چگونه تشییع رهبر شهید انقلاب می تواند آغازگر نهضت خونخواهی خامنهای شهید باشد؟
فرصت خونخواهی
سلیمانی

تشییع رهبر شهید انقلاب، اگر درست فهم و مدیریت شود، میتواند آغاز یک نهضت ملی برای خونخواهی واقعی باشد. خونخواهی به این معنی تبدیل عشق عمیق مردم به رهبری و خشم مقدس از ترور ناجوانمردانه ایشان به نهضتی بزرگ، هوشمند و فراگیر برای مقابله همهجانبه با دشمن در میدان سیاست، امنیت، رسانه، حقوق و افکار عمومی .نخستین مسئله، معنابخشی به تشییع است. پیکر رهبر شهید، نماد حمله به یک شخصیت دینی و سیاسی محبوب، حمله به استقلال ملی و ستون روانی مقاومت ایرانی است. دشمن اگر چنین جنایتی کرده، هدفش فقط حذف یک فرد نبوده میخواسته مرکز ثقل اراده ملی را بشکند، جامعه را دچار آشفتگی کند و ساختار تصمیمگیری کشور را به انفعال بکشاند. بنابراین پاسخ نخست، باید نمایش شکست همین هدف باشد. این مراسم باید به نحوی برگزار شود تا پیام اقتدار و انسجام ملی چه در ساختار سیاسی کشور و چه در بین آحاد مردم را به دشمن منتقل کند.نهضت خونخواهی از لحظهای آغاز میشود که مردم بفهمند اعلام تداوم راه رهبر شهید است. همه جمعیت میلیونی که در این مراسم شرکت میکنند، اگر خود را صاحب یک مطالبه بدانند، به نیروی سیاسی تبدیل میشوند. مطالبه اول باید حقیقتیابی کامل، معرفی زنجیره آمران و عاملان، پیگیری حقوقی بینالمللی، مطالبه غرامت، افزایش هزینه سیاسی حامیان ترور و حفظ حق پاسخ برای ایران باشد.در این میان، خطر بزرگ، مصادره خون شهید توسط گروه های سیاسی و حزبی است. هر شعاری که کشور را بیمحاسبه به التهاب بکشاند، عملاً به دشمن کمک میکند. خونخواهی هوشمند یعنی خشم مقدس مردم به سرمایه راهبردی تبدیل شود نه به آشوب کلامی، نه به تسویهحساب داخلی، نه به حمله به نهادهای خودی. دشمن دقیقاً منتظر است سوگ ملی به شکاف ملی بدل شود. پس اولین شرط خونخواهی، صیانت از وحدت داخلی است. کسانی که مطالبه خونخواهی رهبر شهید را دارند، باید بدانند فریادشان باید متوجه قاتلان، آمران و حامیان این جنایت باشد، نه نیروها و سربازان خودی که در میدان سیاست، امنیت و دیپلماسی در پی احقاق حق ایراناند.تشییع میتواند نقطه آغاز یک میثاق عمومی باشد: مردم، مسئولان، نیروهای مسلح، نخبگان، رسانهها و جریانهای سیاسی باید بر سر چند اصل توافق کنند؛ کشور نباید دچار خلأ اراده شود، بازدارندگی باید بازسازی و تقویت شود، روایت رسمی باید دقیق و مستند باشد، و پرونده خون شهید نباید در هیاهوی روزمره به فراموشی سپرده شود.در این لحظه تاریخی، نقش رسانه تعیینکننده است، زیرا خبرنگاران و تصویربرداران عملاً در حال ثبت تمدنیترین، باشکوهترین و کمنظیرترین تشییع تاریخ ایراناند و باید با دقیقترین روایتها، هوشمندانهترین قابها و عمیقترین زاویههای انسانی، این حماسه ملی را برای حافظه تاریخی ملت ماندگار کنند.