
اینطور که به نظر میرسد کاپیتان امید عالیشاه، پس از ۱۲ فصل حضور پرفراز و نشیب، سرانجام از پرسپولیس جدا شد؛ وینگر ریزنقش و تند و تیزی که نامش با پیروزی در دربیها و بالا بردن جامهای قهرمانی گره خورده بود. کارنامه او گویای همه چیز است: ۲۹۷ بازی، ۲۶ گل، ۶ قهرمانی لیگ برتر، سه نایبقهرمانی، نایبقهرمانی در آسیا، ۲ قهرمانی جام حذفی، فتح ۵ سوپرجام و دو بار کسب عنوان آقای پاس گل لیگ. امید به عنوان بهترین پاسور تاریخ پرسپولیس در لیگ برتر، با خاطراتی از وفاداری و رفتارهای سنجیده رفت، اما شاید با یک تصمیم اشتباه در پایان راه. او یک فصل زیادی در جمع قرمزها ماند. شاید اگر اصرار خودش و هواداران نبود و فصل قبل در دقیقه ۹۰ ماندگار نمیشد، امروز خاطرهای بینقصتر و ماندگارتر از خود به جا میگذاشت. هرچند، هیچکس آن فصل کابوسوار را که با هاشمیان شروع شد، با اوسمار ادامه یافت و در نهایت با تعطیلی لیگ تکمیل شد، پیشبینی نمیکرد. کاش عالیشاه اگر قرار نیست در پرسپولیس بازی کند از فوتبال خداحافظی کند تا تصویر خوبش بیشتر حفظ شود؛ هرچند این موضوع کاملاً شخصی است. فراتر از مستطیل سبز، امید بازیکنی بود که به هواداران رقیب احترام میگذاشت، از حواشی فضای مجازی دوری میکرد و دغدغه مسئولیت اجتماعیاش را هم داشت. او همان کاپیتانی است که به همتیمیهایش توصیه اکید میکرد حین تعطیلات از سفرهای خارجی و تفریحات گرانقیمت خود استوری نگذارند، مبادا در این شرایط سخت اقتصادی دل هموطنی بگیرد. امید با وجود تمام ضعفهایش، امتداد ستارههای باشخصیتی چون جواد زرینچه، مجتبی جباری و محرم نویدکیا بود. استعدادی که در دوران اوج، با کجسلیقگی کیروش و اسکوچیچ نادیده گرفته شد تا تنها ۲ بازی ملی داشته باشد و البته مصدومیتهای زیاد هم مانع از استمرار و درخشش او در پرسپولیس شد. حالا، اگر روزی ورزشگاه پیر و خسته آزادی واقعاً تعمیر شود، سکوهایش دلتنگ بازیکنی میشوند که شماره ۲ میپوشید اما مدافع نبود؛ ستارهای که همهجای زمین سرک میکشید، سلطان پیروزی در دربی بود و هرچند کم گل میزد، اما گلهایش جالب و تماشایی بودند.