمات به رهبری تحمیل میشود؛ در حالی که رهبری با اشراف کامل بر مسائل کشور و با در نظر گرفتن مجموعه شرایط و مقتضیات در ابعاد مختلف، تصمیمات را اتخاذ میکنند.
*نکته سوم این است که عدهای این پیام را بهانهای برای دامن زدن به اختلافات و توهین به بخشی از مسئولان قرار دادهاند. به نظر من، این مصداق دمیدن در آتش اختلاف است. رهبریای که در طول پیامهای گذشته، بحث وحدت و انسجام را به لحاظ موضوعی و مضمونی در اولویت قرار دادهاند و بیشترین تأکید را بر آن داشتهاند، در پیام خود به نمایندگان محترم مجلس در خردادماه نیز تصریح میکنند که حتی در موضوعات موجه نیز اختلاف نکنید، چه برسد به موضوعات غیرموجه.
*البته این به معنای نفی نقد نیست. نقد میتواند بسیار مفید، سازنده و بجا باشد؛ میتواند مسئولان را متوجه مسائل کند، هشدار بدهد و حتی پیامهایی را به دشمن منتقل کند. نهتنها اشکالی ندارد، بلکه میتواند بسیار مفید و لازم باشد. اما این نقدها باید همراه با ادب، پرهیز از اهانت و اتهامزنی، و بر پایه اطلاع و آگاهی کافی از موضوع باشد.
*اگر از ولایتپذیری سخن میگوییم، نباید دچار تفسیر به رأی شویم و بگوییم نیت قلبی ایشان چیز دیگری بوده است. آنچه ملاک است، تصمیم نهایی و آن چیزی است که در نهایت امضا و تأیید شده است.رهبر معظم انقلاب فرمودند «من نظر دیگری داشتم»، اما چه کسی میداند آن نظر دیگر چه بوده است؟ از کجا معلوم است که دیدگاه برخی منتقدان، همان نظر دیگری باشد که رهبر انقلاب در ذهن داشتهاند؟
* اکنون در مرحله اجرا قرار داریم. قرار بود مذاکرات فنی آغاز شود، اما ایران در آن شرکت نکرد. یکی از دلایل این مسئله، درگیریهایی بود که طی شبهای گذشته رخ داد، اما دلیل دیگر این است که برخی از شروط باید در عمل اجرایی شوند و مسئولان منتظرند ببینند این شروط عملیاتی میشود یا خیر.