printlogo


... و آرامش دربهشت
صادق غفوریان

پس ازآیین های وداع تاریخی درتهران، قم، نجف وکربلا، پنج شنبه19 تیرماه 1405، مشهدالرضا(ع) زادگاه وخانه ابدی سیدعلی حسینی خامنه ای،دریک استقبال بی نظیر ازهمشهری اش،پیکرمطهراو را در آغوش خود و درآغوش حضرت سلطان خراسان و ایران، علی ابن موسی الرضا(ع) تا آسمان وتا بهشت بدرقه کرد.  
آری؛ پنج شنبه تاریخی مشهد،همشهری شهرامام رضا(ع)،او که خود خادم آستان حضرت رضا(ع) وازجهت مسئولیت های اداری، رئیس خدمه آستان قدس رضوی بود،پس یک عمربا برکت وخستگی ناپذیر مجاهدت در راه دین، آزادی خواهی، دفاع ازمظلوم و ظلم ستیزی با شهادت توسط شقی ترین موجودات، درجوارملکوتی حضرت ثامن الحجج (ع) ومولای خود درسحرگاه جمعه19تیرماه به آرامش ابدی رسید.ما دراین گزارش، روایتی ازمشاهداتمان ازآن چه دروداع تاریخی مشهد رقم خورد، بازگو می کنیم. بخشی ازاین گزارش، مراسم وداع خانواده رهبرشهید درساعات قبل ازخاکسپاری است که در رواق دارالحجه حرم مطهربرگزارشد.


زائرکربلا، زائر ابدی مشهد شد 
برگزاری تشییع پیکر رهبرشهید درنجف وکربلا با حضورچند میلیونی عراقی های قدرشناس، ازجمله موضوعاتی درتاریخ جمهوری اسلامی است که در زمان خود و درفرصت مناسب باید درباره آن سخن گفت، نوشت و تحلیل کرد. بی شک، اگرتشییع عراق را مهم ترین پیام سیاسی جمهوری اسلامی پس ازشهادت آیت ا... خامنه ای به جهان بدانیم، حرف و ادعایی دوراز واقعیت نیست. 
درحقیقت، وداع مردم عراق را باید جلوه ونمادی ازقدرشناسی و عرض ارادت آزادی خواهان جهان دانست؛درکجای تاریخ می توان نمونه ای را یافت که پیکررهبریک کشور، درکشوری دیگر، این چنین با استقبال چند میلیونی توده مردم مواجه شود؟
ازوجوه سیاسی و بین المللی مراسم عراق که بگذریم،رهبرشهید، پس از69 سال دوباره زائرحرم سیدالشهدا(ع) شد ومشهدی ها دراستقبالی تاریخی، این زائرکربلای حسین را به آغوش کشیدند.مسیراستقبال ازساعت های چهارشنبه شب، مملو از اراداتمندان رهبر شهید شده بود و با وجود تغییردرساعت آغازمراسم تشییع و هوای آتشین روزپنج شنبه اما حضورباورمندانه مشهدی ها، ایرانی ها و مهمانانی از27 کشور،خیابان های منتهی به حرم مطهر را به سیلی سرخ و خروشان تبدیل کرده بود.
البته تغییرمسیرتشییع پیکرها درقسمت انتهایی به دلیل تراکم جمعیتی، حسرتی را بر دل بخشی ازمردم برجای گذاشت اما آنان دلشان خوش بود و هست که درروزهای بعد و برای همیشه هرگاه به زیارت آقا امام رضا(ع) مشرف می شوند،می توانند دررواق دارالذکرحرم مطهر، و درکنارمرقد رهبرشهیدشان، دمی را بیاسایند.  

... و نمازفرزند و وداع خانواده
دقایق که به ساعات انتهایی شب نزدیک شده بود، یک قاب متفاوت و دورازانتظاردر صحن پیامبراعظم(ص)حرم مطهر،رقم خورد؛ آقا سیدمصطفی خامنه ای فرزند ارشد رهبرشهید به اقامه نماز برپیکر پدرشهیدش و پدرامت اسلام ایستاد. آرامش در نمازاو وگریه دیگرفرزندان رهبر، سید مسعود و سید میثم و هق هق جمعیت میلیونی نمازگزاران آن گاه که قرائت شد، «ما جز خوبی از او ندیدیم»، تصاویری ماندگار برای حرم مطهر امام رضا (ع) به یادگارگذاشت.
پس ازنماز، پیکر رهبرشهید به رواق زیرسطحی دارالحجة حرم مطهر، آن جا که قراربود خانواده و خویشاوندان رهبرشهید با مرادشان وداع کنند، منتقل شد.
پیکرها مقابل پنجره زیارتی رواق آرام گرفته بود؛ پیکرآقا درصدر، سپس تابوت آقا مصباح، دامادشان و درطرفین نیزسیده بشری و زهرا، فرزند و نوه آقا و درطرف چپ، عروسشان زهرا حداد عادل.
این روضه سخت است
دل رفته ازدست...
جمعیت حاضر وشماری ازخادمان حرم مطهر،گرداگرد شهدا و درمیان روضه خوانی های سوزناک حاج مهدی سروری و حاج میثم مطیعی آخرین لحظات وداع را سپری می کنند.
مطیعی، برای نوحه وداع، این شعر را انتخاب کرده بود:
انا الیه راجعون، آه ازیتیمی
رفتی پدر! ای مهربانْ عشق قدیمی
می‌بینی آقا
دلتنگی‌ام را
انا الیه راجعون، من باورم نیست
ماندم من وآن سایه دیگر برسرم نیست
انا الیه راجعون، من زنده ماندم
او رفت و تنها درعزایش نوحه خواندم...
آه ای خدا...آقای ما حاجت‌روا شد
با خانواده رهسپارکربلا شد...

 این روضه سخت است
دل رفته ازدست...

اشک ها، این جا تمامی ندارد؛ زمان می گذرد و همه می دانند که این دیدار،آخرین دیداربا سید علی حسینی خامنه ای است. مطیعی ازآقایان می خواهد، اطراف پیکرآقا را خالی کنند تا خانم ها و محارم ایشان با رهبرشهید وداع کنند.
میثم، به فرازهایی ازروضه وداع حضرت 
زینب (س) درکربلا اشاره می کند... زمان اما خیلی زود می گذرد، ساعت از12شب گذشته و سرانجام وقت خداحافظی با پیکرشهدا فرا می رسد. 
اول، تابوت آقا که منقش به «السلام علیک یا اباعبدا...» است،درمیان آه وحسرت حاضران و روی دست ها به طرف روضه منوره پروازمی کند.مسیرکوتاه است اما گام ها به کندی و سختی طی می شود؛آخرین لحظه وآخرین صحنه، آن جاست که سردرب ورودی دارالحجه، مسیر روضه منوره را نشان می دهد. لحظه خروج پیکر، فقط این فریاد وآه وگریه های بلند است که شنیده می شود؛این آخرین تصویربودازخداحافظی این دلسوختگان با سید علی حسینی خامنه ای.  
و وداع دیگر، با آقا مصباح باقری کنی وزهرا حدادعادل، داماد وعروس رهبرشهید؛ داستان وداع دوباره تکرارمی شود.
نوبت به سیده بشری فرزند و زهرا نوه آقا که می رسد، مطیعی ازحاضران می خواهد که اجازه دهند، پیکر این دو روی دست بانوان، مسیربهشت را طی کند...
جمع وداع کنندگان، پشت درب های ورودی به روضه منوره با پیکرشهدا وداع می کنند تا این مسافران آسمان را برای همیشه دراین قطعه ازبهشت، درپایین پای حضرت علی ابن موسی الرضا (ع) دردل خاک به امانت بسپارند...
​​​​​​​

بدرقه تاریخی امام شهید در عراق، نمایش قدرت نرم و عمق راهبردی مقاومت بود
تشییعی که ژئوپلیتیک شد

کامیار

​​​​​​​
در ادبیات روابط بین‌الملل، قدرت تنها در میدان نبرد یا پشت میز مذاکره تولید نمی‌شود؛ گاهی یک رویداد نمادین بیش از یک عملیات نظامی یا یک توافق سیاسی، در بازتعریف موازنه قدرت اثر می‌گذارد. تشییع رهبر شهید انقلاب اسلامی در عراق، از همین جنس رخدادها بود؛ رویدادی که باید آن را در چارچوب «ژئوپلیتیک نمادها» تحلیل کرد، نه صرفاً یک آیین سوگواری. بر اساس اعلام کمیته عالی سازماندهی و برگزاری مراسم تشییع رهبر شهید انقلاب در بغداد، بیش از ۱۰ میلیون نفر در عراق در این مراسم حضور یافتند؛ آماری که از سوی مسئولان عراقی به عنوان رکوردی تاریخی در این کشور توصیف شد. از سال ۲۰۰۳ به این سو، عراق به مهم‌ترین نقطه تماس منافع ایران و ایالات متحده تبدیل شده است. هر تحول بزرگ در این کشور، مستقیماً بر معماری امنیتی غرب آسیا اثر می‌گذارد. به همین دلیل، تشییع رهبر انقلاب در عراق برای ناظران بین‌المللی نه یک رویداد داخلی، بلکه شاخصی برای ارزیابی توازن قدرت منطقه‌ای بود. در ادامه این نکته حائز اهمیت است برای کشورهای عربی حوزه خلیج‎فارس نیز این مراسم صرفاً یک خبر نبود. این کشورها در سال‌های اخیر تلاش کرده‌اند روابط خود با ایران را میان همکاری و رقابت مدیریت کنند. بنابراین، هر نشانه‌ای از تداوم یا تغییر نفوذ منطقه‌ای تهران می‌تواند بر محاسبات امنیتی و دیپلماتیک آنان اثر بگذارد. از این رو، تشییع در عراق توانست به‌عنوان یکی از شاخص‌های غیررسمی ارزیابی محیط امنیتی آینده مورد توجه قرار گیرد. در پایان، اهمیت این مراسم در آن بود که توانست به یکی از نخستین شاخص‌های سیاسی و نمادین دوران پس از جنگ تبدیل شود. قدرت‌های منطقه‌ای و فرامنطقه‌ای، آینده غرب آسیا را تنها با رصد تحرکات نظامی تحلیل نمی‌کنند بلکه به نمادها، اجتماعات، روایت‌ها و میزان توان بازیگران در حفظ سرمایه اجتماعی نیز توجه دارند. شاید به همین دلیل است که تشییع رهبر شهید انقلاب در عراق، بیش از آنکه پایان یک زندگی سیاسی باشد، آغاز مرحله‌ای تازه در رقابت بر سر نظم آینده غرب آسیا خواهد بود؛ نظمی که در آن قدرت سخت همچنان تعیین‌کننده است اما بدون قدرت نرم، بازدارندگی ادراکی و برتری در جنگ روایت‌ها به‌تنهایی قادر به تثبیت موازنه نخواهد بود.

فصل جدید مدیریت در آستان قدس رضوی
سید عباسعلی وهاب‎زاده موسوی


رویدادهای اخیر در محور مقاومت و جمهوری اسلامی ایران، از تکانه‌ هفت اکتبر تا نبرد رمضان و در نهایت، شهادت آقای شهید ایران و تدارک و اجرای مراسم‌های عظیم تشییع و تجلیل از ایشان، در قطب‌های استراتژیکِ تهران، قم، نجف، کربلا و مشهد و حضور پرشور گروه‌های مقاومت منطقه و شخصیت‌های برجسته علمی و سیاسی آزادی‌خواهِ ضداستعمار، فراتر از یک تجلی عاطفی یا مذهبی است. آنچه در تلاقی مدیریت سیاسی جمهوری اسلامی و واکنش‌های بین‌المللی درک می‌شود، فراتر از یک پیوند سنتی بوده و در حقیقت شاهد زایش یک پارادایم جدید در ادبیات سیاست جهانی هستیم که نگارنده از آن به عنوان«ژئوپلیتیکِ مکتبی»  نام می‌برد. پارادایمی که در آن، سه‌گانه جغرافیا، سیاست و مکتب، برای نخستین بار با یکدیگر گره خورده و در یک پیوند ساختاری، معنای تازه‌ای از قدرت را تعریف می‌کنند. 
در قرن بیستم، قدرت در گروِ کنترل منابع و استقرار در مرزهای مادی بود؛ اما در این الگوی نو، جغرافیا دیگر تنها یک «مکان» برای مدیریت منافع نیست، بلکه به مرکز ثقل ارزش‌ها بدل شده است. زمانی که گروه‌های مقاومت از ملیت‌های مختلف در قلب ایران گرد هم می‌آیند، یا زمانی که قدرت‌های همسو برای عزاداری و تجلیل از این مقام، درخواست میزبانی می‌دهند، در واقع شاهد اعتباربخشیِ جغرافیایی به یک مکتب هستیم. در این مرحله، سیاست از تقابلِ صرفِ نیروها، به سمت تلفیقِ قدرت با رسالت حرکت می‌کند؛ جایی که مکتب، به جغرافیا جهت می‌دهد و مرزهای سیاسی را برای جریان یافتنِ معنا، کمرنگ می‌سازد.
اوجِ این تحولِ ساختاری، در پیوندِ استراتژیک میان این مکتب و هسته‌ معنوی جهانِ تشیع تجلی می‌یابد. تصمیم برای تدفین مقام معظم رهبری در آستان قدس رضوی، فراتر از یک سنت مذهبی، بلکه یک ماموریتِ مدیریتِ معنا در ساختار حکمرانیِ مکتب‌محور است. آستان قدس رضوی که همواره به عنوان پناهگاه ارزش‌ها شناخته می‌شد، با این پیوند تاریخی، به موتور محرکِ تولید و بازتولیدِ معنا ارتقا می‌یابد. در حقیقت، این نهاد قرار است لنگرگاه جغرافیاییِ این مکتب جهانی باشد که از آن‎جا، انرژی فکری و معنوی لازم برای هدایت جریان‌های سیاسی-معنوی در سطح بین‌المللی صادر می‌شود.
دشمن نیز به خوبی از این گذارِ ژئوپلیتیک آگاه است. تمرکز وسواسی آن‌ها بر جغرافیای مشهد و تلاش برای کدر کردن چهره‌ این مرکزِ معنایی از طریق جنگ شناختی  از تولیدات فرهنگی مخدوش با زمینه مشهد (مانند فیلم موهن عنکبوت مقدس) گرفته تا حملات خبرسازی علیه زائران به‎ویژه عرب   نشان از درک دقیق آن‌ها دارد. آن‌ها می‌دانند که اگر بتوانند این کانون تپنده معنوی را در آستان قدس فلج کنند، در واقع قدرت هدایت این پارادایمِ جدید را از بین خواهند برد. در واقع اکنون، نبرد آن‌ها دیگر بر سر خاک نیست، بلکه برای مهار یک قطب معنایی نو و قدرتمند است.
در نهایت، ما در عرصه حکمرانی جهانی، با گذاری بزرگ از حکمرانی مادی-مرزی به سمت حکمرانی معنایی-فرامرزی روبه‎رو هستیم. در این مسیر، مدیریت آستان قدس رضوی دیگر صرفاً در حیطه مدیریت یک نهاد مذهبی تعریف نمی‌شود؛ بلکه با مدیریت یکی از حیاتی‌ترین قطب‌های تولیدِ معنا در جهان نوین در پیوند است. جایی که در آن، مکتب، جغرافیا را معنا می‌بخشد و سیاست، در خدمت رسالت قرار می‌گیرد.