printlogo


بدرود مجری کتاب‌خوان!

​​​​​​​
به جز صدای گرم و تسلطش بر فن بیان که از لازمه‌های مجری‌گری است، فرزاد جمشیدی یکی از معدود مجریان پرمطالعه صدا و سیما به شمار می‌آمد. روز گذشته بسیاری از ما هنگام شنیدن خبر درگذشت او در ۵۶ سالگی بر اثر ایست قلبی، بیش از هر چیز، صدایی آرام، مسلط و دور از هیاهو را که پشت آن ساعت‌ها مطالعه و آمادگی نهفته بود، به یاد آوردیم.
جمشیدی بارها در گفت‌وگوهایش تأکید کرده بود که اجرای یک برنامه زنده، به‌ویژه در سحرهای ماه رمضان، تنها به فن بیان و تسلط بر اجرا خلاصه نمی‌شود. او معتقد بود هر دقیقه حضور مقابل دوربین، نتیجه ساعت‌ها مطالعه است و مجری نباید به تکرار جملات کلیشه‌ای بسنده کند. همین نگاه بود که او را به لطف حافظه مثال زدنی اش در حفظ اشعار شاعران فارسی به یکی از چهره های موفق در حوزه اجرا تبدیل کرده بود. از نگاه او، مخاطب امروز آگاه‌تر از گذشته است و رسانه تنها زمانی می‌تواند اعتماد مردم را جلب کند که حرفی تازه، روایتی دقیق و بیانی صادقانه داشته باشد.
این نگاه را حتی در انتخاب واژه‌هایش نیز می‌شد دید. جمشیدی حتی برای بیان جمله‌های کوتاه هم وسواس داشت و تلاش می‌کرد با بیانی تازه، از تکرار فاصله بگیرد. او باور داشت هر مجری باید «امضای» خود را داشته باشد؛ امضایی که نه با هیجان‌های زودگذر، بلکه با دانش و مطالعه  شکل می‌گیرد.