روایتی از حضور رهبر شهید در مناطق زلزله زده فردوس و کاخک گناباد و امدادرسانی به زلزله زدگان در سال 1347

گاهی برای شناخت یک انسان، باید سالها به عقب بازگشت؛ به روزهایی که نه از جایگاه و مسئولیت خبری بود و نه از تشریفات و عناوین. به روزهایی که رنج مردم، او را راهی سرزمینی کرد که مردمانش همه چیزشان را زیر آوار جا گذاشته بودند. این روزها که ایران و خراسان در سوگ رهبر شهید، حضرت آیتا... سیدعلی خامنهای، نشسته و مشهدالرضا(ع) خود را برای میزبانی از پیکر فرزند خادمش آماده میکند، مرور یکی از نخستین برگهای حضور او در این دیار، معنایی دیگر پیدا کرده است؛ برگهایی که نه در دفتر مسئولیت، بلکه در دفتر خدمت ورق خوردهاند.
شهریور سال ۱۳۴۷، جنوب خراسان با یکی از سهمگینترین زلزلههای تاریخ ایران لرزید. زمین، ابتدا در دشتبیاض و کاخک گناباد شکافت و ساعاتی بعد فردوس را در کام خود فرو برد. چندهزار نفر جان باختند، روستاهای بسیاری با خاک یکسان شدند و صدها خانواده در چشم برهمزدنی، عزیزان و خانههای خود را از دست دادند.
در همان روزهایی که هنوز گرد و غبار آوار از آسمان منطقه کنار نرفته بود، روحانی جوانی از مشهد، همراه جمعی از علما، طلاب و بازاریان، راهی مناطق زلزلهزده شد. او نه مأمور دولت بود و نه مسئول نهادی رسمی؛ تنها احساس میکرد باید کنار مردمی باشد که مصیبت، سقف خانههایشان را فروریخته بود.
ایجاد پایگاه امدادی روحانیتبه پیشنهاد او پایگاه امدادی روحانیت شکل گرفت؛ پایگاهی که به سرعت به یکی از مهمترین مراکز امدادرسانی منطقه تبدیل شد. کامیونهای حامل کمکهای مردمی یکی پس از دیگری از مشهد به منطقه میرسیدند و میان آسیبدیدگان توزیع میشدند. آیتا... خامنهای و همراهانش نزدیک به دو ماه در کنار مردم ماندند؛ نه فقط برای توزیع غذا و پوشاک، بلکه برای همدلی با مردمی که داغ و رنج را یکجا تجربه کرده بودند.
حجتالاسلام حسن صادقینسب، امام جمعه گناباد، سالها بعد در روایت آن روزها، نخستین آشنایی خود با آیتا... خامنهای را به همان روزهای پس از زلزله نسبت میدهد. او میگوید پس از وقوع زلزله، جمعی از طلاب گنابادی برای همکاری با گروه امدادی ایشان راهی فردوس شدند و همین همراهی، آغاز آشنایی آنان با روحانی جوانی شد که اخلاق، تواضع و روحیه خدمتش، بیش از هر چیز در خاطرشان ماند.
آن دیدار به همان روزهای بحران محدود نشد. پس از پایان مأموریت امدادی، ارتباط علمی و فرهنگی میان طلاب گناباد و آیتا... خامنهای ادامه یافت و جلسات تفسیر قرآن ایشان، نزدیک به سه سال در گناباد برگزار شد و نسل جوانی از طلاب گناباد از آن بهره بردند.
امروز که خراسان بار دیگر نام سیدعلی خامنهای را با بغض و اشک بر زبان میآورد و خود را برای وداع با او آماده میکند، خاطره آن روزهای دور نیز دوباره زنده میشود؛ روزهایی که یک روحانی جوان، پیش از آنکه سالها بر مسند رهبری بنشیند، در میان ویرانههای کاخک و فردوس، دوشادوش مردم ایستاد و خدمت را نه در سخن، که در میدان عمل معنا کرد.